دلبستگی

سپتامبر 10, 2008

اگر خاتمي بيايد

Filed under: سیاسی — سینا ر @ 1:18 ب.ظ.

مدتي است ذهن درگير اين موضوع شده است كه اگر خاتمي نيايد بايد چه كار كنيم؟ راستش حرفهايي كه بعضي دوستان مخالف حضور خاتمي مي زنند خيلي غير منطقي نيست. اما مشكل هميشگي دوستان تحريمي هنوز برطرف نشده يعني عدم پيشنهاد آلترناتيو. دوستاني كه پايان دوران اصلاحات را سر مي دهند بد نيست شيوه جايگزين خود را براي رسيدن به برابري و آزادي بيان كنند ما سال هاست كه منتظر شنيدنيم.
عده اي مي گويند خاتمي يعني تكرار دوباره دوره اي كه طي شده و يعني درجا زدن اصلاحات. اما پاسخ من اين است مگر چيزي از اصلاحات باقي گذاشته اند كه حال ما بخواهيم نگران درجا زدن آن باشيم؟ و مگر دوره بدي در دوران اصلاحات طي شده تا نگران تكرارش باشيم؟ مگر هنوز در حسرت شيريني 2 خرداد 76 نمي سوزيم؟! و آن پوستر چسباندن ها و اينكه چقدر با حال و هواي نوجواني و شايد كودكي دوست داشتيم عكس آن سيد هميشه خندان را به همه نشان دهيم و برايش راي جمع كنيم. و وقتي هم كه برنده انتخابات شده هر كداممان خودمان را در اين پيروزي سهيم مي دانستيم حتي من كه سنم نمي رسيد دوره اول به او راي دهم! يادم نمي رود وقتي خاتمي به شهرمان آمده بود و ما چقدر ذوق و شوق داشتيم كه براي اولين بار چهره اش را از نزديك ببينيم و اتفاقا توانستيم ببينيم و براي يكديگر تعريف مي كرديم كه چقدر چهره اش روشنتر از آن چيزي بود كه در عكسها نشان داده مي شد.
و من چقدر دلم براي توقيف شدن نشريه ها در دوران خاتمي تنگ شده! نه تعجب نكنيد منظورم چيز ديگري است، مخالفان حضور خاتمي مي گويند مگر زمان خاتمي نبود كه نشريات پشت سر هم توقيف مي شد؟ و من هم مي گويم بله اتفاقا زمان خاتمي نشريات بيشتر از زمان كنوني به محاق توققيف مي رفت چرا كه در زمان كنوني اصلا نشريه اي مجوز نمي گيرد تا بخواهد كارش به توقيف برسد.
دوستان روشنفكر من كه اينروزها مخالفان اصلي حضور خاتمي به شمار مي آيند بهتر از توده مردم مي دانند كه چقدر اوضاع Ngo ها از زمان خاتمي بدتر شده چقدر اوضاع دانشگاه ها بدتر شده و چقدر اوضاع اقتصادي مردم بدتر شده كه اتفاقا اين آخري را همان توده بهتر از همه مي دانند.
يادم هست حدود يك سال پيش بچه هاي وبلاگ نويس كه مي خواستند دومين همايش وبلاگ نويسان گيلاني را برگزار كنند سخت ترين مشكلات را براي گرفتن مجوز و مكان براي يك گردهمايي به شدت غير سياسي! متحمل شدند. اين عوام فريبي است اگر بگوييم اوضاع سياسي ايران با تغيير رئيس جمهور تغيير نمي كند. درست است شايد تغيير نكند به شرطي كه انتخابات رياست جمهوري چيزي شبيه انتخابات مجلس هشتم شود. پس فعلا كه فرصت داريم و شخصيتي مثل خاتمي را داريم بايد همه جانبه از سيد حمايت كنيم تا ترديد را فراموش كند. همان اشتباهي را كه زمان معين انجام داديم نبايد تكرار كنيم.
يادم نمي رود هنوز صدا هاي سخنراني خاتمي را دارم وقتي از آزادي حرف مي زد و ما نسل سومي ها را با حقوق خود آشنا مي كرد وقتي از حقوق شهروندي مي گفت وقتي از آزادي مدني مي گفت وقتي سخن از برابري زن و مرد به ميان آمد وقتي روشنفكران ديني نظير استاد شبستري و استاد سروش و استاد كديور و غيره اجازه اظهار نظر پيدا كردند خواندن حرفهاي اينها و فضاي نسبتا باز سياسي آنروزها شده بود دلخوشي و تفريح ما و شايد خوش شانس بودم- و شايد بدشانس- كه نوجواني ام همزمان شده بود با تيراژ يك ميليوني روزنامه هاي اصلاح طلب، بيان ، جامعه ، حيات نو، نشاط، ياس نو كه اتفاقا اين آخري را آرشيو مي كردم. البته كه خيلي بيشتر از اينها بود و من الان ديگر در ذهنم نيست. آنها را مي خوانديم و انگيزه و اميد به آينده در دلمان پديدار مي شد. و اين خبر كه بسياري از نخبگان دارند به ميهن بر مي گردند اميد ساختن وطن را در دل ما زنده مي كرد تا اين اواخر كه خبر موج فرار نخبگان از ميهن يكي پس از ديگري تيتر يك رسانه ها شد.
حداقلش اين بود كه به خاطر توزيع عادلانه كاغذ و يارانه بين روزنامه ها تفاوت قيمت روزنامه ها از 50 تومان(اطلاعان، ايران) تا 400 تومان(اعتماد) نبود و هركسي كه دلش روزنامه خواندن مي خواست پول خريدن روزنامه غير دولتي را هم داشت. حداقلش اين بود كه كمتر كسي جذب رسانه مزخرفي مثل صداي آمريكا با آن مجري هاي چندش آورش مي شد! فكر اينكه اگر خاتمي نيايد و كار به جايي برسد كه اصلاح طلبان مجبور بشوند از كروبي حمايت كنند خيلي زجر آور است فكر اينكه اگر خاتمي نيايد و مجددا احمدي نژاد برنده انتخابات شود خيلي نا اميد كننده است. من دوست دارم رئيس جمهور ايران در دوره بعد يك اصلاح طلب باشد و در اين راه تمام تلاش خود را خواهم كرد و كساني هم كه موافق تحريمند فكر مي كنم در اين سه سال و اندي به اندازه كافي شيريني ثمره اعتماد خود به تحريمي ها را چشيده باشند كه ديگر اشتباه دوره بعد را تكرار نكنند. به راستي تحريمي ها چه تغييري توانستند در كشور ايجاد كنند؟
اگر خاتمي بيايد شايد بتوانيم اندكي نفس بكشيم… شايد

پ ن: دوست عزيزم محراب حرف جالبي زده اگر خاتمي بيايد و ببازد بايد چكار كنيم؟ راستش محراب جان به آنجا هم فكر كرده ام همان كاري كه بعد از باختن معين كرديم مي نشينيم به چشمهاي هم زل مي زنيم، بغض ميكنيم و اگر شد پنهاني كمي هم اشك مي ريزيم به حال ايران؛ اتفاقا الان بيشتر به اشكهايي كه بعد از باختن معين ريختم افتخار ميكنم!

Advertisements

21 دیدگاه »

  1. بیان دردی بود از ته دل!
    نمیدونم چرا این بار نمی تونم حرفهای این روشنفکرها رو قبول کنم! شاید چون دیگر رمقی برام نمونده!

    دیدگاه توسط صادق — سپتامبر 10, 2008 @ 2:09 ب.ظ. | پاسخ

  2. آی گفتی. منم دلم برای توقیف نشریات تنگ شده. در اینکه دوران بهتری رو در زمان خاتمی داشتیم شکی ندارم. و حتی در اینکه دوست دارم دور آینده انتخاب بشه. ولی یک ترس بزرگ هم وجود داره. اگه کاندید شد و را نیاورد چی؟ به هر دلیلی. اونوقت چند سال باید بگذره تا اصلاح طلبا بتونن از زیر بار این شکست بیرون بیان؟ من از این می‌ترسم.

    دیدگاه توسط محراب — سپتامبر 10, 2008 @ 5:10 ب.ظ. | پاسخ

  3. lمردیم از این دایره ی بسته انتخاب!

    دیدگاه توسط هادی — سپتامبر 11, 2008 @ 4:34 ق.ظ. | پاسخ

  4. مردیم از این دایره ی بسته ی انتخاب!

    دیدگاه توسط هادی — سپتامبر 11, 2008 @ 4:34 ق.ظ. | پاسخ

  5. درست شد دیگه نه ؟….

    ما هستیم . باور کن ایناهاااش ! ….

    دیدگاه توسط سپیده — سپتامبر 11, 2008 @ 6:11 ق.ظ. | پاسخ

  6. اگه بیاد ولی نمی زارند دیگه

    دیدگاه توسط aMiN — سپتامبر 11, 2008 @ 10:02 ق.ظ. | پاسخ

  7. بودن یا نبودن مساله این است.
    جالبه که همه دارن از اومدن یا نیومدن خاتمی حرف میزنن. ولی کسی در مورد بعدش چیزی نمیگه. به نظر من خاتمی از اینکه بیاد و رای نیاره نمی ترسه مشکل اصلی خاتمی الان این هستش که اومد و رای اورد. حالا چطوری می خواد مملکت رو از این منجلابی که توش افتاده نجات بده؟ ایا ملت ایران می تونن یا اصلا می خوان که بهای سنگین اصلاحات رو بدن؟؟؟؟ فرض می کنیم که خاتمی رای اورد. اولین کاری که باید بکند این است که مساله هسته ای را حل کند. آیا با این جوی که در مجلس برای پافشاری در مورد حق هسته ای دارد می تواند کاری کند؟؟؟ به نظر من این اولین مشکل هستش که باید حل بشه که به این راحتی ها قابل حل نیست. بعد از اون میرسیم به آزادی های اجتماعی. ایا با این بگیر و ببندهای که توسط دستهای پشت پرده که خیلی هم پرتوان هستم کنترل می شه می توان مقابله کرد و … ادم وقتی به این شرایط فکر می کنه می بینه که خاتمی حق داره که نیاد. خاتمی از انتخاب شدم یا نشدن نمی ترسه بلکه از بعد انتخاب شدن می ترسه
    به امید روزهای بهتر

    دیدگاه توسط ایرانی — سپتامبر 11, 2008 @ 10:52 ق.ظ. | پاسخ

  8. مسئله آمدن یا نیامدن خاتمی نیست؟ تردید خاتمی اینجاست که نمیداند آیا باز هم باید 8 سال نماینده حاکمیت باشد یا نه ؟ مطئمئنا او بدون نظر و رأی حاکمیت آب نیز نمیخورد.

    دیدگاه توسط هوپا — سپتامبر 11, 2008 @ 1:29 ب.ظ. | پاسخ

  9. سلام.

    دیدگاه توسط مونا — سپتامبر 11, 2008 @ 8:02 ب.ظ. | پاسخ

  10. تازه خاتمی کجا و معین کجا.

    این مطلب سیاسیت خوراک همین وبلاگ تازه بود. عاشقانه بود. مثل ادبیات.

    دیدگاه توسط آزاد — سپتامبر 12, 2008 @ 7:09 ب.ظ. | پاسخ

  11. سلام!
    می دانی دوست خوبم؟ دوران خاتمی شاید نوستاژی زیبایی باشد برای ما اما یک نوستالژی هیچوقت نمی تواند دوباره تکرار شود.که کار عاقلانه ای نیست به بهانه لذت بخش بودن گذشته آن را به آینده بیندازیم.به روزم سربزن!

    دیدگاه توسط لعنتی — سپتامبر 13, 2008 @ 10:13 ق.ظ. | پاسخ

  12. من خیلی خوشحالم که احمدی نژاد 4سال ریاست کرد .حالا اونایی که میگفتند خاتمی چه کرد فهمیدند که چه کرد .امیدوارم بیاید

    دیدگاه توسط ناصر — سپتامبر 13, 2008 @ 2:51 ب.ظ. | پاسخ

  13. عزیز من خاتمی یا هر کس دیگه ای هم که بیاد دیگه نمیتونه کاری بکنه آب رفته به جوب باز نمی گردد ولی خودمونیم خاتمی هم گلی به سر ما نزد فقط اومد حرفای خودش رو گفت آزادی آزادی آزادی دیگه نگفت این ازای در چه زمینه ای؟ جوونای ما هم خودشون رو در معرض نمایش گذاشتند بی بند و باری و فساد بیداد کرد قرصهای اکس هم از همون زمون مثل نقل و نبات پخش شد. چی میگین شماها درد اینقدر زیاده که … اینا همشون اومدن ما رو یه جوری بدبخت کردند خدا ازشون نگذره

    دیدگاه توسط sar be daran — سپتامبر 14, 2008 @ 7:21 ق.ظ. | پاسخ

  14. آمدن خاتمي تنها تحولات اساسي را بتاخير مي اندازد که رژيم در فواصل زماني هر وقت که لازم بداند اينگونه افراد را براي مردم فريبي وارد ميدان مي کند. لذا چاره کار تغيير در قانون اساسي است.

    دیدگاه توسط جلال — سپتامبر 14, 2008 @ 12:41 ب.ظ. | پاسخ

  15. سلام
    باز میبینم که خودتو قاطی سیاست کردی؟
    عزیز من این دوستان امتحان خود رو پس دادن و به قول شاعر (آزموده را آزمودن خطاست ) حالا خاتمی بیاد یا کروبی یا محمود چه فرقی میکنه؟
    بیخود سر خودتو برای اینا درد نیار .
    در ضمن آپ کردم .یه سری به ما بزن .قربانت.سعید

    دیدگاه توسط سعید صادقی — سپتامبر 14, 2008 @ 3:40 ب.ظ. | پاسخ

  16. من خاتمی را دوست دارم ولی آمدن اون صلاح نیست
    چون فکر می کنم که رژیم درس ها ی خودش رو از دوره های قبلی گرفته و به هیچ وجه اجازه تکان خوردن نخواهد داد به چنین کسی.(البته اگه تایید صلاحیت بشوند) و با اومدنش کاری نخواهند گذاشت تا انجام بده و شاهد هم نخواهد انجام بده.

    دیدگاه توسط Salar — سپتامبر 15, 2008 @ 9:00 ق.ظ. | پاسخ

  17. امیدوارم هاشمی بیاید 🙂
    دوران بعد از جنگ، به دوران سازندگی نام گرفت. پُرواضح است که مشکلات هر جنگی بعد از آن جنگ نمود می‌کند و مشکلات بعد از جنگ، کمتر از مشکلات حین جنگ نیست. آن روزها یادم هست که تورم اینگونه نبود، و درآمدها حتی به پس‌انداز هم می‌رسید. و… و… و… بعدش آقای خاتمی آمد، آزادی‌های مدنی بیشتر شد، ایران با ارائه دیدگاه‌هایی نظیر گفتگوی تمدن‌ها و… کمی وضعیت خود را در جهان بهبود بخشید، تورم‌ها حداقل سالی یک‌بار و در ابتدای سال بود، و اتفاقاً یک سال یادم هست که اصلاً تورمی نبود. و… و… و… آقای احمدی‌نژاد آمد، انصافاً ایشان نیتی پاک داره و دلش می‌خواد کارهای مثبت انجام بده، اما به نظر شخصی بنده موفق نبوده. از نظر من، هیچ‌کس بهتر از آقای هاشمی رفسنجانی نمی‌تونه سروسامانی به اوضاع داخلی اقتصادی و… بده. گمان می‌کنم ایشان می‌خوان آزادی‌های بیشتری هم بدن.

    دیدگاه توسط علیرضا حسینی — سپتامبر 15, 2008 @ 9:31 ق.ظ. | پاسخ

  18. دو تا استدلال همیشه درونمو به تشویش میکشه
    1-اگه بیاد و نتونه … ؟!
    2-اگه نیاد و این بمونه … ؟!
    و چقدر سخته این انتخاب وقتی که کسی به رای تو ارزشی قائل نیست؟؟

    دیدگاه توسط weblogchi — سپتامبر 15, 2008 @ 1:13 ب.ظ. | پاسخ

  19. سلام
    من هم با حرف ایرانی در کامنت شماره 7 موافقم . مشکلات به حدی است که از خاتمی کاری بر نخواهد آمد. البته اگر به همان شیوه هشت سال گذشته حکومت کند. مگر اینکه با پشتوانه مردمی که دفعه قبل داشت و اما نخواست استفاده کند اینبار بخواهد در مقابل قلدران بایستد
    ضمنا در پست آخری کمی کفر گفتم که وقت کردید بخوانید

    دیدگاه توسط گیلانک — سپتامبر 16, 2008 @ 12:39 ب.ظ. | پاسخ

  20. هرچند منظورتو از تلخ نفهمیدم ولی از دیدن اسمت و کامنتت خیلی خوشحال شدم.ممنون 🙂
    بیش از اینکه به شخص خاتمی فکر کنم به این فکر می کنم که ایکاش اصلاح طلبان یکپارچه بشن و یه کاندیدای قوی معرفی کنن. فقط خدا کنه کروبی گند نزنه به همه چیز!

    دیدگاه توسط شیدا — سپتامبر 17, 2008 @ 7:17 ق.ظ. | پاسخ

  21. وقتی قانون اساسی جوری تنظیم شده که راه هرگونه اصلاحات دموکراتیک را بسته، چگونه میتوان امیدوار به اصلاحات بود؟هیچ با خود فکر کرده ایم که چرا پروژه اصلاحات دوره خاتمی به بن بست رسید؟ چگونه میخواهیم در چارچوب خود قانون اساسی آنرا اصلاح کنیم وقتی قانون اساسی ماهیتا اصلاح ناپذیر است؟
    خاتمی و اصلاحات تنها تبدیل به وسیله ای شده اند که هر چند سال یکبار ظهور کنند و انرژی و فریاد فرو خورده نسل جوان و آزادیخواه را به صورت سوت و کف زدن و زنده باد خاتمی و مانند اینها خالی کنند تا از جنبشها و دگرگونیهای بنیادین جلوگیری شود.
    آیا به راستی ما مردم تا این حد سطحی نگر شده ایم که به جای ریشه یابی و اندیشیدن به درونمایه مسایل میخواهیم آزموده شکست خورده را دوباره بیازماییم؟ یا از آن هم بدتر، به داشتن یک رییس جمهور خوش سیما با حرفها و وعده های زیبا و انتشار و توقیف چند روزنامه قانع شده ایم و برایمان مهم نیست که خانه از پای بست ویران است؟
    اگر هر کدام از این دو باشد باید فاتحه خودمان را بخوانیم.

    دیدگاه توسط مهرداد — ژانویه 3, 2009 @ 4:24 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: