ژوئن 30, 2009 بدست سینا ر
«سانسور مانند شيطان، وجود خود را از راه تلاش براي اقناع ما به وجود نداشتنش ثابت ميكند.»
ژان ژاك بروشيه
هفتهاي پيشتر بود كه محمد باقر قاليباف در تلويزيون رسمي ايران حاضر شد، تسليتي به خانواده كشتهشدگان حوادث اخير در تهران گفت و با اشاره به حضور خياباني معترضان به نتيجه انتخابات، دانستن را حق مردم دانست. تحليل و حتي چه بسا روخواني سخنان شهردار تهران توسط يك روزنامهنگار و در يك روزنامه اما در اين زمانه به نظر نميرسد كه مجاز باشد و چه بسا فراتر از مرزهاي نانوشته قانون و منافع ملي قلمداد شود بنابراين بگذاريد از اين بحثها بگذريم و به موضوعي بپردازيم كه چندان مرتبط با حال و هواي امروز ما نيست.
1- سخن ما بر سر سانسور است. اگر حكومت، خود يك «شر لازم» است و نه بيشتر، چگونه ميتوان از وجاهت «سانسور» توسط حكومت سخن گفت؟ طنز غريبي است كه حكومت كه خود يك «شر لازم» است، براي تحكيم پايههاي خود به سانسور مبادرت ورزد كه همانا «شري غير لازم» است. گويي صفتي به نام «كنجكاوي» براي حاكمان «لازم» است و براي رعايا «غيرلازم». حاكمان ميخواهند از جزئيترين مولفههاي زندگي شهروندان- يا به بيان بهتر رعايا- باخبر باشند و بدانند كه در اندروني خانه آنها نيز چه ميگذرد و با اين حال آيا حق كنجكاوي را براي شهروندان نبايد به رسميت شناخت؟ تصور كنيد حكومتي را كه به شهروندان خود بياعتماد است و ذرهبين بر زندگي آنها ميگذارد و با اين حال تقاضاي آن دارد كه شهروندان به او اعتماد داشته باشند و با ذرهبين رفتارهايش را زير نظر نگرفته باشند. هرچقدر كه اين تصور دور از ذهن است، سانسور و وجاهت آن نيز ناپذيرفتني است. حكومتها اما آنگاهي كه فراموش ميكنند صرفا يك «شر لازم» هستند و براي خود رسالت هدايت بر ميگزينند و چسبندگيها به قدرت افزايش مييابد، جاي پاي سانسور نيز گشوده ميشود. آنچنان كه يك جزوه پروتستان عليه دربار در سده هجدهم يا يك بيانيه جمهوريخواهانه در زمان ناپلئون سوم يا يك سخن منتقدانه در شوروي استالين مشمول سانسور و حذف ميشد و كميسر براي لويي چهاردهم مينوشت: «كتابخانه و چاپخانه… دين، دولت، اخلاق و آرامش خانواده را به خطر مياندازند.» تيغ «مادام گيوتين» در فرانسه روبسپير انقلابي را نيز نشانه ميگيرد آنگاهي كه انقلاب «برابري، برادري و آزادي» در مسير تثبيت قرار ميگيرد و سروكله سانسور دوباره پيدا ميشود.
2- سانسورچيها و حكومتهاي سانسور اما چه بسا كه خود را آزادترين حكومتها هم بدانند و نقاب برچهره خود بيفكنند. آنچنانكه ناپلئون در 1806 اعلام كرد كه كمترين سانسوري در فرانسه وجود ندارد و گويي كه پليس او نبود كه هر روز روي كتب چاپ شده، سانسور مطلوب خود را اعمال ميكرد و بيمحابا قيچي به دست ميبرد و كتابيبا عنوان «تاريخ بناپارت» را به «يادداشتهايي در مورد تاريخ مبارزات ناپلئون كبير» تغيير نام ميداد. ناپلئون را البته لفظ «سانسور» خوش نميآمد و اين واژه با طبع او سازگار نبود و بنابراين چنين برقع بر سانسور ميكشيد: «هدف من آن است كه آزادي تام در چاپ داشته باشيم، هيچ مزاحمتي بر آن فراهم نكنيم، به منع آثار وقيح يا مايل به ايجاد دردسر از كشور اكتفا كنيم… پرسشي كه بايد بكنيم اين است : آيا اين اثر ميتواند عواطف را بيدار كند، جناحهايي را شكل دهد يا دردسرهايي در كشور پيدا كند؟»
.
نقل از روزنامه اعتماد ملی است، امیدوارم این مقاله باعث توقیف این روزنامه ارزشمند در این برهوت نشود.
پ ن: این ترکیب آزار دهنده [...] در کشور ما معنی سانسور در نشریات را میدهد، یعنی چیزهایی که اقتدارگرایان دوست نداند مردم بدانند! گفتم بهتر است همین را به عنوان تیتر انتخاب کنم وقتی همه چیز شامل [...] میشود!
ارسال شده در جامعه, سانسور, شخصی | Tagged سانسور | 7 Comments »
ژوئن 22, 2009 بدست سینا ر
اینها آدمند که دارند میمیرند، اینها را میبینید؟
ارسال شده در شخصی | 5 Comments »
ژوئن 16, 2009 بدست سینا ر
ارسال شده در انتخابات, شخصی, وبلاگستان | 6 Comments »
ژوئن 15, 2009 بدست سینا ر
ارسال شده در انتخابات, سیاسی | 1 نظر »
دوست عزیزم محمود نویسندهی وبلاگ میمو برا به یک بازی وبلاگی-انتخاباتی دعوت کرده، با این عنوان که از دیدگاه شما رئیس جمهور آینده چه کاری نباید انجام دهد.
من مواردی را که به ذهنم میرسد تیتر وار بیان میکنم و شما خود بخوانید حدیث مفصل…!
1)دوست دارم به مردم دروغ نگوید.
2)خودشیفتگی نداشته باشد.
3)از بیاطلاعی عوام بیچاره سوء استفاده نکند و به شعور آنها توهین نکند.
4)مخالفان و منتقدانش را “بزغاله” خطاب نکند.
5)با ادب و با شخصیت و با متانت باشد.
6)زیاد و بیموقع نخندد!
7)وقتی حرف میزند کلمات را نکِشد!
8)اگر کسی زیادتر از حقش در تضییع حقوق مردم حرف زد به او بگوید “ساکت” باش.
9) جواب توهینها و هتاکیها را با آرامش و متانت و نجابت بدهد.
10)پول نفت را مثل صدقه بین مردم پخش نکند.
11)شعارهایی که ضامن اجرایی ندارد ندهد(این هم البته میشود همان مورد سوم)
12)این برخورد تحقیر آمیز با زنان و دختران را اصلاح کند.
13)مفسدان اقتصادی را معرفی کند اما نه 9 روز مانده به انتخابات که ما فکر کنیم عوام فریبی کرده است. در ضمن نام آنها را فقط برای مردم ذکر نکند در قوه قضائیه علیه آنها اعلام جرم کند.
14)وضع اقتصادی مردم را بهتر کند تا هیچ مردی پیش همسر و فرزندش شرمنده نشود(از دیدگاه خودم دیدم، خانمها هم از دیدگاه خودشان ببینند)
اگر خوب نگاه کنید قشنگ معلوم است که خواستههایمان اینروزها چقدر از دوره معین پایینتر آمده است. دیگر حرفی از آزادی مدنی، آزادی سیاسی، آزادی احزاب، آزادی NGO ها نمیزنم! نه اینکه اینها را نخواهم، میخواهم. اما…
نمیدانم اینها را هم به عنوان مورد 15 لیست میکنم. آرزو که بر جوانان عیب نیست.
هرکسی دوست دارد این بازی را ادامه دهد. نمیخواهم اسم ببرم هم اینکه معذوریتی برای دیگران نشود و هم اینکه این موضوعی است که به همه ربط دارد! هرچقدر بیشتر بنویسند بهتر. فقط اگر نوشتید مرا خبر کنید که بخوانم و لینکش را در وبلاگم زیر همین نوشته بگذارم. فکر میکنم میتواند یک حرکت آگاهی بخش مفید در این روزها باشد.
پ ن: محمود جان خیلی سعی کردم در وبلاگت کامنت بگذارم و از دعوتت تشکر کنم، اما نمیدانم چرا صفحه وبلاگت کامل باز نمیشود.
ارسال شده در انتخابات, سیاسی, وبلاگستان | 12 Comments »
گاهی اوقات سخت میشود سکوت طولانی، دیگر بیشتر از این نمیتوانم. چند روزی است روی دلم سنگینی میکند این حرفها و آزارم میدهند.
این روزها از دو گروه بر ما باران ناسزا میبارد، یکی حامیان دولت که از همه رسانهها اعم از ملی و غیرملی را برای تخریب رقیب در اختیار دارند. روزی در رسانه ملی ما را فاشیست سبزپوش قلمداد میکنند و روز دیگر نمادهای سبزمان را قرآن بر سرنیزه توصیف میکنند. با آنها سخنی ندارم که آنها کارشان همین است و نانشان. اصلا من از آنها دلگیری ندارم که آنها “همینند”.
روی سخنم اینبار با دوستان است، دوستان و همفکران دیروز که امروز در هیبت رقیب ظاهر شدهاند. بله حامیان کروبی را میگویم.
همینجا هم نکتهای را بگویم به اقتدارگرایانی که ممکن است از اختلاف ما شاد باشند، ما هرچقدر هم که با هم اختلاف نظر داشته باشیم از یک خانوادهایم و اگر سیلی هم به صورت هم بزنیم در مقابل شما متحد هستیم. مطمئن باشید.
اما اینروزها عجیب دلم گرفته از یاران. متاسفانه عدهای از این دوستان با “هر” شیوه و روش و راه و تریبونی که دارند دست به تخریب و توهین به موسوی و هوادارنش زدهاند. نمیتوانم بگویم که حمله به موسوی استراتژی آگاهانه ستاد موسوی باشد، هرچند که زیدآبادی و قوچانی چندین بار خطاب به یارانش حمله به موسوی را مجاز شمردهاند و کرباسچی و جمیله کدیور و سروش یکی دو باری به موسوی حمله کردهاند. اما بسیار دیدهام که بزرگان دیگر این گروه، بارها به هواداران دو گروه گفتهاند که به دام تفرقه افکنان نیفتید، ابطحی و الویری از این دستهاند و دیگرانی.
با همه این و اوضاع و احوال متاسفانه بعضی دوستان تبلیغ برای کاندید مورد نظرشان را تنها در تخریب موسوی میدانند و در این راه از رسانههایی که در دروغ پردازی شهرهاند تا رسانههای بینام و نشان و افراد مجهول برای تخریب موسوی و یارانش استناد میدهند. گاهی طوری از وقایع دهه 60 و 70 و 80 نقل میکنند و ایرادات را به گردن موسوی و خاتمی میاندازند که گویی موسوی تنها شخص تاثیرگذار در کل دوران پس از انقلاب بوده است و گاهی مسائلی را در دهه 60 مطرح میکنند که هرکسی که اندک آگاهی با مسائل سیاسی داشته باشد میفهمد که آن مسائل خارج از اختیارات نخستوزیری بوده است. طوری صحبت میشود اینروزها که گویی موسوی مسئول تمام تندرویها است، و کاندیدای ایشان همواره اپوزیسیون نظام بوده است!
باشد، از همه اینها میگذریم و باور میکنیم کروبی یک تنه همهی این سالها برای آزادی و آزادگی تلاش میکرده است! ما هم مثل شما ماجرای ایستادگی کروبی مقابل اصلاحات در مجلس ششم را فراموش میکنیم. ما هم نپیوستن کروبی به جمع استعفا دهندگان مجلس ششم بعد از رد صلاحیتهای فلهای را فراموش میکنیم. ما هم از دستور خارج کردن اصلاح قانون مطبوعات را فراموش میکنیم. ما شعار اقتصادی صدقه محور هر ایرانی 50 هزار تومان در دوره پیش و 70 هزار تومان در این دوره را ندیده میگیریم، اینها حرفهای گذشته است و ما به انتخاب شما احترام میگذاریم. شما کروبی را انتخاب کردهاید ما میگوییم بسیار عالی! ما شما را نادان و جو زده و عوام نمیخوانیم. تا اینجای کار هیچ مشکلی هم با شما نداریم.
اما حرفهای امروز شما بسیار سنگین است. بسیار دردناک است. فاشیست سبز پوش و مزد بگیر وابسته را میتوانیم تحمل کنیم. توهینهای بعضی افراد را از روی احساساتی شدن تحمل میکنیم. اما اینکه شما خود را دانا میدانید و دیگران را به خاطر حمایت از موسوی نادان و ساده و جو زده و عوام و بیسواد بیپندارید را نمیتوانیم تحمل کنیم.
اینروزها در مباحثهها بسیار میشنویم که “برخی” از حامیان کروبی، همراهان موسوی را جو زده و عوامی قلمداد میکنند که به خاطر رنگ سبز دنبال موسوی راه افتادهاند. این برای من که حدود 7-8 سال است پیرامون اوضاع سیاسی کشور مطالعه میکنم تحملش خیلی سخت است، مخصوصا که گاهی میبینم جوانهای 18-19 سالهای که اصلا مجلس رویایی ششم و ریاست پرحاشیه مهدی کروبی بر آن را به یاد ندارند این حرفها را میزنند بیشتر نگران جامعه آگاه کشورم میشوم.
اصلا گیرم من جو زده باشم!
شما حمایت بیسابقه در 110 سال اخیر 71 تن از استادان علوم سیاسی دانشگاه تهران از میرحسین موسوی را جوزدگی مینامید؟! حمایت 120 استاد دانشگاه پلی تکنیک را چطور؟! نهضت آزادی و ملی-مذهبی، مجاهدین انقلاب، مشارکت و کارگزان و روحانیون مبارز و به طور کلی 83 حزب و تشکل حامی میرحسین را هم جو زدگی مینامید؟
حمایت شخصیتهایی نظیر سعید حجاریان، عزتالله سحابی، دکتر محسن کدیور، دکتر مصطفی ملکیان،علیرضا رجایی، حبیبالله پیمان، مجتهد شبستری، سید محمد خاتمی، آیتالله صانعی، دکتر زیباکلام، دکتر افروغ، خشایار دیهیمی، آیدین آغداشلو، ابراهیم نبوی، ابراهیم رها، بهمن فرمانآرا، محسن مخملباف، داریوش مهرجویی، مجید مجیدی، حسین زمان، محسن نامجو و… را جو زده میدانید؟
این هم لینک سینماگران حامی میرحسین
و حمایت 6000 عضو هیات علمی دانشگاه از مهندس موسوی
این که شما همهی اینها را عوام و جوزده قلمداد کنید و خودتان را خواصی که همه چیز میفهمد، یا باید نشانه خود شیفتگی شدید در شما باشد یا حرفهایتان از روی عصبانیت باشد. “دوستان” این بیت حضرت حافظ را جدی بگیریم معنای عمیقی دارد:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:
با “دوستان” مروت با دشمنام مدارا
پ ن: میدانم که ممکن است نام بسیاری از بزرگان حامی میرحسین را فراموش کردهام. دوستان هرکس را که به یاد دارید بنویسید من در وبلاگ اضافه میکنم.
بازتاب:
در وبسایت موج نو
ارسال شده در انتخابات, سیاسی | Tagged مهدی کروبی, میرحسین موسوی, هواداران کروبی, اصلاحات, تخریب موسوی, تخریب میرحسین | 18 Comments »
اینروزها اصلا فرصت نمیکنم در وبلاگم بنویسم. ترجیح میدهم در جایی فعال باشم که اثر گذاری بیشتری داشته باشم.
یا سعی میکنم در ستاد آقای مهندس موسوی فعال باشم و در فضای مجازی هم اکثریت وقتم را در وب سایت قطار صرف میکنم. به هر حال آنجا مخاطب بیشتری دارم. وب سایت قطار بالای 5000 ویزیت در روز دارد بنابراین فعالیتم در آنجا میتواند اثر بیشتری داشته باشد.
علاوه بر همه اینها مجبوریم که تقریبا همهی سایتهای خبری را مرور کنیم تا در مباحثهها و مناظرهها به اصطلاح کم نیاوریم!
از دوستانم در اینجا هم میخواهم که این چند مدت به جای وبلاگم سایت قطار را بخوانند!
البته لینکهایم از طریق rss در سمت راست وبلاگ هم قرار گرفته است.
البته اگر موضوع مهمی باشد در وبلاگ مینویسم.
به امید پیروزی اصلاحات و مهندس میرحسین موسوی.
پ ن1: شاید بگویید گذاشتن چند لینک در وب سایت قطار مگر چقدر وقت میگیرد که فعالیتم را در اینجا قطع کردهام و فقط در قطار مشغولم، باید بگویم به لطف آتشی که بزرگان همراه آقای کروبی به پا کردهاند، کوچکترها هم با تمام توان به توهین و تخریب میرحسین مشغولند و ما مجبوریم پاسخگو باشیم.
و البته برای رسیدن به هدفشان از توهین به شخص ما هم فروگذار نمیکنند و اینروزها بسیاری توهینها و تهمتها را به خاطر اصلاحات و ایران تحمل میکنیم امیدوارم سایر هوادارن میرحسین هم صبر و تحمل پیشه کنند و به خودزنی نپردازند و تنها برای نامزد مورد نظر خودشان تبلیغ کنند و از تخریب آقای کروبی دست بردارند.
گویا دوستان آقای کروبی راه را گم کرده و به جای حمله به رقیب حمله به میرحسین را شرط پیروزی میدانند. ما چنین نمیکنیم.
ارسال شده در انتخابات, سیاسی, وبلاگستان | Tagged قطار, میرحسین موسوی, انتخابات, اصلاحات, دلبستگی | 19 Comments »
به گزارش قلمنیوز برنامه های سفر یکروزه فردا یکشنبه(27/2/88) مهندس موسوی به گیلان:
- زیارت مزار شهدا
-زیارت مزار میرزا کوچک جنگلی
- ملاقات با دانشجویان و دانشگاهیان
- ملاقات با برگزیدگان استان
- ملاقات عمومی در ورزشگاه عضدی رشت
- مصاحبه با اصحاب رسانه ها
.
گفتنی است فردا حدود ساعت 4 بعدازَظهر میرحسین در ورزشگاه عضدی رشت سخنرانی خواهد کرد.
سعی میکنم گزارشی را از این سفر تهیه کرده و در وبلاگ قرار بدهم.
ارسال شده در انتخابات, سیاسی, گيلان | Tagged میرحسین, میرحسین موسوی, گیلان, انتخابات, اصلاحات, خاتمی, رشت | 2 Comments »
آوریل 29, 2009 بدست سینا ر
اینروزها ما که مدافع میرحسین موسوی هستیم باید به سوالهای گوناگونی پاسخ دهیم، شاید یکی این سوالها این باشد، چرا مهدی کروبی نه؟ مهمترین دلیل نوشته قبلی من و اندکی انتقاد از مهدیکروبی پاسخ به همین سوال تکراری بود، اما به مذاق بسیاری از دوستان حقیقی و مجازیام خوش نیامد و من نیز به همه قول دادم و میدهم که تا پایان انتخابات کلامی در انتقاد از مهدی کروبی ننویسم که به قول بزرگان اصلاحات، گلایهها را بگذاریم برای بعد.
اما دومین مسئلهای که وجود دارد، مسئله تحریمیان است؛ گروه تحریمی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1) تحریم کننده آگاه
2)تحریم کننده ناآگاه
گروه اول که شامل عدهای از آگاهان سیاسی است که از ناراستی اصلاحطلبان دلزده شدهاند، هرچند که اکنون بسیاری از این افراد به این نتیجه رسیدهاند که باید شرکت کرد و رای داد تا بتوان حداقلها را حفظ کرد. متاسفانه جمعیت گروه ” تحریم کننده آگاه” اگرچه در دنیای مجازی زیاد است اما در جامعه چندان زیاد نیست که اگر بود اوضاع میهن چنین نبود.
به هر حال پاسخ من به این گروه این است: برای برون رفت از وضع موجود و تغییر سه راه در پیش رو داریم؛ 1)انقلاب 2)حمله خارجی 3)اصلاحات
برای آنها که طرفدار راه اول هستند؛ خواندن کتاب قلعه حیوانات جرج اُرول را پیشنهاد میکنم و همین بس که انقلاب راه به دموکراسی نمیبرد.
با گروه دوم هیچ سخنی ندارم، چون قطعن هیچ ایرانی میهن دوستی تاب حمله بیگانه به کشور را نخواهد داشت و اگر کسی از ته دل موافق آن باشد(که من تاکنون موردی ندیدهام) چنین کسی قلبش برای ایران نمیتپد و به قول پرفسور حسابی هر ایرانی که قلبش برای ایران نتپد همان بهتر که اصلن نتپد!
پس نتیجه میگیرم که تنها راه، ماندن و رای دادن است. به کالبد خسته و رنجور اصلاحات روحی دمیدن است و انتخاب من در این برهه از زمان بدودن هیچ تردیدی مهندس میرحسین موسوی است. تا بتوان با نفسی مسیحایی مرده اصلاحات را زنده کرد و اینبار فریاد زد اصلاحات زنده است، زنده باد اصلاحات.
اما گروه دوم، “تحریم کننده ناآگاه” هستند؛ گروهی که بدون هیچ بینش سیاسی ساز تحریم را کوک میکنند. و متاسفانه تعداشان کم هم نیست. در خوشبینانهترین حالت، این گروه، آگاهی سیاسی خود را از شبکههای ماهوارهای کسب میکنند و با تحلیلهای آب دوغ خیاری این رسانهها(اگر بتوان نام رسانه را بر آنها نهاد) و یا تحلیلهای سیاسی رانندههای خطی(با تمام احترامی که برای این قشر قائلم و میدانم که انسان آگاه نیز در بین آنها وجود دارد) اطرافیانشان را نیز به سمت تحریم سوق میدهند.
سوال اصلی این گروه این است؛ چرا باید در انتخابات شرکت کنیم؟ ما میتوانیم با عدم شرکت نظام را از مشروعیت خارج کنیم.
و پاسخ من این است؛
با عدم شرکت حدود 50 در صد مردم در انتخابات سوم تیر 84 شما چهار سال فرصت داشتید اهدافتان را به ثمر برسانید، یعنی فرصت داشتید به قول خودتان نظام را از مشروعیت بندازید! چه کردید؟
و پاسخ دوم:
فرض کنید که ایده شما موفق شد و بیشتر از 70 درصد مردم انتخابات را تحریم کردند، شما که حتی اصلاحطلبان پیشرو(مثل دکتر معین) را در چهارچوب این نظام پاسخگوی اهداف خود نمیبینید و به همه کس بدبینید، چطور میتوانید به این نظام اعتماد کنید که بپذیرد و علنی اعلام کند که 70 درصد انتخابات را تحریم کردند، هیچگاه با خود فکر نمیکنید که اگر اینهمه صداقت وجود داشته باشد که تعداد تحریمکندگان به درستی اعلام شود، شاید امید به اصلاح نیز باشد؟
بار دیگر به کسانی که قصد تحریم دارند میگویم که هوشیار باشید که فردا باید در پیشگاه تاریخ و فرزندانتان پاسخگو باشید؛ هوشیار باشید که اگر وضع موجود ادامه یابد میهن در خطر تندرویها است. آگاه باشید که اگر متحد نشویم و موجی مانند دوم خرداد راه نیندازیم اصلاحات شکست میخورد و باید چهار سال دیگر وضع موجود را تحمل کنیم که البته اگر تن نحیف میهنمان و آزادی خواهانمان تاب آنرا داشته باشد.
باید هر نفر دست در دست هم ستادی برای میرحسین موسوی باشیم تا بتوانیم در مقابل موج سنگین تبلیغات صدا و سیما برای احمدینژاد دوام بیاوریم. اگر با میرحسین مشکل دارید بدانید که ما به میرحسین رای نمیدهیم ما به تدوام اصلاحات رای میدهیم.
گرچه شب تاریک است، دل قوی دار سحر نزدیک است.
ارسال شده در اعتقاد, انتخابات, جامعه, سیاسی, وبلاگستان | Tagged میرحسین, میرحسین موسوی, پیروزی اصلاحات, انتخابات, اصلاحات, سیدمحمدخاتمی | 23 Comments »
آوریل 21, 2009 بدست سینا ر
خوشبختانه با نزدیک شدن به انتخابات موج گستردهتری از حامیان اصلاحات به صف حمایت از سید میرحسین موسوی پیوستهاند. تقریبی تمام گروهها احزاب و تشکلهای اصلاحطلب(از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، حزب کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز، خانه کارگر، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، انجمن اسلامی معلمان ایران، حزب همبستگی، مجمع زنان اصلاحطلب و اغلب ستادهای استانی88 و پویش موج سوم برخی از فعالین ملیمذهبی و نهضتآزادی) و بسیاری از اشخاص تاثیرگذار هنری و سیاسی حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام داشته و امید به پیروزی اصلاحطلبان را بیشتر کردهاند. از طرفی موضعگیریهای صریح میرحسین موسوی بسیاری از فعالین سیاسی را غافلگیر کرده است از جمله مخالفت او با گشتهای ارشاد، گیتهای امنیتی دانشگاه، سهمیهبندی جنسیتی، و موافقت او با تلویزیون خصوصی، اقتصاد رقابتی، برقراری رابطه عزتمندانه با آمریکا و آزادیهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی انتقاد صریح او به محروم کردن دانشجویان از تحصیل(موسوم به دانشجویان ستارهدار) حمایت از شخصیتهای ملیمذهبی و نهضتآزادی انتقاد از برخورد با دانشجویان در 18 تیر 78 و انتقاد از توقیف مطبوعات و جلوگیری از انتشار کتاب و همینطور انتقاد صریح از ماجراجوییهای بینالمللی و تخلفات اقتصادی دولت نهم، همه و همه موج گستردهتری را در اتحاد و پیروزی اصلاحات نوید میدهد.
هرچند مهدیکروبی بعید است که از انتخابات کنار برود اما نمیتواند آرای چندان قاطعی داشته باشد، چرا که بسیاری از شعارهای غلط اقتصادی ایشان را محمود احمدینژاد سوزانده است. همانطور که میبینیم اینبار شیخ کروبی به جای شعارهای اقتصادی عوامفریبانه به شعارهای تند سیاسی روی آورده است، درست یک روز بعد از آنکه میرحسین وعده جمع کردن گشتهای ارشاد را داد، کروبی هم اعلام کرد با پیروزی او گشتهای ارشاد خود به خود جمع میشود(!). شیخ که اولین کسی بود که اصطلاح “حکم حکومتی” را وارد گفتمان سیاسی ایران کرد اینروزها دامنه شعارهای تند سیاسیاش به سمت بینهایت میل میکند! تا آنجا که که پیشنهاد اصلاح چهار ماده از قانون اساسی را داده است. البته همهی این شعارها را باید به فال نیک گرفت اما یک نفر نیست از آقای کروبی بپرسد چرا آنزمان که در راس قوهی مقننه بودید این کار را نکردید و حالا که قرار است در کسوت یک مجری باشید شعار قانونگذاری میدهید؟!
در سوی دیگر سکه اما رقیب قدری در انتظار میرحسین است، رسانه ملی با تمام توان، تبلیغات پر زرق و بر را برای محمود احمدینژاد آغاز کرده است و بساری از شبکههای تلویزیونی در پربینندهترین ساعات به پخش برنامههای تبلیغاتی مشغولند، اخبارهای رسمی سیما، به خصوص اخبار ساعت 14 که یکی از پربینندهترین بخشهای خبری است، بخش اعظمی از زمان خود را به محمود احمدینژاد اختصاص داده است. اخبار 20:30 که شاید نام صحیح آن سریال 20:30 باشد در بسیاری از مواقع با بازی هنرمندانه خبرنگارانش به یک فیلم تبلیغاتی خوب برای انتخابات تبدیل میشود. البته به همهی اینها باید خیل بزرگ روزنامههای دولتی را هم اضافه کرد که با قیمتهای بسیار نازل نسبت به چند روزنامه نیمهجان اصلاحات در اختیار مردم قرار میگیرد.
محمود احمدینژاد با این پشتوانه قوی رسانهای در کنفرانس ژنو حاضر میشود و طبق معمول از همهی کشورها سخن میگوید به جز ایران!
شعارهای تند در انتقاد از اسرائیل را تکرار میکند و رئیسان جمهور کشورهای بزرگ در توهینی آشکار به نماینده ایران جلسه را ترک میکنند، در واقع از ملت و کشور ایران هزینه میشود تا یک خوراک تبلیغاتی مناسب(با استفاده از حس دلسوزی مردم ایران نسبت به مردم مظلوم فلسطین) برای تیم رسانهای احمدینژاد فراهم شود تا با آن موجی ایجاد کند که بتواند در آستانه انتخابات بار دیگر عوام را بر آن سوار کند.
البته محمود احمدینژاد در مورد ایران هم صحبت کرد، ایشان مجدد بر وجود آزادی کامل و مطلق در ایران تاکید کردند.
همهی اینها معادلات سیاسی در ایران را پیچیدهتر میکند، باید 55 روز دیگر صبر کرد تا دید چه کسی فاتح انتخابات دهم خواهد بود.
اصلاحطلبان؟ یا ادامهی وضع موجود؟
.
پینوشت مهم: یک اشتباه فاحشی در متن من رخ داده که عذرخواهی میکنم، چیزی که مشخص است اصطلاح حکم حکومتی در ایران قدمتی به اندازه تمدن کشف شده از ایران دارد! یعنی چیزی بیشتر از 4000 هزار سال! پس بدیهی است که جناب کروبی نمیتواند خلق کننده این اصطلاح سیاسی باشد، جملهی صحیح این میباشد:
” شیخ اولین کسی بود که اصطلاح “حکم حکومتی” را وارد گفتمان سیاسی اصلاحطلبان ایران کرد…”
توضیح اینکه بعد از اعتراض نمایندگان مجلس ششم به ردصلاحیتهای گسترده در انتخابات مجلس هفتم، مهدی کروبی در جملهای تاریخی گفته بودند که به هر حال “«حکم حکومتی» است و باید پیروی کنیم…”
در زمان ریاست آقای کروبی بر مجلس یکبار هم با حکم حکومتی از «اصلاح قانون مطبوعات» جلوگيري به عمل آمد و حالا ایشان میگوید حکم حکومتی را نمیپذیرم!
عوام فریبی با عوام فریبی فرقی ندارد هرکسی که حرف و عملش فرق کند عوام فریب است
قطعا اگر کروبی در دور دوم با احمدینژاد باشد، به کروبی رای خواهم داد اما این دلیل نمیشود که بخواهم در مقابل حقیقت بایستم و بیانش نکنم.
ارسال شده در انتخابات, سیاسی | Tagged مهدی کروبی, میرحسین موسوی, محمود احمدی نژاد, پیروزی اصلاحات, انتخابات, اصلاحات, خاتمی | 9 Comments »