دلبستگی

مارس 19, 2008

چهارشنبه سوري و ترقه هاي خشم!

Filed under: جامعه,سیاسی,شخصی — سینا ر @ 11:29 ق.ظ.

چهارشنبه سوري 86
آدم چيزها كه نميبيند، يادم مي آيد چند سال پيش چهارشنبه سوري كه همه عشمان اين بود كه آتشي روشن كنيم و از رويش بپريم و شادمانه آواز سر دهيم ‹زردي من از تو، سرخي تو از من› اينكه با ديگر همسالان دور آتش حلقه كينيم و آواز بخوانيم و هرگز يادم نمي رود كه مي آمدند و آتشها را خاموش مي كردن و وقتي كه آنها مي آمدند بر روي شادماني مان آب مي ريختيم تا خاموش شود، خندها به دلهره تبديل مي شد و بچه ها و جوانها به خانه ها كوچه ها مي رفتند اما وقتي كه مي رفتند دوباره نمي توانستيم آتش را روشن كنيم كه چون كاه ها را با آب خاموش كرده بوديم و اصلا ديگر كاه هم نداشتيم كه اگر هم داشتيم چطور آنهمه دلهره را به خنده تبديل مي كرديم؟ مگر مي شد؟ مگر اصلا كسي دوست داشت كه بشود؟ ما به خانه مي رفتيم و به اين فكر ميكرديم كه چرا؟
تصميم گرفتيم شاديهايمان را منفجر كنيم! ترقه، كبريتي، كپسولي، نارنجك، بمب دستي…آخر ديگر كسي نمي توانست اينها را خاموش كند! در يك لحظه منفجر مي شد و ما از سر نفرت و خشم قهقهه سر مي داديم، خوشحال بوديم اما نمي دانستيم كه اين انفجارها نه ربطي به جشن ما دارد نه شادمان مي كند و نه مهمهاني چهارشنبه آخر سالمان با اين همه صدا مهيب قشنگ مي شد، اصلا ما به فكر اين چيزها نبوديم و فقط دوست داشتيم منفجر كنيم و صداي انفجار بشنويم و بگوييم اوه عجب صدايي داشت تا شايد تسكينمان دهد…
اما چيزي كه ديدني بود در چهارشنبه سوري امسال حرفهاي مسئولان و صدا و سيما بود كه اعلام ميكردند چهارشنبه سوري روز جشن و شادي است كسي با آن مخالف نيست در محله اتان آتش روشن كنيد و با حضور بزرگترها جشن بگيريد و شادي كنيد اما از كارهاي خطرناك پرهيز كنيد چرا كه جشن است و نه جنگ! حيف كه كسي نيست به آنها بگويد كه اعلام اين جنگ را خودتان داديد. شما مي خواستيد آتش شادي ما را خاموش كنيد و ما تنها مي خواستيم آن را پس بگيريم، پس گرفتن هم كه نميشد گفت چون اصولا زورش را نداشتيم فقط مي خواستيم اعتراض كنيم. اما با همه اين اوضاع ممنونم كه اعلام صلح داديد. خوشمان آمد از اينهمه لطف و مبحت از اينكه بالاخره چهارشنبه سوري مان در اين مملكت به رسميت شناخت شد خوشحالم از اينكه ديگر شادي آتش كودكي كسي را خاموش نمي كنند، اما نمي دانم امكان اينكه اين نفرتهاي ترقه و ترقه هاي خشم دوباره مثل گذشته به آتش شادي چهار شنبه سوري و آوازهاي شاد و قهقهه هاي جوانان و كودكان و دور آتش چرخيدن و از آتش پريدن و مراسم قاشق زني تبديل مي شود يا نه؟ نميدانم بستگي به اين دارد كه عمق خشم و كينه از آن شادي خاموش كردنها چقدر درونمان مانده باشد، به اين بستگي دارد كه نسل بعدي ما صلح را بپذيرد يا نه…
به اين بستگي دارد كه روح بزرگ شده مان روح دوران كودكيمان را قانع كند. البته ميدانم كه اينچيزها خيلي برايتان اهميت ندارد.
از چهارشنبه سوري كه بگذريم عيد نوروز هم امسال به رسميت شناخته شد به عنوان يك عيد باستاني و ملي اينها البته هر دو خبر خوشي است و يك گام به جلو براي نسلهاي بعدي ما، فردا سال 87 آغاز مي شود و من ديگر دوست ندارم مثل اين چند سال آخر بگويم حال و هواي عيد برايم وجود ندارد.
خيلي كليشه شده اما اگر اين را نگويم چه بگويم: عيدتان مبارك

Advertisements

14 دیدگاه »

  1. اول سلام
    دوم نخوندمم هنوز
    سوم من طعنه نزدم سينا ..اون تاسفم بود!
    اينكه اينگونه باختيم
    راستي اصلا انتظارشو نداشتم كه تو از مريم فيروز چيزي ندوني
    اصلا…فكر ميكردم …. اين كتابي كه همه تون ميگين(ستاره)نويسندش كيه؟
    راستي مسعود بهنود هم كتابي داره به اسم اين سه زن ..كه من متاسفانه نخوندم
    يه گله كوچولو هم بكنم ..اينكه من از سايت قطار بيشتر از اينا انتظار داشتم
    رسم ادب بود كه يه تسليتي ميگفتين براي كسي كه موسس جنبش زنان در ايران بود..كسي كه اون همه مبارزه كرد ..نه در حرف در عمل ..اين خيلي مهمه به نظر من..اينكه سنت شكن باشي از يك خانواده اعياني باشي و بيايي بين مردم …

    انتظارم بيش از اين بود

    دیدگاه توسط حصار ترديد — مارس 19, 2008 @ 11:51 ق.ظ. | پاسخ

  2. راستي عيد شما هم مبارك..سال خوبي داشته باشي…
    سر سفره دعامون كن
    يه دلشوره بدي د ارم …احساس ميكنم ميخواد يه اتفاق بدي بيافته
    البته دور از جون!
    دعام كن..بايي

    دیدگاه توسط حصار ترديد — مارس 19, 2008 @ 11:53 ق.ظ. | پاسخ

  3. راستي برات اف گذاشتم حتما جوابمو بده مرسي

    دیدگاه توسط حصار ترديد — مارس 19, 2008 @ 11:54 ق.ظ. | پاسخ

  4. نداي عزيز اين حرفها رو نزن دوست من.. حس هاي بد را از خود دور كن و با شيريني بهار خود را بهاري كن..
    گرچه شب تاريك است، دل قوي دار سحر نزديك است

    دیدگاه توسط سینا ر — مارس 19, 2008 @ 2:08 ب.ظ. | پاسخ

  5. مرسي كه انتظار نداشتي! فقط گفتم چيز زيادي راجع بهش نخواندم.. شايد انتظار داشتي به رسم هميشگي وبلاگستان بگويم همه چيزش را خوانده ام؟! نوشته هاي بهنود را در اين رابطه خوانده ام.. اما چشم فرصت بيشتري براي خواندن در اين مورد مي گذارم

    دیدگاه توسط سینا ر — مارس 19, 2008 @ 2:17 ب.ظ. | پاسخ

  6. عججججججججججججججججججججب!
    پس این بمب هایی که شما پسرها می اندازید جلوی پای ما تا جبغمان بلند شود، چنین تاریخچه ای دارد؟!(چشمک) جل الخالق! چه دنیای پیچیده ای!

    سلام سینا
    خوشحالم که سکوت را شکستی
    واقعا من را یاد آتش بازی هایمان انداختی. آتش هایی که با آب خاموش می شدند.
    چه بگویم؟
    هرچند ساده لوحانه به نظر می رسد اما امیدوارانه امیدوارم که همه چیز درست شود.
    پایدار باشی و برقرار

    دیدگاه توسط منصوره — مارس 19, 2008 @ 7:45 ب.ظ. | پاسخ

  7. نه نمي خواستم بگويي همه چيزش را خوانده يي
    فقط يك انتقاد كوچولو كردم در مقام يك ؟خواننده!

    دیدگاه توسط حصار ترديد — مارس 20, 2008 @ 11:49 ق.ظ. | پاسخ

  8. و جدا ميگويم ..هيچ حس خوبي ندارم ..هيچ ..سردر گمم ..انگار كه ميخواهد اتفاقي بيافتد ..انگار كه يك چيزي ميگويد كه تمام سال را بايد گريه كني ..انگار كه يك چيزي ميگويد بايد فراموش كني ..بشكني ….ببلعي خودت را..

    دیدگاه توسط حصار ترديد — مارس 20, 2008 @ 11:52 ق.ظ. | پاسخ

  9. بهار 1387 خجسته باد

    دیدگاه توسط North Star — مارس 20, 2008 @ 10:19 ب.ظ. | پاسخ

  10. سالي نيك پر از شادي و خوشي داشته باشيد
    و بي خيال سال هاي گذشته!!
    بايستي حال را دريافت.

    دیدگاه توسط North Star — مارس 20, 2008 @ 10:21 ب.ظ. | پاسخ

  11. حال و احوال هم قطاری ما چطوره؟؟؟ 😉
    چهارشنبه سوري و ترقه هاي خشم- عید و جرقه های شادی 🙂

    دیدگاه توسط حرف زیادی — مارس 27, 2008 @ 8:54 ق.ظ. | پاسخ

  12. سلام سینا جان. به بازی مشاعره نوروزی دعوت شدی:
    http://faryad.wordpress.com/2008/03/27/moshaereh/

    دیدگاه توسط فرزاد — مارس 27, 2008 @ 7:57 ب.ظ. | پاسخ

  13. سلام.هر چند تقریبا یک ماهی از چهارشنبه سوری گذشته ولی من امروز این پستت رو خوندم و در یک کلام می خوام بگم که خیلی خوشحالم که یه جوون ایرونی به این خوبی می تونه حرف هاش رو بزنه و به اطرافیانش هم آگاهی لازم رو بده…پاینده باشی سینا ..

    دیدگاه توسط مهسا — آوریل 10, 2008 @ 11:31 ق.ظ. | پاسخ

  14. خوب من می شم 14 نفر اخه 13 عدد خوبی نیست و من 14 رو دوست دارم !
    من ام مثل شما عاشق چهارشنبه سوری ام تا کی بشه و برای یک بار هم در سال شاد بشیم اما بی خطر ! عیدتان مبارک پیشاپیش!!!!!!!!!

    دیدگاه توسط JOOJOO — مارس 7, 2009 @ 3:08 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: