دلبستگی

اوت 29, 2008

آقا ببخشيد فكر مي كنم اشتباه گرفتم

Filed under: ادبیات,داستانك — سینا ر @ 5:15 ب.ظ.

هوا گرم است و من حسابي سرم گنگ. دقيق نمي دانم مشكل از كجاست افكار لعنتي به ذهنم مي آيد از هرجايي كه فكرش را بكنيد فكرهاي ناخوشايند مي رود درون ذهنم براي خودش قدم مي زند، رژه مي رود، ترس از آينده ترس از اطرافيانم ترس از خوب شدن اوضاع، حس بي پولي و حس غريب تنهايي احساس بيهودگي هم كه هيچگاه رهايت نمي كند، آهان راستي كمي احساس گشنگي هم مي كنم، تشنگي هم كه چاشني هميشگي تابستان است!
سعي مي كنم ذهنم را از اينها خالي كنم بهتر است بروم سراغ قلم و كاغذ و روي نوشتن تمركز كنم همينجوري خودم را ول مي كنم روي زمين به فكر اينكه چه بنويسم جالب است كه چيزي به ذهنم نمي آيد. كاش بزنم بيرون، به دشتي دمني جايي بروم يك جاي دور و ساكت.
سرم هنوز گنگ است صدايي هم به گوشم مي آيد يعني گوشي ام دارد زنگ مي خورد؟ نه صداي گوشيم كه اينهمه گنگ و نا مفهوم نبايد باشد تازه غير از اين، هميشه موقع نوشتن گوشي را Silent مي كنم. توجهي به صدا نمي كنم كسي چه مي داند اصلا شايد مغزم دارد سوت مي كشد.
نه! ديگر بهتر است نمانم هرطوري شده خودم را به يك جايي مي رسانم جايي شبيه بهشت همه چيز دارد.. كوه، جنگل، چشمه. اينجا را از كجا پيدا كردم؟! اصلا اينجا كجا هست؟!
چه اهميتي دارد كه كجا باشد مهم است كه اينجا مي توانم نفس بكشم. شل و ول خودم را روي چمن رها مي كنم جنگل سبز كنار چشمه اي بزرگ و نسيمي خنك عجب بهشتي در اين جهنم تابستاني! اينجا حتي افكار مزاحم هم رهايم كرده اند. هارموني رنگها و رقص چمنها اينقدر مرا از احساس خوب پر مي كند كه اصلا به چيزي فكر نمي كنم نه به گرسنگي و نه به آن صداي مسخره كه هنوز در گوشم مي پيچد و نه افكار مزاحم كه همه چيز را از آدم مي گيرد. هي دارم چشم مي چرخانم تا همه زيبايي ها را يكجا ببينم موج هاي كوچكي كه روي چشمه جاري شكل مي گيرد، هم آغوشي پرستوها، درختي كه سايه اش را روي من پهن كرده و صداي پرندگان طوري در هم آميخته كه فكر ميكني بتهوون دارد برايت موسيقي زنده اجرا مي كند. همينطور كه چشم مي چرخانم چشمم به دختر جواني مي افتد كه از دور به سمتم مي آيد هنوز آنقدر نزديك نشده كه چهره اش را ببينم.
نزديك تر مي شود. مي بينيم دختركي سياه چشم با اندامي موزون و موهايي كه در باد روي صورتش مي چرخاند و پوست سفيدش كه زير تلالو خورشيد مي درخشد دماغ كشيده و لبهاي برجسته.. لباس مشكي يكدست به تن دارد چيزهاي هم روي لباسش هست كه زير نور خورشيد حسابي برق مي زند وجلب توجه مي كند، راستش نمي دانم جنسش از چي است. دوباره نگاهم را به صورتش برمي گردانم.
اين ديگر از كجا سر و كله اش پيدا شده مگر نبايد مانتو شلوار پوشيده باشد؟! خوب حتما از بومي هاي همينجاست روستايي ها معمولا در روستا لباس محلي به تن مي كنند آره آره حتما همين است.
اما اينجا كه آبادي نيست تا بومي داشته باشد.
چه اهميتي دارد مهم اين است كه او الان اينجاست!
صبر مي كنم نزديكتر بيايد تا سر و ته قضيه را بيرون بياورم، نزديك تر كه شد لبخندش توجهم را جلب مي كند، تبسمي مليح بر روي صورتش است صداقت و نجابت در چشمهايش موج مي زند به چهره اش هم نمي خورد كه اهل اين طرفها باشد. اصلا مگر من مي دانم اينطرفي ها چه شكلي هستند؟! سلام و احوالپرسي ميكنم و جوابم را با خوشرويي و با صداي زيبايش مي دهد. فقط…
مثل اينكه او هم مثل من از اينكه كسي را در اينجا ديده حسابي تعجب كرده است. سعي مي كنم با او صحبت كنم مي پرسم: ببخشيد ميتونم بدون اسم شما چيه؟ و اينجا چي كار مي كنيد؟
اما اين صداي زنگ مسخره هنوز توي كله ام هست و اصلا نمي گذارد صداي او را مفهوم بشنوم اما تن صدايش اينقدر آرام بخش است كه ديگر به محتواي حرفهايش فكر نكنم. يك لحظه ذهنم مي رود به اينكه كاش مي شد هميشه اينجا بمانم كلبه اي بسازم و از اين دخترك هم بخواهم در كنارم بماند دور از آن زندگي روزمره و تكراري و پرتنش و تلخ كه اصلا دلم نمي خواهد به آن برگردم روزگار بسر كنم. اينجا بمانم و از زندگي لذت ببرم. دور از اينترنت موبايل و هر چيز ديگري شبيه اينها!
همينطور كه در روياهاي شيرينم غرق يودم و به لبخند شيريني كه بر لبهاي خوشگل دخترك نقش بسته بود چشم دوخته بودم صداي زنگ توي كله ام هي شديدتر مي شد. شديد و شديتر.. يك آن به خودم آمدم و ديدم انگار راستي راستي گوشي ام دارد زنگ مي خورد تا گوشي را بر مي دارم قطع مي شود يكمي به خودم تكان مي دهم و هوشيارتر مي شوم به گوشي ام دقيق نگاه مي كنم از يك شماره ناشناس 11 ميسكال دارم!
آهان الان در عالم بيداري راحت تر مي توانم منبع آن صداي زنگ مبهم و لعنتي را درك كنم!
با شماره تماس مي گيرم.
الو سلام
-سلام
كاري داشتيد تماس گرفتيد؟
صدايي شبيه صداي آن دخترك پاسخ مي دهد:
-آقا ببخشيد فكر مي كنم اشتباه گرفتم واقعا معذرت ميخوام!
يعني چي خانوم معذرت مي خوام… شما كي هستيد؟
گوشي را قطع مي كند.
دوباره با آن شماره تماس مي گيرم و فقط يك جمله تكرار مي شود.
-دستگاه مشترك مورد نظر خاموش مي باشد!

Advertisements

9 دیدگاه »

  1. کفری نکن ما رو جَووون !!!

    دیدگاه توسط هوپا — اوت 30, 2008 @ 5:58 ق.ظ. | پاسخ

  2. با سلام و عرض ادب خدمت مديريت وبلاگ
    وبلاگ بسيار خوبي داريد
    در راستاي پيوند بين وب هامون مايل هستم با هم تبادل لينک کنيم
    اگه شما هم با من موافقيد عنوان لينکتون رو برام بفرستيد تا در سايت قرار بديم
    عنوان لينک ما : آريا موبايل دات نت
    با تشکر

    دیدگاه توسط آریا موبایل — اوت 30, 2008 @ 7:52 ب.ظ. | پاسخ

  3. شماره تملس من 091228574..

    دیدگاه توسط مریم — سپتامبر 1, 2008 @ 12:57 ب.ظ. | پاسخ

  4. من هم تنهای تنها هستم

    دیدگاه توسط مریم — سپتامبر 1, 2008 @ 12:58 ب.ظ. | پاسخ

  5. خدايا!
    من در مقام کسي ايستاده ام که همه نعمتهاي تو را لمس کرده است معترف آمده است .

    دیدگاه توسط دختر باران .•*..*•..با من بمان ای همنفس — سپتامبر 1, 2008 @ 1:47 ب.ظ. | پاسخ

  6. خدايا!
    من در لباس اذعان بخششهاي تو را _ هر چند کوتاه _ به تن کرده ام .

    دیدگاه توسط دختر باران .•*..*•..با من بمان ای همنفس — سپتامبر 1, 2008 @ 1:47 ب.ظ. | پاسخ

  7. نه سینا جان اتفاقا نکته ش همین بود که آخری علامت سوال نداره زندگی عادلانه است چون می ارزه عیش یک دم به نوش دم ها غم.

    دیدگاه توسط آزاد — سپتامبر 1, 2008 @ 7:19 ب.ظ. | پاسخ

  8. سلام…

    دیدگاه توسط خران دو عالم — سپتامبر 3, 2008 @ 10:59 ق.ظ. | پاسخ

  9. به به ! چه دختر شیطونی

    دیدگاه توسط وودی!!!... — سپتامبر 21, 2009 @ 9:40 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: