دلبستگی

مه 14, 2015

آدم های جدید

Filed under: شخصی — سینا ر @ 9:37 ق.ظ.

آدم ها عوض می شوند. تغییر می کنند. دغدغه هایشان عوض می شود. آدم ها بزرگ می شوند! عاقل می شوند. شجاع می شوند و ترسو می شوند!

این است رسم زندگی. رنگ دنیای آدم ها حتی عوض می شود.

و چه خوب است که در این تغییرها فقط عوض شوند و عوضی نشوند!

آدم بودن و ماندن سخت است.

مه 12, 2015

یادش بخیر…

Filed under: دلبستگی ها — سینا ر @ 1:50 ب.ظ.
Tags: ,

چقدر برای این وبلاگم زحمت و انرژیگذاشته بودم. یادش بخیر دوستان قدیمی وبلاگ نویس که شاید دیگر هیچوقت پیدایشان نکنم! لینک هایشان هست اما خیلی هایشان نیستند یا دیگر نمی نویسند.

روزی که اینجا فیلتر شد اشتباه کردم که نوشتن را در همینجا ادامه ندادم. باید به توصیه بعضی از دوستان گوش می دادم و به آدرس جدیدی نمی رفتم. رفتنم از این وبلاگ اشتباه بزرگی بود و اتفاقات بعدش باعث شد کم کم دوستانم پراکنده شوند. و من هم انگیزه نوشتنم کمتر و کمتر شود.

حالا دوباره اینجا مطلب می گذارم هرچند بعید می دانم خواننده ای داشته باشم!

دلبستگی است و من برای برای دلم می نویسم.

دوباره می نویسم.

نوامبر 27, 2009

«دلبستگی»‌ام را از من گرفتند

امروز حدود ساعت 7 غروب بود که به وبلاگم سر زدم دیدم با پیام فیلترینگ مواجه شدم. یهو ته دلم خالی شد. به خودم دلداری دادم و با خود گفتم حتما مثل دفعه پیش اشتباهی رخ داده و با پیگیری، وبلاگم رفع فیلتر می‌شود. به مرکز فیلترینگ اشتباه به آدرس filter@dci.ir ایمیل دادم بعد از چند ساعت ایمیل زیر برایم ارسال شد:

«آدرس دامنه اينترنتي شما از جانب مخابرات مسدود نگشته و دستور انسداد از:
» کمیته تعیین مصادیق پايگاه هاي غیر مجاز اینترنتی» ( وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي) دارد.
در صورت تمایل به اعتراض، درخواست اعتراض خود را همراه با مشخصات کامل صاحب دامنه شامل: نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه و محل صدور،تاریخ تولد ، نام پدر،کد ملی، آدرس دقيق پستي و شماره تلفن ثابت و همراه براي ما ايميل نماييد تا اعتراض شما به کميته ارسال گردد.
1- موضوع ايميل: نام دامنه فيلترشده
2-امکان تماس مستقيم شما با کميته مقدورنمي باشد و ما رابط شما مي باشيم.
3-فقط ايميل» filter@dci.ir «مسئول پاسخگويي به موارد فيلترينگ اينترنتي ميباشد.
3-به ايميلهاي حاوي اطلاعات ناقص، يا ارسال مشخصات اشتباه، ترتيب اثر داده نخواهد شد.
4-هرگونه تغيير در آدرس فيلتر شده يا راه اندازي دامنه جديد با محتواي قبلي، يا راه اندازي سرويس https ، تخلف محسوب ميگردد.
5-پاسخ شما از طريق ايميل يا تلفنتان به شما اعلام ميگردد و به علت حجم بالاي کاري، بررسي مجدد و جواب اعتراض شما وقت گير بوده، لذا از ارسال ايميلهاي تکراري خودداري فرماييد.
6- متن ايميل شما بايد بصورت فارسي (و يا در يك فايل (word نگاشته و ارسال گردد.
7- جهت بررسي حتما بايد سايت شما قابل مشاهده و در دسترس باشد و در صورت down بودن وب سايتتان نوبت شما باطل گشته و اعتراض شما رسيدگي نميگردد.
با احترام واحد فیلترینگ مخابرات
»

به زودی در آدرس جدید شروع به نوشتن می‌کنم از شما دوستان هم تقاضا می‌کنم که لینک آدرس جدید را قرار دهید. فقط امیدوارم به کمک دوستانم بتوانم آرشیو وبلاگم را به آنجا منتقل کنم. این وبلاگ تعطیل نشده و روزی که امکان فعالیت مجدد در آن بدون فیلتر فراهم آید به اینجا برخواهم گشت.

نوامبر 26, 2009

چاره‌اش دعوت به روسپیگری نیست…

Filed under: اعتقاد,جامعه — سینا ر @ 2:42 ب.ظ.
Tags: ,

چند وقت پیش در وبلاگم پیرامون ازدواج موقت مطالبی را نوشته بودم که هنوزم که هنوز است موتورهای جستجو عاشقان ازدواج موقت را به وبلاگم روانه می‌کنند! و البته دوستداران صنعت پ*ورنو را! به همین دلیل و به دلیل کامنتهای مشمئز کننده‌ای که گاهی برای پست مذکور می‌گذارند تصمیم گرفته بودم دیگر در این باره ننویسم. اما ما یک ضرب‌المثل داریم در زبان خودمان که می‌گوید «سعی می‌کنم حرف نزنم اما تک و پهلویم بحرف میاد»
بعد از این ماجراهای تجاوز دسته‌جمعی آقایان به این فکر افتاده‌اند که مشکل جنسی در کشور وجود دارد و افاضاتی نموده‌اند، آقای علی مطهری نماینده مردم تهران و همینطور رئیس اداره آموزش و پرورش شهر تهران به طور جداگانه اعلام کرده‌اند که دختران و پسران از دوران دبیرستان و از سن 15 سالگی ازدواج موقت کنند.
اینبار نه قصد برسی علمی این موضوع را دارم نه برسی مذهبی؛ فقط از دید شخصی در این جامعه به این قضیه نگاه می‌کنم.از دید کسی که تمام دوران زندگی‌اش را در بین طبقه متوسط جامعه ایران گذرانده‌ است.
به برسی این موضوع با ذکر یک مثال می‌پردازم. تصور کنید یک دختر در سن 26 سالگی تصمیم به ازدواج دائم می‌گیرد و فرضا این دختر از نوجوانی یعنی همان 15 سالگی مدنظر آقایان شروع می‌کند به ازدواج موقت و در این 11 سال قطعا اگر نگویم با هزاران نفر با صدها نفر سکس می‌کند.
یک سوال ساده. این دختر با یازده سال تجربه سکس قبل از ازدواج با صدها مرد چه چیز جدیدی برای شوهرش دارد؟؟ اصلا دیگر کجای شوهرش برایش تازگی دارد؟! او که همه چیز را قبلا تجربه کرده. چه خاطراتی از دوران جوانی و نوجوانی دارد برای فرزندانش تعریف کند؟! آیا باید از تجربه سکس‌های شیرین و شرعی‌‌اش برای فرزندانش بگوید؟!
البته شاید یک چیز داشته باشد، قطعا با پول سکه‌هایی که برای هر بار سکس(ببخشید ازدواج موقت) به عنوان مهریه می‌گیرد می‌تواند برای فرزندش یک ماشین بخرد! شاید یک راه دیگر بماند اینکه فرزندانش را از 13 سالگی به سکس(ازدواج موقت) سرگرم سازد تا سوال بی‌مورد در مورد گذشته پدر و مادر نپرسند! اصلا چه ایرادی دارد برای اینکه این مشکل برطرف شود بیایید نوزادان را از بدو تولد به ازدواج موقت سوق دهیم.
آقایان عادت کرده‌اند هرگاه توان حل مشکلی را ندارند صورت مسئله را پاک می‌کنند.
اوایل که می‌خواستند مدینه فاضله بسازند و اصلا دختر و پسر با هم حرف نزنند تا جهنم نروند!‌ چه دختر پسرهایی که ندیده به عقد هم در آمدند و بدبخت شدند. و چه آدمهایی که به جرم حرف زدن و دوستی با جنس مخالف کتک خوردند و تحقیر شدند و حالا هم که می‌خواهند آزادی مطلق جنسی را از سن 15 سالگی در کشور رواج دهند! یک نوجوان پانزده ساله که علی‌الاصول دغدغه اصلی‌اش باید درس و مدرسه‌اش باشد بیاید بنشیند با همسالانش از تجربه‌ رابطه‌های شگفت انگیز جنسی‌اش با آدمهای مختلف بگوید! چه شود این جامعه.
آقایان؛بیایید یکبار هم که شده در این جامعه همه چیز را همانطور که هست به رسمیت بشناسیم. بیایید باور کنیم در این جامعه روسپگیری وجود دارد. سکس قبل از ازدواج وجود دارد. عشق وجود دارد. دوستی معمولی هم وجود دارد. هیچکدامشان را حذف نکنیم برای هرکدامشان بستر مناسبش را فراهم کنیم. بگذاریم آدمها خودشان بد و خوبشان را تشخیص دهند. بیایید برای هر مشکلی راه حل خودش را پیش‌بینی کنیم. اگر در در ملاء عام و در خیابان به زن و دختر مردم تجاوز دسته جمعی می‌کنند این مشکل با ازدواج موقت دخترکان معصوم 15 ساله دبیرستانی برطرف نمی‌شود آقای مطهری!‌ شاید اگر هم کیشان شما می‌گذاشتند طرح خانه عفاف در دوران اصلاحات عملی می‌شد دیگر این مشکل پیش نمی‌آمد. آنجا هم شما هرچقدر دلتان می‌خواست آن آدمها را برای هم صیغه می‌کردید و ثواب می‌بردید!
باور کنید همه نیاز به جنس مخالف داریم اما چاره‌اش دعوت نوجوانان به روسپیگری نیست.

نوامبر 24, 2009

زاکانی: انتقال متهمان به كهريزك با دستور مرتضوی بوده‌است/مرتضوی: زاکانی بیمار است

Filed under: سیاسی — سینا ر @ 3:57 ب.ظ.
Tags: , ,

زاکانی نماینده تندروری اصولگرای مجلس که همیشه اهانتهایی نصیب میرحسین موسوی و مهدی کروبی می‌کند چندی پیش سخنانی را به زبان آورد و البته اینبار بخش جالب سخنانش مربوط به سعید مرتضوی بود. جناب مرتضوی هم که معرف حضور همه هستند!
سعيد مرتضوي در خصوص اظهارات زاكاني مبني بر اينكه انتقال متهمان به كهريزك با دستور مرتضوي بوده‌است، گفت: قصد پاسخگويي به اظهارات آقاي زاكاني را ندارم و فكر مي‌كنم ايشان دچار بيماري شده‌اند كه دوست دارند با ديگر افراد درگير شده و تنش ايجاد كنند.
این حرفها و این صحبتها مرا به یاد آیه‌ای از قرآن انداخت گفتم شاید بد نباشد شما هم ببینید.

و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض ولکن الله ذو فضل علی العالمين [ سوره بقره 251].
« و اگر خداوند برخی از مردم را به وسيله برخی ديگر دفع نکند فساد زمين را فرا ميگيرد؛ ولی خداوند نسبت به جهانيان لطف و احسان دارد».
و در جای ديگر می فرمايد:
« و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذکر فيها اسم الله کثيرا،[سوره حج40].
« اگر خداوند بعضی از مردم را به وسيله بعضی دفع نکند. ديرها، کليساها، کنشتها و مسجد هایی که در آنها خدا بسيار ياد می شود تخريب و ويران می گردد».

پ ن: این را یکی از دوستانم یادآوری کرد اصلا دنبال همین بودم، دستش درد نکند.
«اللهم اشغل الظالمین بالظالمین»
بارخدایا ستمکاران را با ستمکاران مشغول کن

نوامبر 22, 2009

مشکل فنی سایت قطار

وب‌سایت قطار به دلیل مشکل فنی چند روزی است دچار اختلال شده. شایان ذکر است مشکل مذکور به علت اختلال در سرور میزبان سایت می‌باشد و هیچ ارتباطی به مدیریت سایت ندارد. امیدواریم مشکل هرچه زودتر حل شده و وب‌سایت قطار پرتوان تر از گذشته به عرصه خبر رسانی برگردد.

پ‌ن:‌ مشکل سایت قطار برطرف شد!

نوامبر 17, 2009

نوشته‌های پراکنده

Filed under: شخصی — سینا ر @ 1:14 ب.ظ.

خیلی سوژه داغی برای نوشتن پیدا نمی‌کنم راستش را بخواهید سوژه که زیاد است خودم حوصله بستن جمله‌ها را ندارم!
این اواخر خبر وحشتناک حسابی اعصابم را به هم ریخت و خیلی سعی کردم که بنویسم. اما همیشه وقتی سعی می‌کنم که بنویسم نمی‌توانم. فقط یک جمله به برادران ارزشی ومی‌گویم، شما که این همه ادعای دفاع از مردم و ناموس و این جور چیزها را دارید. کمی فکر کنید به جای اینکه در خیابان‌ها بزنید به فکر امنیت شهر می‌بودید شاید آن اتفاق وحشتناک در آن روز رخ نمی‌داد، وجدانتان ناراحت نیست؟ شما توجیه برخورد خود با مردم را همیشه حفظ امینت شهروندان می‌دانید سوال من این است، اینکه در این مملکت روز روشن چند نفری به یک زن تجاوز می‌شود نشانه امنینت ماست؟! نکند مقصر این ماجرا هم موسوی است و بی‌بی‌سی جهان‌خوار؟!
این خبرها همیشه نگرانم می‌کند و دلواپس و این حس بد که همش به عزیزانت بگویی مواظب باش، فلان ماشین را نشین سعی کن شب نشده خونه باشی! و هزاران چیز دیگر و اینکه کلا امنیت نیست آزار می‌دهد انسان را.
.
حسابی خودم را درگیر کار کرده‌ام از این جهت کم می‌نویسم و بیشتر وقتم در اینترنت-اگر بیایم- به مرور اخبار می‌گذرد.
دعا کنید این ترم آخری 12 واحد باقی مانده را به خیر خوشی بگذرانیم و از شر این دانشگاه مسخره و این رشته بی‌مزه رها شویم!
.
فعلا تصمیمی برای ارشد خواندن ندارم فقط یک فکرهایی در سرم است برای خواندن تاریخ یا علوم اجتماعی برای ارشد. البته تاریخ در اولویت است و منحصرا دانشگاه تهران و دیگر هیچ!
فعلا همه چیز در حد تئوری است و اگر قرار به شرکت در کنکور باشد کنکور سال بعد است.

اکتبر 26, 2009

وبلاگ تكانی!

Filed under: وبلاگستان — سینا ر @ 9:47 ق.ظ.
Tags:

بعد از مدتها يك دستی به سر و روی وبلاگمان كشيديم، باور بفرماييد كه آنچنان سخت بود اين تغيير تحول كه نگو و نپرس، فكر كنم دو سالي بود كه قالب عوض نكرده بوديم. در گذشته چند باری اینکار را کردم ولی از هیچ کدامشان خوشمان نمی‌آمد و پشیمانی عایدمان می‌شدو برمی‌گشتیم به خانه اول. راستش را بخواهید هنوز هم قالب قبلی را ترجیح می‌دهم اما دیدیم خیلی داریم دچار سکون و تکرار و دور از جانتان تحجر و تعصب بر سر یک قالب خاص می‌شویم گفتیم بادا باد. علاوه بر تغییرات ظاهر بخش نظرسنجی را هم به ناگاه در وردپرس عزیز و دوست داشتنی کشف کردم و یک نظرسنجی هم در وبلاگ کار گذاشیم(انگار بمب است که کار گذاشته باشم!) قصد دارم براساس نتایج آن مطلبی بنویسم بنابراین از دوستان تقاضا دارم که صادقانه در نظرسنجی شرکت کنند و رای دهند تضمین می‌دهم که رایشان را نخواهم دزدید و با آن پز نخواهم داد! راستی تا یادم نرفته، نام وبلاگم را هم در راستای کوری چشم رسانه ملی(همان صدا و سیمای خودمان را می‌گویم) به «هر ایرانی یک رسانه» تغییر دادم. در اینباره مفصل خواهم نوشت.

اکتبر 22, 2009

بازداشت دسته جمعی اصلاح طلبان در مراسم دعای کمیل

Filed under: سیاسی — سینا ر @ 8:50 ب.ظ.
Tags:

به گزارش نوروز و براساس آخرین اخبار دریافتی، نحوه هجوم ماموران به محل برگزاری دعای کمیل به این صورت بوده است که در هنگام قرائت دعا مردی وارد خانه می شود و از همه میخواهد که تلفن های همراه خود را تحویل بدهند. پس از جمع آوری تلفن های همراه اقدام به جدا کردن زن ها و مردهای شرکت کننده در مراسم می کنند و سپس به مردان دست بند زده و آنها را از منزل خارج میکنند. در طی تمام این مراحل از همه فیلمبرداری شده است. گفتنی است، بازداشت کنندگان خود را از پلیس امنیت معرفی کرده اند.
همسر مرتضی الویری، فریده ماشینی ،هادی حیدری، ایمان میراب زاده برادر همسر شهاب طباطبایی، همسر عبدالله رمضان زاده، محبوبه حقیقی، سمیه مهرجو، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، علی میردامادی، علیرضا طاهری، رضا میر، عطا تهرانچی و اشکان مجلل در میان بازداشت شدگان هستند.
بر اساس آخرین اخبار، مهرک میراب زاده، همسر طباطبایی که در میان بازداشت شده ها بود، دقایقی پیش آزاد شد.
به گزار نوروز، براساس آخرین اخبار زهرا مجردی، همسر دبیرکل جبهه مشارکت نیز در میان بازداشت شده ها است. نام محمدحسین خوربک نیز به بازداشت شدگان اضافه شد. فائزه ابطحی، دختر محمدعلی ابطحی نیز در میان بازداشت شدگان بوده که به دلیل اینکه فرزند خردسالش همراهش بوده، آزاد شد.
در مراسم دعای کمیل که امشب ( پنج شنبه ) در منزل پدر همسر شهاب طباطبایی برگزار شد، سعید نورمحمدی، عضو جبهه مشارکت و محمدرضا جلایی پور که به تازگی بعد از تحمل بیش از 2ماه سلول انفرادی از بند کودتاگران رها شده بود، در میان بازداشت شدگان هستند.
به گزارش نوروز، تعدادی از شرکت کنندگان در مراسم نیز در داخل منزل گرفتار هستند و نیروهای امنیتی به آنها اجازه خروج از منزل را نمی دهند.
به گزارش نوروز، مراسم دعای کمیل که امشب برای آزادی شهاب طباطبایی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در منزل او برگزار شده بود، با یورش ماموران امنیتی مواجه شد.
به گزارش نوروز، ماموران تمامی حاضران را بازداشت کردند.
یک شاهد عینی به نوروز گفت که بازداشت شده ها که دستبند به دست داشتند در 3 خودروی ون به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
سعید نورمحمدی نیز پس از کودتای انتخاباتی مدتی طولانی را در بازداشت به سر برده بود .

اکتبر 8, 2009

خواهش نا فهمی انسان مکن!

Filed under: ادبیات — سینا ر @ 12:13 ق.ظ.

شعر جالبی است؛ هم مرا به یاد دوران دبیرستان می‌اندازد و آن کتاب ادبیات دوست داشتنی و آن معلم دوست داشتنی‌تر و هم شرح حال اینروزهای ماست! و هم در این دوران پرکاری که وقت برای نوشتن ندارم وبلاگم را از خواب بیدار می‌کند!

حرف نزن , قطع نمودم سخن
هیچ مگو , چشم ببستم دهن
هیچ نفهم , این سخن عنوان مکن
خواهش نا فهمی انسان مکن
کور شوم , لال شوم , کر شوم
لیک محال است که من خر شوم

صفحهٔ بعد »

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.