دلبستگی

ژانویه 2, 2008

شباهت وبسایت قطار و افشین قطبی!

Filed under: وبلاگستان — سینا ر @ 9:54 ب.ظ.

هدف از نوشتن و تلاش در وبلاگ، وبسایت، روزنامه، مجله و هرچیزی که به ذهنتان می رسد برای نویسندگانش بی شک این است که افراد بتوانند از طریق آن تریبون، صدای خودشان را تاثیر گذار کنند.. و این میسر نمی شود مگر آنکه رسانه اشان تاثیرگذار باشد. پس دوستان عزیز این می شود انگیزه ما برای نوشتن در قطار و تلاش برای بزرگ شدن آن…
خوب انگار اصلا به ما نیامده که کار درست و اصولی باشد. قطار دارد بزرگ می شود ولی انگار ما مدیران قطار درست مثل همه پدر مادرها که بزرگ شدن بچه اشان را قبول ندارند بزرگ شدن قطار را باور نداریم! مشکل فقط این نیست.. قطار همه جا نیست دم دست نیست.. میفهمی که چه میگویم؟ چون اهل جنجال و دعوا نیست! از این نظر قطار شبیه افشین قطبی است! درست مثل اینکه قطبی به درد فوتبال پر از جنجال ایران نمی خورد چون نمی تواند فریاد بزند و به داور توهین کند و اعتراض کند قطار هم بدرد وب پر از جنجال پارسی نمی خورد! چون وارد جنجالهای وبلاگی نمی شود. راستی مدتی است از دعواهای وبلاگی خبری نیست یک نفر از محمود فرجامی و دوستان نایابش بپرسد چرا؟(البته بیشتر منظورم به همان دوستان نایاب بود! اما اسمی نبردم تا بچه ام در همان کف معروفیت بماند، خودتان سری به محمود خان بزنید تا ته توی قضیه را بیرون بیاورید)..در ضمن اگر نگفتم از حسین درخشان سوال کنید چون میدانم کسی با او حرف نمی زند! خوب بگذریم داشتم میگفتم قطار باید جنجالی باشد و بدون ترمز. مثل بعضی چیزها که بعضی ها ترمزش را کنده اند(به قول معروف چشمک). باید قطار پررنگ تر دیده شود. به تبلیغات نیاز دارد به نوع آوری نیاز دارد.. شما خواننده ای که هفته ای یک بار قطار را می خوانی و شمایی که روزی چند بار لینکهایش را مرور میکنی، بیا جلوتر! نظر بده قطار برای تو هم هست بگو که چکار کنیم بهتر شود؟ بگو چه کار کنیم که نامبر وان شود.. شما وبلاگ نویسی که قطار را دوست داری از قطار در وبلاگت بنویس به خواننده هایت معرفی اش کن و تو وبلاگ نویسی که از قطار متنفری انتقاد هایت را برای ما بنویس.
باید کاری کرد بچه ها.. قطاری ها راننده ها مسافران! ما دچار سکون نشده ایم اما آرام شده ایم اصلا انگار آرام بودیم، این آرامش را دوست ندارم بیایید کمی شلوغش کنیم.. قطار دیگر برای خودش مردی شده!(شاید هم زنی شده! این قضیه هم معضلی است برای خودش اصلا حواسم نبود، باید سر فرصت بررسی شود ببینیم کدام است) اما قطار برای بزرگ تر شدن به کمی شجاعت نیاز دارد.. باید کمی شجاع تر حرکت کرد از تغییر نهراسید بیایید قطار را از بنیان تغییر دهیم.. مگر چه می شود؟! کلی زمان و انرژی برای قطار صرف شده تا به اینجا رسیده، باید از این پتانسل استفاده کرد و قطار را به یک رسانه تاثیرگذار تبدیل کرد، اگر انگیزه اش نیست بهتر است همین امروز تعطیل کنیم و برویم..
ایده.. نظر.. پیشنهاد.. انتقاد.. هرچیزی که به ذهنتان می رسد و به بیشتر شدن سرعت قطار کمک می کند دریغ نکنید..
از دوستان وبلاگ نویسی که عضو سایت قطار نیستند در صورتی که مطلبی در مورد قطار می نویسند لینک وبلاگ خود را در بخش نظرات تکمیلی همین پست قرار بدهند تا توسط اعضای قطار به صفحه اول ارسال شود و خوانندهایی که وبلاگ ندارند و یا به هر دلیلی دوست ندارند در وبلاگشان در این باره بنویسند نظرات پیشنهادات و انتقادات خود را در بخش نظرات تکمیلی بنویسند.. باشد که رستگار شویم! یکبار دیگر تاکید می کنم، یادمان باشد همه ما که برای قطار وقت و انرژی می گذاریم هدفمان این است که قطار تاثیر گذار شود، شاید شبیه هدفی که نویسندگان یک نشریه دارند.

بی ربط نوشت: احتمالا ویزیتور های وبلاگم این کلام یکسویه برایشان خسته کننده است حتما به بزرگواری خودشان می بخشند. وبلاگ جایی است که در آن از دغدغه ها میگوییم خوب قطار هم اکنون مانند وبلاگم جزئی از زندگی و از دغدغه های من شده است.

Advertisements

10 دیدگاه »

  1. خسته شده ایم برادر….. تعارف که نداریم…. خسته ایم…. ما مغمولی هستیم….. خیلی معمولی تر از آنکه به گروهی که خواص در آن هستند بپیوندیم…… جای رشد نداریم….. ما را به این قطار راه نمیدهند… چرا باید برایش تبلیغ کنیم؟….. اندیشه های ما در قطار نیست….. ما در قطار نیستیم…. مقصدمان دقیقا مقصد قطار نیست …. شاید نزدیک به ان باشد اما دقیقا همان مکان خاص نیست…… قطار و لینکهایش را روزی دو بار چک میکنم….. مثل سفیر لینک…. مثل بازنگار…. مثل نیوز نت(خدابیامرز) …. مثل دو در دو…. مثل تمام سایت های ترمینال….. برای خواندن ….
    برادرم ….. قطار بیشتر از تبلیغ به زرد نبودن احتیاج دارد….. به دسته بندی….. نه دسته سازی……

    ساده نگفتم….. منظورم بیان نشد….. گویی کلامی را نوشتی اما مطمئنی که منعقد نشده باشد…..
    شرمنده ام اگر مطلب بالا موجب سوئ تفاهم میشود…… دوباره خواهم نوشت….. زمانی دیگر…. شاید آن موقع اندیشه در کلام جاری شد…….

    حق نگاهبانتان…..

    دیدگاه توسط علی علی اکبری — ژانویه 3, 2008 @ 1:12 ق.ظ. | پاسخ

  2. خداي مننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن وبلاگمممممممممممممممممممممممممممممممم خداي من من دارم وبلاگم و ميبينمممممممممممممممم

    دیدگاه توسط حصار ترديد — ژانویه 3, 2008 @ 9:59 ب.ظ. | پاسخ

  3. دارم برات اقا سينا…………..
    من گفتم حالا شايد ميخواي شيريني بدي…..
    نه! دوست اصفهاني نداشتيم كه ……..حالا داريم …..!

    دیدگاه توسط حصار ترديد — ژانویه 4, 2008 @ 10:38 ب.ظ. | پاسخ

  4. سلام آقا سینا.
    نیستی.
    هستی نمیای.
    میای خیلی نمی مونی.
    اگرم بمونی چیزی نمی گی !!!
    شما هم جزو یکی از بهترین تیتر انتخاب کن ها هستی ها می دونستی؟

    دیدگاه توسط Iman — ژانویه 5, 2008 @ 11:47 ق.ظ. | پاسخ

  5. به طرز عجيبي دلم براي اون وبلاگ قبليت تنگ شده!يه عكس از چارلي چاپلين هم توي قالبت بود فكر كنم.نه؟

    دیدگاه توسط مهسا — ژانویه 7, 2008 @ 1:06 ب.ظ. | پاسخ

  6. سلام مهسای عزیز
    این وبلاگ قبلیمه http://www.weathercool.blogfa.com/
    من اینجا رو خیلی بیشتر از اون قبلی دوست دارم در ضمن آره درست یادت مونده اوایل عکس چارلی بزرگ رو لوگوی وبلاگ کرده بودم اما این اواخر چیز دیگه ای بود خودت ببینش

    دیدگاه توسط سینا ر — ژانویه 7, 2008 @ 3:10 ب.ظ. | پاسخ

  7. واعظ شهر بین که چون لقمه شبهه میخورد /پار دمش دراز باد آن حیوان خوش علف ؟
    نمیدانم چرا ی اد این شعر حافظ افتادم؟
    شاید چون ما ایرانی ها فقط به کسانی اعتماد میکنیم که بهتر گولمان میزنند؟
    و هر کس از سر صداقت و درستی با ما صحبت کند به او با دیده یدبینی نگاه میکنیم .
    عجیب است که هر که بیشتر برای این مملکت و مرز و بوم خدمت کند بیشتر مورد غضب و طرد شدگی قرار میگیرد و هر کس با دو دوزه بازی و پشت هم اندلزی با ما برخورد کند بیشتر شیفته و فرمانبردارش میشویم ؟ این هم از اخلاق عجیب و غریب ما ایرانی هاست .
    قربانت .سعید
    راستی شباهت قطبی با قطار شاید این باشد که هر دو با (ق) شروع میشوند؟!!!!

    دیدگاه توسط سعید صادقی — ژانویه 13, 2008 @ 11:53 ق.ظ. | پاسخ

  8. من این افشین رو خیلی دوست دارم قطبی آخر منطقه لهجه ی صحبت کردنش هم عین خودمه زیاد سر به سرش نذار، می دونم بابا سر به سرش نذاشتی ولی این بیچاره کجای قیافش به قطار رفته؟ یکی طلبت، …… باشه بابا می دونم ااااا!! اوکی اوکی من بازم نوشتم، مواظب خوددت باش… می نویسم پس هستم

    دیدگاه توسط الینا — ژانویه 16, 2008 @ 1:19 ق.ظ. | پاسخ

  9. منظقه ، منظورم منطق و تعادل در ذهنیت هست نه منطقه 1 و 2 و 3

    دیدگاه توسط الینا — ژانویه 16, 2008 @ 1:20 ق.ظ. | پاسخ

  10. هستم! همين دور و برها!
    خوانده بودم پيشتر اين پستت را .
    نظر خاصي نداشتم و ندارم در مورد قطار و نه در مورد قطبي!
    همان طور كه خودت هم گفتي اين پست براي ويزيتوهايت نيست. بيشتر براي يك عده خاصي نوشته اي. دوستاني كه يكي از دغدغه هايشان قطار است يا شايد هم قطبي(چشمك)
    پايدار باشي

    دیدگاه توسط منصوره — ژانویه 16, 2008 @ 1:42 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: