دلبستگی

ژوئیه 9, 2008

دلنگرانم

Filed under: اعتقاد,شخصی — سینا ر @ 12:55 ب.ظ.

اصلا انگار قرار است نتوانم بنويسم، چه بر سر من آمده و چه بر سر اين وبلاگ مي آيد. اينهمه اتفاق دور و برمان مي افتد اين همه وقت براي نوشتن دارم اينروزها، اما همگي انگار نه انگار، آمده ام چند جمله رديف كنم چيزي بنويسم شايد پست كنم شايد نه. فقط بگويم دردهايم را شايد تسكيني باشد بر دردها.
واقعا نمي دانم با اين همه موضوع چه كنم از نا اميدي از بهبود اوضاع از «داغ شلاق جهالت به تن شريف مردمم» از انتخابات رياست جمهوري، از آمدن و نيامدن خاتمي از احتمال كانديتاتوري عبدالله نوري، از آب گرفتن خيابان هاي رشت بعد از هر باران جزئي! از اينكه چرا زندگي بر وفق مراد نيست.
از اينكه جامعه ام روز به روز دارد بيشتر در فساد غرق مي شود. از اينكه هر روز دختركان بيشتري تن به دلالان محبت مي فروشند از اينكه اخلاقيات و اعتقاد در جامعه ام روز به روز بيشتر به مرز نابودي مي رود. از مادران بي هويت فردا از پدران بدون عشق فردا، از بلاي اعتياد كه روز به روز سن قربانيانش كمتر مي شود از سكس پارتي هاي كه دارد رواج پيدا مي كند! از ايماني كه به گمراهي رفته است از كوچكاني كه بزرگ خوانده مي شوند و از بزرگاني كه خفيف مي شوند. و اصلا از جواني ام و جواني هم نسلانم كه يا سرگرم «لذت» شده ايم يا «هيچ»! و يا «جهالت» و هيچ اميدي نيست به اين زندگي كه زيبا شود. «لذتي» كه در سكس و اكس و الكل خلاصه شده و فردايش كه معلوم نيست چه مي شود وچه مي ماند از اين انسان لذت اندود شده! و «هيچي» كه به انديشه هاي تلخ و سيگار و بوف كور! و «جهالتي» كه در بيشعوري و بي خبري! از همه اينها مي ترسم و دلم گرفته، از تنهايي كه مجبورت ميكند شكل اين آدم ها بشوي مي ترسم و از اينكه خدا گويي ما را فراموش كرده دلنگرانم.

براي منصوره عزيز و عزيز سفر كرده اش…
تنها يك نام است. تو خود بهتر ميداني كه زندگي خيلي ها بيشتر به مرگ شباهت دارد. مگر مردن بزرگمردان به اين سادگي است؟ نه دوست من نيست. مرگش را زندگي كن كه مي تواند روح بزرگش را تسلي بخش باشد. پرواز را به خاطر بسپار نه پرنده را…
مي دانم مي دانم همه چيز را مي دانم حتي اين را هم مي دانم كه شايد اين حرفها هيچ تسكيني برايت نباشد شايد حتي حوصله خواندنش را هم نكني… اما مطمئنم معلم تو حتما قوي بودن را هم به تو آموخته و زن بودن را پس نشان بده كه معلم خوبي بوده و تو بهترين شاگردش. و ميدانم براي قوي بودن نياز به هيچ حرف و حديثي نداري و من فقط زياده گويي ميكنم.
منتظرم زودتر نوشتن را آغاز كني.

Advertisements

11 دیدگاه »

  1. روز به روز زندگی سختتر و زبان الکنتر می شود!

    دیدگاه توسط صادق — ژوئیه 9, 2008 @ 3:43 ب.ظ. | پاسخ

  2. donbale ye ayene migardam ke yekam zibaee neshunam bede.hata tu ye satle ashghale bozorg ham ye chizae az baghye chiza ziba taran.fayedeye neshun dadane zesht tarinha chie?chera enghadr roo badi ha takid mikonim? hame midunim cheghadr zeshte donya…beya yekam zibaee kashf konim

    دیدگاه توسط mahsa — ژوئیه 9, 2008 @ 7:14 ب.ظ. | پاسخ

  3. salam
    khaste nabashi einan mese man shodi
    midoni dardaye ma ba hichi taskin pida nemikone joz ba omadane saheb one ke deldarimon mide hamin
    ya hagh

    دیدگاه توسط ghonabit — ژوئیه 9, 2008 @ 10:59 ب.ظ. | پاسخ

  4. مثل اينكه نگراني هايمان مشترك است ..مثل اينكه همه مان به دور گرد يك درد مشترك كه نه ؛چندين درد مشترك ميگرديم ..دردي كه فرياد كردنش هم درمانش نيست . ..اما نميدانم چرا تو تمام به پوچي رسيدن ها را از هدايت ميداني و بدبختي اش را از بوف كور و پوچيش را از خواندنش ..نه عزيز نمي توانم باور كنم كه تمامي ادم هاي پوچ پوچ گرفتنشان را از هدايت وام گرفته باشند و تمام بد بختي ها از گور هدايت بلند ميشود ! چه بسا ادم هايي كه هدايت را خوانده اند و به پوچيش كه نه به درست زيستن رسيده اند نمونه اش من ….نه رفيق ريشه اش را بايد از جاي ديگري بيرون بياوري ..جايي كه بعدها ميشود درد مشترك..و اما راست ميگويي اين پوز به پوچي رسيدن اين پوز بزرگ شدن ادم هاي كوچك و كوچك شدن ادم هاي بزرگ ادم را خفه ميكند و كنار امدنش كلي براي ادم اب بر ميدارد!چه ميشود كرد دنياست و بايد با ان ساخت كه اگر نسازي كمرت را ميشكند .

    دیدگاه توسط خوشه — ژوئیه 10, 2008 @ 7:30 ب.ظ. | پاسخ

  5. حرفهايم را سر و ته گرفتي رفيق شفيق.. اگر دردهايت با من مشترك است چطور از هدايت به زندگي درست رسيده اي؟!

    دیدگاه توسط سینا ر — ژوئیه 10, 2008 @ 7:39 ب.ظ. | پاسخ

  6. نتونستی باهاش ارتباط برقرار کنی؟؟؟؟؟؟؟

    دیدگاه توسط سعید صادقی — ژوئیه 10, 2008 @ 7:45 ب.ظ. | پاسخ

  7. mmmmm, vala man aslan yadam nemiad ke raje be in mozoye filtering nazar dade basham ???!!! nemidonam vala !! shayadam hafezeye man khoob kar nemikoneh ???!!! hala man ye soali miporsam, az mohite wordpress razi hasti ???

    دیدگاه توسط sara — ژوئیه 11, 2008 @ 6:12 ب.ظ. | پاسخ

  8. سارا در مورد رفع فيلتر بايد بگم كه تو نظري ندادي من پيشنهاد داده بودم و اون جوابي كه گفتم شنيدم!
    در مورد وردپرس هم بگم كه بسيار بسيار بيشتر از خيلي از اينجا راضي ام!

    دیدگاه توسط سینا ر — ژوئیه 11, 2008 @ 9:53 ب.ظ. | پاسخ

  9. زندگی سخت شده واسه همه ی ما درد مشترکم داریم این روزا تو تنهایی هامون غرق میشیم و تلنگر حتی یه صدای ظریفم شیشه ی تنهاییمو ن و رو سرمون خراب میکنه

    دیدگاه توسط الهام — ژوئن 9, 2009 @ 7:52 ب.ظ. | پاسخ

  10. If only more people would read this!

    دیدگاه توسط Loren Patrick — مه 28, 2010 @ 9:37 ب.ظ. | پاسخ

  11. If only I had a dollar for each time I came to delbastegi.wordpress.com! Amazing article!

    دیدگاه توسط Lemuel Cassidy — مه 31, 2010 @ 10:48 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: