دلبستگی

ژوئیه 13, 2009

آهای آدمها…

Filed under: شخصی — سینا ر @ 11:24 ب.ظ.
Tags:

آهای آدمها…
همه جایم درد می‌کند!
نفسم در سینه حبس است و من نای نفس کشیدن ندارم.
این دیگر چه بازی است! می‌گویند سرنوشت و یا…
اصلا هرچه که نامش را بگذاری من از آن متنفرم!
این چه بازی است که تنهایی را مدام به من هدیه می‌کند؟ می‌گویی… .
و من با تلخندی اینبار هم می‌گویم شاید اینطوری بهتر شد و ثانیه‌ای نمی‌گذرد که لحظه‌هایم دوباره پرپر می‌شود، شادی‌هایم خنده‌هایم!
جهل؛
آن چه که من اینروزها دشمن اصلی خودم و مردمم می‌پندارم! آنچه که مرا تنها می‌کند جهل است!
نه جهل یک نفر که جهل یک ملت، آنهم نه جهل امروز و دیروز که جهل «یک تاریخ» آنچه که همه چیزم را می‌گیرد آنچه که آزادی مرا هدف گرفته، آنچه که مرا از من می‌گیرد!
و حتی اگر از خود بیرون بیایم!
آنچه که آزادی را هم برای ما افسانه کرده جهل است.
جهل تاریخی ملتی که هربار به صورتی به مردمم و به من تزریق شد و مرا و ملتم را جاهل کرد!!
و من اینک؛
حالا که تنهاتر از همیشه شده‌ام!‌ باز هم می‌خواهم با این جهل مبارزه کنم. مبارزه می‌کنم تا فردا روزی دیگر جهلی نباشد تا فرزندان ملتم تنها شوند! من از این تنهایی بیزارم و قلبم اندوهناک اما نمی‌گذارم دیگر این اندوه بر قلب آیندگان مستولی شود!
من دیگر خسته شده‌ام

Advertisements

11 دیدگاه »

  1. زبان حال بود. این روزا امید و خستگی در هم پیچیده. اگه نبود عشق به آرمان و هدف چه انگیزه ای دیگه می تونست سرپامون نگه داره؟ دوره ی دست شستن از خود و برای دیگران بودنه. برای دیگرانی که شاید نسل ها بعد از ما باشند. برای دیگرانی که ما خودمون هم از جنس همین دیگران هستیم به نسبت پدرانمون در مبارزه با طاغوت. و اجدادمون در مبارزه با طواغیت دیگه. باید سبز موند.

    دیدگاه توسط آزاد — ژوئیه 14, 2009 @ 8:21 ق.ظ. | پاسخ

  2. شما از همون اولش هم مرد این میدان نبودین. سیاست رو با رمانتیک بازی اشتباه گرفته بودین. حالا هم که ناامیدی خودتون رو دارین به ملت تزریق میکنین و تبدیل شدین به سربازان گمنام دولت کودتا.
    برو تو همون سایت قطار ِ وزارت اطلاعات و اون آدم ترسو لینکهای صدتا یه غاز بی مصرف بذار که خودت از هم جاهل تری.

    دیدگاه توسط jaam — ژوئیه 14, 2009 @ 11:35 ق.ظ. | پاسخ

  3. عجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب!
    اين دوستت هنوز حالش خوب نشده است؟!
    آخي! طفلكي!
    مي ري مشهد برايش دعا كن! (چشمك)

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئیه 14, 2009 @ 4:08 ب.ظ. | پاسخ

  4. با اين جهلي كه گفتي چندان موافق نيستم!
    قطعا هيچ وقت در هيچ كشوري همه مردم به طور 100 درصدي آگاه نمي شوند همانطور كه هيچوقت نميتوان ادعا كرد كه 100 درصد مردم از ناآگاهي رنج مي برند. اين اكثريت است كه مهم است و من معتقدم كه اكثريت جامعه ما آگاه است.
    نه اينكه فكر كني اين نظر را به خاطر خيابان هاي اينروزهاي تهران مي گويم و فكر كني جوگير شده ام و كل كشور را در تهران خلاصه مي كنم و باز هم فحش پايتخت نشين بودن به من بدهي.(چشمك)
    نه سينا جان! اين تظاهرات ها فقط نشان داد كه ما چقدر مردم شجاع داريم و نمي دانستيم !
    اين نظر (كه اكثريت جامعه ما را در حال حاضر افراد آگاه تشكيل مي دهند) را به خاطر نتيجه انتخابات (نتيجه واقعي كه وارونه شد) مي گويم. نتيجه انتخابات يك نه بزرگ بود به اقتدارگرايي. اين نشان از آگاهي مردم دارد. فكرش را بكن با اين وضعيت بد اقتصادي، دلزدگي حتي از اصلاح طلبان و با حجم وسيع تبليغات دولت؛ باز هم اين همه مردم مي آيند و راي مي دهند آن هم به اصلاحات و مهمتر از آن كودتا ار باور نمي كنند. من مطمئنم و از افراد موثق شنيده ام كه حتي در دورترين روستاهاي ايران هم موسوي حامي داشته. اين خيلي برايم جالب و مهم است و اميدواركننده.

    باور كن كه هيچ گاه به اندازه اين روزها ملت را آگاه و هميشه در صحنه حس نكرده بودم. تا پيش از 22 خرداد، زبان انتقادم به روي مردمم و جهلي كه به آن خو كرده بودند، دراز بود اما ما عوض شده ايم، باور كن!
    اينكه «ما نتايج خوبي از انتخابات گرفتيم » فقط يك جمله دل خوش كنك براي اعتماد به نفس گرفتن نيست!
    هيچ اتفاقي به اندازه آنچه در 22 خرداد 1388 رخ داد نمي توانست ما را اينطور تكان دهد و بيدار كند. من از كساني كه اين روزها عزيزانشان را هزينه كرده اند پوزش مي طلبم كه اينطور خودخواهانه به حوادث اخير نگاه مي كنم اما نمي توانم انكار كنم كه در طي يك ماه گذشته ملت من چقدر بزرگ شده است.
    مردم اينروزها در خيابان دنبال جمهوري هستند، ديگر فرق بين دموكراسي و ديكتاتوري را خوب مي فهمند، خيلي ها كه اصلا نمي دانستند سعيد حجاريان كيست، درباره او سئوال مي كنند، بعضي ها تازه فهميده اند كه 10 سال پيش در 18 تير چه اتفاقي افتاد حتي در همين شهر تهران كه محل حادثه بود. اينروزها محسن كديور با صداي بلندتري انتقاداتش را پيرامون نظريه ولايت فقيه مطرح مي كند. دنيا فهيمد كه ما يك ملت اصلاح طلب هستيم و هيچ نسبتي با افكار و گفتار احمدي نژادانه نداريم.
    من تمام اينها را به فال نيك مي گيرم. چطور تو اينقدر نااميد و غمگيني؟!
    با صداي بلند بخند سيناي عزيز و باور كن كه تو و هيچ كس ديگري نمي توانست در اين مدت زمان كوتاه، آگاهي سياسي مردم را با اين سرعت رشد دهد.
    من با تو موافق نيستم. اينروزها مردم از جهل نيست كه دچار زحمت و مصيبت شده اند كه اينروزها آگاهي است كه آنان را دچار زحمت اعتراض و به دنبال آن سركوب كرده است. آگاه شدن و اصلا شدن هميشه با درد همراه است.

    ما زخم خورده ايم، خسته ايم اما بزرگ شده ايم، بيدار شده ايم، تكان خورده ايم. و تو فكر مي كني تمام اين ها يكجا با رياست جمهوري موسوي مي شد كه بشود. من با صداي بلند مي گويم كه نه!

    من هم به خاطر اتفاقات روزهاي گذشته و از دست دادن شجاع ترين همشهريانم در نهايت تاسف و دلتنگي هستم اما مهم اين است كه آن خونها هدر نشده چرا كه ما ديگر ملت پيش از 22 خرداد نيستيم، بزرگ شده ايم و قطعا به آن نقطه باز نخواهيم گشت.

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئیه 14, 2009 @ 4:09 ب.ظ. | پاسخ

  5. اووووووووووووووووووووووووووووه
    كامنت را حال مي كني!(نيشخند)

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئیه 14, 2009 @ 4:10 ب.ظ. | پاسخ

  6. یه روزی یه جایی یه کسی یه چیزی صبر داشته باش صبر…

    دیدگاه توسط sahra — ژوئیه 16, 2009 @ 8:41 ق.ظ. | پاسخ

  7. سلام بر تو سبز اندیش عزیز …
    دکتر شریعتی یه کتاب قشنگی داره به اسم «خودآگاهی و استحمار» . بعد از خوندن این کتاب خیلی علاقه مند شدم که سعی کنم به خود آگاهی برسم …
    حال که در این زمان و با این اوضاع متشنج در کشور روبرو شده ایم و هدف تمام ما سبزاندیشان رسیدن به آرمانی سبز در موجی سبز هستیم لازم دونستم که کمی مطالعه کنم تا به هرز نریم و این جنبش از مسیر اصلی خودش منحرف نشه … توی این مطالعات به یه مطلبی رسیدم که در وبلاگ خودم به این آدرس ( http://mojesabzz.blogfa.com/post-53.aspx ) بنام «آسیب شناسی جنبش سبز» ثبت شده است . بنابراین برای رسیدن به هدف سبزمان از شما سبز اندیش گرامی خواهشمندم که مطالعه فرمائید …
    به امید فردایی سبز و روشن …. با آرزوی موفقیت و سربلندی برای جنبش سبز

    دیدگاه توسط mohammad — ژوئیه 16, 2009 @ 9:41 ب.ظ. | پاسخ

  8. سلام .
    اينقدر بهت گفتم دنبال سياست نرو.عاقبت نداره.گوش نكردي.
    حالا چه فرقي ميكنه احمدي نژ‍اد باشه يا كس ديگه اي ؟
    هر كي راي آورد رييس جمهور ميشه .
    اين ديگه قشون كشي و داد وبيداد داره؟
    اين شكستن شيشه و كتك زدن مردم و آتش زدن ماشين داره؟
    خودتونو انداختين جلو تا يه عده پشت سرتون سنگر بگيرن و مملكت رو به هم بريزن.
    دست بردارين ديگه.
    قربانت.سعيد

    دیدگاه توسط سعيد صادقي — ژوئیه 17, 2009 @ 1:01 ب.ظ. | پاسخ

  9. حق
    درود
    مردم را جاهل دانستن و احساس نومیدی کردن هنر نیست.
    جهل دیگران را به مردم نسبت ندهید.
    آنها که به احمدی‌نژاد رأی دادند هم جاهل نیستند اخوی.

    «اگر شمشیر بر سر،
    دست در زنجیر، در تبعید،
    سرکردی، هنر کردی.
    اگر با این همه نامردمی‌ها، باز دنبال هنر گردی
    هنرکردی.»
    زنده‌یاد فریدون مشیری

    دیدگاه توسط ن.شقایق — ژوئیه 17, 2009 @ 1:09 ب.ظ. | پاسخ

  10. چقدر درد
    همه با هم
    چه روزهای تلخی

    دیدگاه توسط میثم الله داد — ژوئیه 17, 2009 @ 3:53 ب.ظ. | پاسخ

  11. […] از دوستانم(مشخصا وبلاگ شقایق و دوست خوبم هم صحب خاک) به نوشته قبلي من اعتراض كردند و گمان داشتند كه هدفم توهين به مردم […]

    بازتاب توسط دلخوش اکثریت خود نباشیم و حواسمان به تاثیرگذاری صدا و سیمای آنها باشد « دلبستگی — ژوئیه 18, 2009 @ 4:46 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: