دلبستگی

نوامبر 27, 2009

«دلبستگی»‌ام را از من گرفتند

امروز حدود ساعت 7 غروب بود که به وبلاگم سر زدم دیدم با پیام فیلترینگ مواجه شدم. یهو ته دلم خالی شد. به خودم دلداری دادم و با خود گفتم حتما مثل دفعه پیش اشتباهی رخ داده و با پیگیری، وبلاگم رفع فیلتر می‌شود. به مرکز فیلترینگ اشتباه به آدرس filter@dci.ir ایمیل دادم بعد از چند ساعت ایمیل زیر برایم ارسال شد:

«آدرس دامنه اينترنتي شما از جانب مخابرات مسدود نگشته و دستور انسداد از:
» کمیته تعیین مصادیق پايگاه هاي غیر مجاز اینترنتی» ( وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي) دارد.
در صورت تمایل به اعتراض، درخواست اعتراض خود را همراه با مشخصات کامل صاحب دامنه شامل: نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه و محل صدور،تاریخ تولد ، نام پدر،کد ملی، آدرس دقيق پستي و شماره تلفن ثابت و همراه براي ما ايميل نماييد تا اعتراض شما به کميته ارسال گردد.
1- موضوع ايميل: نام دامنه فيلترشده
2-امکان تماس مستقيم شما با کميته مقدورنمي باشد و ما رابط شما مي باشيم.
3-فقط ايميل» filter@dci.ir «مسئول پاسخگويي به موارد فيلترينگ اينترنتي ميباشد.
3-به ايميلهاي حاوي اطلاعات ناقص، يا ارسال مشخصات اشتباه، ترتيب اثر داده نخواهد شد.
4-هرگونه تغيير در آدرس فيلتر شده يا راه اندازي دامنه جديد با محتواي قبلي، يا راه اندازي سرويس https ، تخلف محسوب ميگردد.
5-پاسخ شما از طريق ايميل يا تلفنتان به شما اعلام ميگردد و به علت حجم بالاي کاري، بررسي مجدد و جواب اعتراض شما وقت گير بوده، لذا از ارسال ايميلهاي تکراري خودداري فرماييد.
6- متن ايميل شما بايد بصورت فارسي (و يا در يك فايل (word نگاشته و ارسال گردد.
7- جهت بررسي حتما بايد سايت شما قابل مشاهده و در دسترس باشد و در صورت down بودن وب سايتتان نوبت شما باطل گشته و اعتراض شما رسيدگي نميگردد.
با احترام واحد فیلترینگ مخابرات
»

به زودی در آدرس جدید شروع به نوشتن می‌کنم از شما دوستان هم تقاضا می‌کنم که لینک آدرس جدید را قرار دهید. فقط امیدوارم به کمک دوستانم بتوانم آرشیو وبلاگم را به آنجا منتقل کنم. این وبلاگ تعطیل نشده و روزی که امکان فعالیت مجدد در آن بدون فیلتر فراهم آید به اینجا برخواهم گشت.

Advertisements

نوامبر 22, 2009

مشکل فنی سایت قطار

وب‌سایت قطار به دلیل مشکل فنی چند روزی است دچار اختلال شده. شایان ذکر است مشکل مذکور به علت اختلال در سرور میزبان سایت می‌باشد و هیچ ارتباطی به مدیریت سایت ندارد. امیدواریم مشکل هرچه زودتر حل شده و وب‌سایت قطار پرتوان تر از گذشته به عرصه خبر رسانی برگردد.

پ‌ن:‌ مشکل سایت قطار برطرف شد!

اکتبر 26, 2009

وبلاگ تكانی!

Filed under: وبلاگستان — سینا ر @ 9:47 ق.ظ.
Tags:

بعد از مدتها يك دستی به سر و روی وبلاگمان كشيديم، باور بفرماييد كه آنچنان سخت بود اين تغيير تحول كه نگو و نپرس، فكر كنم دو سالي بود كه قالب عوض نكرده بوديم. در گذشته چند باری اینکار را کردم ولی از هیچ کدامشان خوشمان نمی‌آمد و پشیمانی عایدمان می‌شدو برمی‌گشتیم به خانه اول. راستش را بخواهید هنوز هم قالب قبلی را ترجیح می‌دهم اما دیدیم خیلی داریم دچار سکون و تکرار و دور از جانتان تحجر و تعصب بر سر یک قالب خاص می‌شویم گفتیم بادا باد. علاوه بر تغییرات ظاهر بخش نظرسنجی را هم به ناگاه در وردپرس عزیز و دوست داشتنی کشف کردم و یک نظرسنجی هم در وبلاگ کار گذاشیم(انگار بمب است که کار گذاشته باشم!) قصد دارم براساس نتایج آن مطلبی بنویسم بنابراین از دوستان تقاضا دارم که صادقانه در نظرسنجی شرکت کنند و رای دهند تضمین می‌دهم که رایشان را نخواهم دزدید و با آن پز نخواهم داد! راستی تا یادم نرفته، نام وبلاگم را هم در راستای کوری چشم رسانه ملی(همان صدا و سیمای خودمان را می‌گویم) به «هر ایرانی یک رسانه» تغییر دادم. در اینباره مفصل خواهم نوشت.

ژوئن 16, 2009

پاسخ به چند چرا…

Filed under: وبلاگستان,انتخابات,شخصی — سینا ر @ 10:59 ق.ظ.

چند روزی همه ما به قول مهندس موسوی در بهت این شعبده بازی حیرت آور بودیم. واقعا اصلا حس نوشتن نداشتم. دوستانی نگران شدند که چرا خبری از من نیست از آنها تشکر می‌کنم و عذرخواهی می‌کنم که باعث نگرانی آنها شدم. اوضاع همه جا مثل هم است و من هم مثل بقیه درگیر مسائل اینروزها بودم که ذکرش اینجا سودی ندارد که همه درک کرده‌اید اینروزها.
دوست عزیزی هم که در وب سایت قطار هتاکی و فحاشی می‌کرد اینبار به وبلاگم آمد و در حریم خصوصی من بازهم به من هتاکی و فحاشی خودش ادامه داد. نمی‌دانم چرا؟ واقعا درکش نمی‌کنم، شاید هنوز هم نگران این هست که ثابت کند کروبی بهتر از موسوی است از او می‌پرسم که فکر می‌کنی هنوز وقت این دعوا باشد؟!
باشد دوست من، حرف تو را قبول کردم؟ دست بر می‌داری؟!
دوست من می‌دانم تو هم از این وضع ناراحت هستی، همه ما اینروزها بارها خودمان یا دوستانمان را زیر فحاشی و کتک‌های طرف مقابل دیده‌ایم، و بسیار عصبانی هستیم. نمی‌دانم تو چرا همچنان اصرار داری به من حمله کنی؟!
تو را به خویشتنداری دعوت می‌کنم و حرف دیگری ندارم و فکر می‌کنم اکنون وقت اتحاد است.
و اما سخنی با سایر دوستان:
از همه دوستان می‌خواهم آرام و بدون خشونت اعتراض کنند تا بهانه به دست اقتدارگرایان نیفتد. نباید خودسرانه رفتار کنیم باید به حرفهای آقایان موسوی و کروبی گوش دهیم، خوشبختانه هر دوی این بزرگان بسیار هوشمندانه رفتار می‌کنند.
در مورد قطار هم که در دسترس نیست. حتما آقای دهقانی جواب قانع کننده‌ای دارد.
من سعی می‌کنم اخبار مهم را از سایتهای فیلتر نشده در دسترس خوانندگان در وبلاگ بگذارم.

اخبار:
فوري/بيانيه شماره 5ميرحسين موسوي خطاب به مردم شريف ايران:نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند

نامه ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان: شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد

مهدی کروبی:با ابطال انتخابات اراده ملت را بپذیرید

مجمع روحانیون: راهپیمایی امروز لغو شد/مجوز ندادند/برای تامین خواست منطقی و مشروع مردم اقدام می‌کنیم

نامه جمعی از مادران وهمسران زندانیان وآسیبدیدگان وقایع اخیر به مراجع تقلید

ذکر «الله اکبر» یاران میرحسین برای هفتمین شب متوالی در اعتراض به نادیده گرفتن رای و حقوقشان

تحريف در سيماي جمهوري اسلامي!

دستگیری فعالان سیاسی ادامه دارد

آیت‌الله هادوی:استیضاح برگزارکننده انتخابات

بیانیه جمعی از اهالی هنر و فرهنگ کشور:
از مراجع قانونی و مذهبی می‌خواهیم برای اعاده حقوق از دست رفته ملت اقدام کنند

مجروحان تصادف قطار در بيمارستان؛ راه‌آهن تكذيب مي‌كند!!

درخواست جدید برای راهپیمایی بزرگ در میدان آزادی برای روز شنبه

اقدام شجاعانه بازیکنان تیم ملی؛ حضور با دست‌بند سبز در زمین فوتبال

محکومیت اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی در آخرین بیانیه موسوی

بیانیه جدید میرحسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری، تجمع یا راهپیمایی کنید
عسگر اولادی: هر کس دیگران را خس و خاشاک بداند از بندگی خدا خارج شده است

حمله خبرگزاری دولت به مراجع بخاطر تبریک نگفتن به احمدی‌نژاد

محتشمی پور: تشکیل کمیته حقیقت یاب پیشنهاد شد/جریان طالبانی و خشونت گرا می‌خواهد صدای مردم را خفه کند

رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی: کیفرخواستی را علیه دولت ودستگاه‌هایی که خشونت کردند تنظیم می کنیم

مردم معترض به تقلب در انتخابات در ساعت 10 شب غریو الله اکبر سردادند

اقدام تحسین برانگیز ناجا در میدان ونک

حسین زمان، خواننده و استاد حامی موسوی دستگیر شد

گاف صدا سیما؛ تمام ایران پیامکش قطع است، اما صدا و سیما پیامک دریافت می کند!

ژوئن 7, 2009

رئیس جمهور آینده من چه کاری انجام ندهد؟

Filed under: وبلاگستان,انتخابات,سیاسی — سینا ر @ 2:24 ب.ظ.

دوست عزیزم محمود نویسنده‌ی وبلاگ میمو برا به یک بازی وبلاگی-انتخاباتی دعوت کرده، با این عنوان که از دیدگاه شما رئیس جمهور آینده چه کاری نباید انجام دهد.
من مواردی را که به ذهنم می‌رسد تیتر وار بیان می‌کنم و شما خود بخوانید حدیث مفصل…!
1)دوست دارم به مردم دروغ نگوید.
2)خودشیفتگی نداشته باشد.
3)از بی‌اطلاعی عوام بیچاره سوء استفاده نکند و به شعور آنها توهین نکند.
4)مخالفان و منتقدانش را «بزغاله» خطاب نکند.
5)با ادب و با شخصیت و با متانت باشد.
6)زیاد و بی‌موقع نخندد!
7)وقتی حرف می‌زند کلمات را نکِشد!
8)اگر کسی زیادتر از حقش در تضییع حقوق مردم حرف زد به او بگوید «ساکت»‌ باش.
9) جواب توهین‌ها و هتاکی‌ها را با آرامش و متانت و نجابت بدهد.
10)پول نفت را مثل صدقه بین مردم پخش نکند.
11)شعارهایی که ضامن اجرایی ندارد ندهد(این هم البته می‌شود همان مورد سوم)
12)این برخورد تحقیر آمیز با زنان و دختران را اصلاح کند.
13)مفسدان اقتصادی را معرفی کند اما نه 9 روز مانده به انتخابات که ما فکر کنیم عوام فریبی کرده است. در ضمن نام آنها را فقط برای مردم ذکر نکند در قوه قضائیه علیه آنها اعلام جرم کند.
14)وضع اقتصادی مردم را بهتر کند تا هیچ مردی پیش همسر و فرزندش شرمنده نشود(از دیدگاه خودم دیدم، خانم‌ها هم از دیدگاه خودشان ببینند)
اگر خوب نگاه کنید قشنگ معلوم است که خواسته‌هایمان اینروزها چقدر از دوره معین پایینتر آمده است. دیگر حرفی از آزادی مدنی، آزادی سیاسی، آزادی احزاب، آزادی NGO ها نمی‌زنم!‌ نه اینکه اینها را نخواهم، می‌خواهم. اما…
نمی‌دانم اینها را هم به عنوان مورد 15 لیست می‌کنم. آرزو که بر جوانان عیب نیست.
هرکسی دوست دارد این بازی را ادامه دهد. نمی‌خواهم اسم ببرم هم اینکه معذوریتی برای دیگران نشود و هم اینکه این موضوعی است که به همه ربط دارد!‌ هرچقدر بیشتر بنویسند بهتر. فقط اگر نوشتید مرا خبر کنید که بخوانم و لینکش را در وبلاگم زیر همین نوشته بگذارم. فکر می‌کنم می‌تواند یک حرکت آگاهی بخش مفید در این روزها باشد.

پ ن: محمود جان خیلی سعی کردم در وبلاگت کامنت بگذارم و از دعوتت تشکر کنم، اما نمی‌دانم چرا صفحه وبلاگت کامل باز نمی‌شود.

مه 22, 2009

از دلبستگی تا قطار

اینروزها اصلا فرصت نمی‌کنم در وبلاگم بنویسم. ترجیح می‌دهم در جایی فعال باشم که اثر گذاری بیشتری داشته باشم.
یا سعی می‌کنم در ستاد آقای مهندس موسوی فعال باشم و در فضای مجازی هم اکثریت وقتم را در وب سایت قطار صرف می‌کنم. به هر حال آنجا مخاطب بیشتری دارم. وب سایت قطار بالای 5000 ویزیت در روز دارد بنابراین فعالیتم در آنجا می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد.
علاوه بر همه اینها مجبوریم که تقریبا همه‌ی سایت‌های خبری را مرور کنیم تا در مباحثه‌ها و مناظره‌ها به اصطلاح کم نیاوریم!
از دوستانم در اینجا هم می‌خواهم که این چند مدت به جای وبلاگم سایت قطار را بخوانند!
البته لینکهایم از طریق rss در سمت راست وبلاگ هم قرار گرفته است.
البته اگر موضوع مهمی باشد در وبلاگ می‌نویسم.
به امید پیروزی اصلاحات و مهندس میرحسین موسوی.

پ ن1: شاید بگویید گذاشتن چند لینک در وب سایت قطار مگر چقدر وقت می‌گیرد که فعالیتم را در اینجا قطع کرده‌ام و فقط در قطار مشغولم، باید بگویم به لطف آتشی که بزرگان همراه آقای کروبی به پا کرده‌اند، کوچکترها هم با تمام توان به توهین و تخریب میرحسین مشغولند و ما مجبوریم پاسخگو باشیم.
و البته برای رسیدن به هدفشان از توهین به شخص ما هم فروگذار نمی‌کنند و اینروزها بسیاری توهین‌ها و تهمت‌ها را به خاطر اصلاحات و ایران تحمل می‌کنیم امیدوارم سایر هوادارن میرحسین هم صبر و تحمل پیشه کنند و به خودزنی نپردازند و تنها برای نامزد مورد نظر خودشان تبلیغ کنند و از تخریب آقای کروبی دست بردارند.
گویا دوستان آقای کروبی راه را گم کرده و به جای حمله به رقیب حمله به میرحسین را شرط پیروزی می‌دانند. ما چنین نمی‌کنیم.

آوریل 29, 2009

انتخابات را تحریم کنیم؟

اینروزها ما که مدافع میرحسین موسوی هستیم باید به سوالهای گوناگونی پاسخ دهیم، شاید یکی این سوالها این باشد، چرا مهدی کروبی نه؟ مهمترین دلیل نوشته قبلی من و اندکی انتقاد از مهدی‌کروبی پاسخ به همین سوال تکراری بود، اما به مذاق بسیاری از دوستان حقیقی و مجازی‌ام خوش نیامد و من نیز به همه قول دادم و می‌دهم که تا پایان انتخابات کلامی در انتقاد از مهدی کروبی ننویسم که به قول بزرگان اصلاحات، گلایه‌ها را بگذاریم برای بعد.
اما دومین مسئله‌ای که وجود دارد، مسئله تحریمیان است؛ گروه تحریمی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:
1) تحریم کننده آگاه
2)تحریم کننده ناآگاه
گروه اول که شامل عده‌ای از آگاهان سیاسی است که از ناراستی اصلاح‌طلبان دلزده شده‌اند، هرچند که اکنون بسیاری از این افراد به این نتیجه رسیده‌اند که باید شرکت کرد و رای داد تا بتوان حداقل‌ها را حفظ کرد. متاسفانه جمعیت گروه » تحریم کننده آگاه» اگرچه در دنیای مجازی زیاد است اما در جامعه چندان زیاد نیست که اگر بود اوضاع میهن چنین نبود.
به هر حال پاسخ من به این گروه این است: برای برون رفت از وضع موجود و تغییر سه راه در پیش رو داریم؛ 1)انقلاب 2)حمله خارجی 3)اصلاحات
برای آنها که طرفدار راه اول هستند؛ خواندن کتاب قلعه حیوانات جرج اُرول را پیشنهاد می‌کنم و همین بس که انقلاب راه به دموکراسی نمی‌برد.
با گروه دوم هیچ سخنی ندارم، چون قطعن هیچ ایرانی میهن دوستی تاب حمله بیگانه به کشور را نخواهد داشت و اگر کسی از ته دل موافق آن باشد(که من تاکنون موردی ندیده‌ام) چنین کسی قلبش برای ایران نمی‌تپد و به قول پرفسور حسابی هر ایرانی که قلبش برای ایران نتپد همان بهتر که اصلن نتپد!
پس نتیجه می‌گیرم که تنها راه، ماندن و رای دادن است. به کالبد خسته و رنجور اصلاحات روحی دمیدن است و انتخاب من در این برهه از زمان بدودن هیچ تردیدی مهندس میرحسین موسوی است. تا بتوان با نفسی مسیحایی مرده اصلاحات را زنده کرد و اینبار فریاد زد اصلاحات زنده است، زنده باد اصلاحات.
اما گروه دوم، «تحریم کننده ناآگاه» هستند؛ گروهی که بدون هیچ بینش سیاسی ساز تحریم را کوک می‌کنند. و متاسفانه تعداشان کم هم نیست. در خوشبینانه‌ترین حالت، این گروه، آگاهی سیاسی خود را از شبکه‌های ماهواره‌ای کسب می‌کنند و با تحلیل‌های آب دوغ خیاری این رسانه‌ها(اگر بتوان نام رسانه را بر آنها نهاد) و یا تحلیل‌های سیاسی راننده‌های خطی(با تمام احترامی که برای این قشر قائلم و می‌دانم که انسان آگاه نیز در بین آنها وجود دارد) اطرافیانشان را نیز به سمت تحریم سوق می‌دهند.
سوال اصلی این گروه این است؛ چرا باید در انتخابات شرکت کنیم؟ ما می‌توانیم با عدم شرکت نظام را از مشروعیت خارج کنیم.
و پاسخ من این است؛
با عدم شرکت حدود 50 در صد مردم در انتخابات سوم تیر 84 شما چهار سال فرصت داشتید اهدافتان را به ثمر برسانید، یعنی فرصت داشتید به قول خودتان نظام را از مشروعیت بندازید! چه کردید؟
و پاسخ دوم:
فرض کنید که ایده شما موفق شد و بیشتر از 70 درصد مردم انتخابات را تحریم کردند، شما که حتی اصلاح‌طلبان پیشرو(مثل دکتر معین) را در چهارچوب این نظام پاسخگوی اهداف خود نمی‌بینید و به همه کس بدبینید، چطور می‌توانید به این نظام اعتماد کنید که بپذیرد و علنی اعلام کند که 70 درصد انتخابات را تحریم کردند، هیچگاه با خود فکر نمی‌کنید که اگر اینهمه صداقت وجود داشته باشد که تعداد تحریم‌کندگان به درستی اعلام شود، شاید امید به اصلاح نیز باشد؟
بار دیگر به کسانی که قصد تحریم دارند می‌گویم که هوشیار باشید که فردا باید در پیشگاه تاریخ و فرزندانتان پاسخگو باشید؛ هوشیار باشید که اگر وضع موجود ادامه یابد میهن در خطر تندروی‌ها است. آگاه باشید که اگر متحد نشویم و موجی مانند دوم خرداد راه نیندازیم اصلاحات شکست می‌خورد و باید چهار سال دیگر وضع موجود را تحمل کنیم که البته اگر تن نحیف میهنمان و آزادی خواهانمان تاب آنرا داشته باشد.
باید هر نفر دست در دست هم ستادی برای میرحسین موسوی باشیم تا بتوانیم در مقابل موج سنگین تبلیغات صدا و سیما برای احمدی‌‌نژاد دوام بیاوریم. اگر با میرحسین مشکل دارید بدانید که ما به میرحسین رای نمی‌دهیم ما به تدوام اصلاحات رای می‌دهیم.
گرچه شب تاریک است، دل قوی دار سحر نزدیک است.

ژانویه 20, 2009

احتمال شکست تمامیت‌خواهان در پروژه حذف فردوسی‌پور

Filed under: وبلاگستان,جامعه,سیاسی — سینا ر @ 11:06 ب.ظ.
Tags: , ,

با توجه به موج حمایت وسیعی که در سطح وبلاگستان فارسی از عادل فردوسی‌پور صورت گرفته بود، پروژه اخلال در سیستم SMS برنامه 90 که توسط مخابرات صورت گرفت برگ دیگری را به سود عادل‌فردوسی‌پور رقم زد و باعث محبوبیت بیشتر عادل شده است. این موضوع ورق را کاملا به سود عادل و هوادارانش برگردانده و احتمال شکست تمامیت‌خواهان در پروژه حذف فردوسی‌پور نزدیک است. به نظر می‌رسد مسدود شدن SMS نود در برنامه دیشب یکی دیگر از ابزارهایی بود که رئیس‌فدراسیون فوتبال تهدید کرده بود که می‌تواند به وسیله آنها 90 را تحت فشار قرار دهد. اما در نهایت خود این موضوع باعث عظیم‌تر شدن موج حمایتی مردم شد.
هرچند که اگر فضای سیاسی کشور باز نشود این محبوبیت دیر یا زود برای عادل دردسرساز خواهد شد.
وبلاگ دلبستگی افتخار دارد که جز اولین گروه وبلاگهایی بود که توانست در راه‌اندازی جو حمایت از عادل با پُست: از برنامه 90 و عادل فردوسی‌پور دفاع کنیم ، نقش خود را ایفا کند، تنها در کمتر از 24 ساعت، ارجاع بیش از 200 کاربر «فقط» از طریق موتورهای جستجو به پست اخیر و همینطور بیش از 50 کامنت(اغلب در حمایت از برنامه 90) برای پست مذکور؛ نشانه حساسیت مردم فوتبال‌دوست ایران به موضوع برنامه 90 است. من از تمام کسانی که به دعوت اینجانب احترام گذشته و با کامنت گذاشتن و یا لینک دادن این مطلب حمایت خود را از عادل‌فردوسی‌پور نشان دادند تشکر می‌کنم. در همین راستا طوماری برای حمایت از 90 و عادل ایجاد شده که با امضای آن می‌توان یک حرکت نمادین مثبت را انجام داد. یادمان باشد کار ما هنوز تمام نشده و باید تا وقتی که برنامه نود به روال عادی خود برنگشته(نه این جو گریه‌آوری که دیشب وجود داشت) این فضای حمایتی را ادامه دهیم.
به این علت که مسئولان رده بالا دوست ندارند به خاطر این موضوع هزینه زیادی پرداخت کنند، با علنی شدن و رسانه‌ای شدن این موضوع قطعا سر این قضیه کوتاه خواهند آمد و بیش از این در مقابل خواست مردم ایستادگی نمی‌کنند چون می‌دانند به تبع آن رای مردم را نیز در انتخابات از دست خواهند داد!‌ و این چیزی است که آنها به هیچ بهایی حاضر به از دست دادن آن نیستند.
در بعضی وبلاگها خواندم که دیشب محمد‌صالح‌علاء هنرمند توانا و مجری دوست‌داشتنی برنامه‌ی دو قدم مانده به صبح که از شبکه چهار سیما پخش می‌شود در هنگام خداحافظی، برنامه خویش را به عادل فردوسی‌پور تقدیم کرده است. این کار نمادین بسیار ارزشمند نه ‌تنها حمایت از عادل بود یک «نه»‌ بزرگ به تمامیت‌خواهان نیز بشمار می‌رفت که قصد دارند اندک صداهای آزاد داخل کشور را خفه کنند.
فقط در پایان یک آرزو و حسرت!
کاش مردم ایران در مقابل سیاست هم اینقدر حساس بودند آنگاه شاهد این‌همه عوام‌فریبی سیاسی نبودیم.
پی نوشت 3 بهمن: ‌سرعت کامنت‌هایی که برای دو پست اخیر من گذاشته می‌شود بسیار بیشتز از سرعت من برای چک کردن آن‌هاست. بطوریکه موفق نشده‌ام همه‌ی آنها را بخوانم! بالطبع فرصت پاسخگویی به کامنتها را هم ندارم. اگر به کامنتهای سوالی پاسخ نمی‌دهم بر من ببخشید. تاکنون در مدت 3 روز بیش از 140 کامنت در حمایت از عادل فردوسی‌پور چاپ شده است و بیشتر از 600 ارجاع تنها از طریق search کلمات «عادل فردوسی پور»‌ «برنامه 90» و کلمات متشابه ارجاع به پست اول من داشته است.

نوامبر 10, 2008

اگر بتوانم نامرئي شوم

Filed under: وبلاگستان — سینا ر @ 8:18 ب.ظ.

دوست خوب و عزيزم امين از وبلاگ الفبا مرا به يك بازي دعوت كرده، تحت اين عنوان كه اگر نامرئي مي شدم چه كار مي كردم؛ فكر ميكنم دو روز پيش به اين بازي دعوت شدم، اما درگيري ها اجازه ندادند تا امروز فرصت نوشتن پيدا كنم شايد باورتان نشود از همان دو روز پيش كه متن امين را خواندم در موقعيتهاي مختلف همه اش به اين فكر ميكردم كه مثلا اگر اينجا نامرئي بودم چكار مي توانستم بكنم؟!
نمي دانم خيلي فكرهاي مثبت و منفي به ذهن آدم خطور مي كند كه حين مخفي شدن مي شود انجامش داد!
حالا من يكسري را مي گويم يكسري هم همان نامرئي بماند بهتر است.
از آنجايي كه در عصر حاضر اطلاعات مهمترين چيز است تو وقتي كه نامرئي باشي مي تواني خيلي چيزها را بشنوي و ديگران فكر مي كنند تو نشنيده اي و اين خيلي با حال است.
اگر نامرئي بشم ميرم سر كلاس و تمام غيبت هايم را درون ليست حضور غياب اساتيد پاك مي كنم.
اگر نامرئي بشم ميرم سراغ احمدي نژاد كه باهاش حرف بزنم اما وقتي رفتم اونجا چيزي نميگم چون ممكنه فكر كنه داره بهش وحي ميشه واسه همين زود بر مي گردم.
اگر نامرئي بشم مي رم اونجايي كه كارت شارژ ايرانسل بسته بندي مي شود و كلي شارژ مجاني مي گيرم(احتمالا بعدا عذاب وجدان مي گيرم مي رم پولشو مي دم).
اگر نامرئي بشم مي رم به ديدن كساني كه احتمالا ديدنشان در حالت مرئي بودن سخت است از يكسري دوستان گرفته تا يكسري اساتيد برجسته كه مي تونند به سوالهايم جواب بدهند.
و احتمالا سري هم به سيد محمد خاتمي بزنم ببينم خلاصه كانديدا ميشه يا نه؟!
خيلي كارهاي ديگه هم مي شه كرد كه احيانا در لحظه به ذهن آدم بياد فقط اين رو مي دونم كه بايد يكسري كارهاي ديگه با اساتيدم انجام بدم از قبيل اينكه مداركشون را چك كنم! نمره هاي ميان ترمم را 5 كنم! شماره موبايل و آدرس خونه و احيانا محل كارشون را براي بعد از امتحان پايان ترم پيدا ميكنم.
.
راستش فكر نمي كنم دلم بخواد بيشتر از يك روز نامرئي باشم.
و اما دعوت از دوستان وبلاگي
بوسه گرگ هرزه گرد تنها ، گيلانك ، آرش بهمني ، صادق جم ، كوچه باغ
و البته بقيه دوستانم كه بسيار دوستشان دارم اما چون به دليل وقت كم و حوصله تنگ اينروزها كمتر به آنها سر مي زنم احتمالا آنها هم مرا فراموش كرده اند.

سپتامبر 3, 2008

حرف زدن حق من است دوست!

Filed under: وبلاگستان — سینا ر @ 9:19 ب.ظ.

من ديگر نمي نويسم. اين را در پست يكي از دوستان قديمي مي خوانم.
امروز يكي از بهترين دوستان وبلاگي ام را از دست مي دهم اصلا روز راحتي نيست آن هم در اين روزها كه كار هر روزه ام شده خدا حافظي از دوستان قديمي و جديد…
راستش هيچوقت فكرش را نمي كردم رفتن به اين سادگي باشد.
شايد به خاطر اينكه من آنقدر به وبلاگم وابسته شده ام كه نتوانم هرگز تركش كنم. نمي دانم چرا؟ مگر تو با عشق نمي نوشتي كه به همين راحتي خداحافظي مي كني؟! يعني چيزهايي كه نوشتي نه از روي دل كه از روي عادت بود؟ كه يقين مي دانم دلي بود.
يعني دل را فراموش كردن به همين سادگي است؟ باشد اين را هم مي گذارم به حساب رك بودن و صريح بودنت!
مدتي است كه اين را مي گويم، كسي كه نوشتن را شروع مي كند تعطيل كردن نوشتن فقط به خواست خودش نيست. بل به خواست آنهايي است كه از نوشته اش انگيزه مي گيرند و انرژي، نه عزيز حق نداشتي هم صحبت خاك را تعطيل كني و حق نداري بخش نظرات وبلاگت را ببندي كه صداي ديگران را نشنوي.
تو حق نداري هرطوري كه دلت مي خواهد با دوستانت برخورد كني. تو اين حق را نداري كه اينقدر خود خواه باشي…
هم صحبت خاك تو حق سكوت كردن داري اما خداحافظي نه!
حق اين را داري به دوستانت بگويي كه نظر ندهند. اما اين حق را نداري كه به زور جلوي نظر دادنشان را بگيري، حتي ID وبلاگت را هم حذف مي كني تا نكند كسي حرف بزند! حواست هست داري چي كار مي كني؟!
از عامل زور استفاده مي كني براي خفه كردن مخالفت دوستانت با عملت. واقعا كه چقدر دموكراتيك(!) واقعا چقدر احترام به دوستان. اگر آن چند تا شعار را هم نمي نوشتي فكر ميكنم كارت منطقي تر مي نمود.
اگر دوست داري pass وبلاگم را بدهم كه حذفش كني تا شايد صداي من هم در نيايد! اگر دوست داري ايميل بده و بگو من كه هنوز ايميل وبلاگم را حذف نكرده ام تعارف نكن!
با اينكه با كاري كه انجام دادي به همه دوستانت توهين كردي(به خصوص بستن بخش نظرات وبلاگ) اما هنوز آنقدر مهم هستي كه بگوييم:
برگرد و به نوشتن ادامه بده و اگر خسته اي مدتي به خودت فرصت بده و دوباره شروع كن اما نمان كه مي پوسي و اسير روزمرگي مي شوي.

صفحهٔ بعد »

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.