دلبستگی

نوامبر 24, 2007

فریاد سکوت

Filed under: جامعه,سیاسی,شخصی — سینا ر @ 10:57 ب.ظ.

نمی دانم اسم اینجا چیست؟ عجب سبز است، چه هوای مطبوعی دارد، آب این چشمه چرا اینقدر زلال است؟ نکند خواب میبینم! باور کردنی نیست این کوه های بلند یک دشت پر از گل زیبا با کلی پروانه ی خوشگل تزیین شده.. این کلبه را چه کسی ساخته یعنی برای من است؟! آن گوشه ها گل قاصدک را می بینی من به خوش خبری اش ایمان دارم شاید خبر از پایان این شب طویل می دهد!
عجب عادت بدی شده این ننوشتن! هزاران موضوع به ذهنم می آید اما دیگر قدرت نوشتن را از دست داده ام گویا.. نمی دانم باید فکری کرد، به شدت احساس خستگی می کنم چه شده است مرا..
شب سرد و سیاهی شده است امشب، بی احساسی پاییز با بی رحمی زمستان آمیخته و شب پرتلاطمی را فراهم آورده است.. قطرات خشن باران همچنان بر سقف می کوبند آه گویی قصد این ندارند که دست از کوفتن بر اندامم بردارند، تلفن ام هی زنگ می خورد، شاید هم sms باشد! فقط صدای بی احساس ویبره به گوش می آید، از حدود ساعت 7 غروب حوصله گوشی ام را هم ندارم دلم برای چند لحظه سکوت تنگ شده چند قطره دوست داشتن چند لحظه آرامش.. چقدر دلم می خواهد یک هفته قید دانشگاه و کار و کامپیوتر و موبایل و آدمهای مسخره دور و برم و همه چیز را بزنم و تک و تنها به جنگلی کوهی غاری جایی پناه ببرم وای که حتی فکرش هم آرامشی به دل می آورد غریب!
فکر جایی آرام که در آن نه هیچ خبر بدی می شنوی نه هیچ آدم مسخره و دلقکی میبینی نه هیچ آدم حسودی نه هیچ کس که خودش را برای لذتی بیشتر بزک کند نه می شنوی کسی زندانی شده نه خبر کتک خوردن کسی به گوش ات می آید نه می شنوی کسی را به خاطر بدحجابی گرفته اند نه میبینی کسی به خاطر جلب توجه دیگران خودش را برهنه کرده است! نه می شنوی که آدمها را به خاطر اینکه به چیزی بیشتر از سکس و دختر بازی و دلقک بازی فکر میکنند دستبند زده اند، و خیلی چیزهای دیگر نمی بینی و نمی شنوی، یک هفته یادت می رود که دور و برت سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند! یک هفته تنهای تنها از شرّ تنهایی فرار می کنی!
فکرش را بکن دروغ هم نمیتوانی بگیویی طبیعت راستگویی را هم به تو می آموزد.. این نیز هم می گذرد

Advertisements

8 دیدگاه »

  1. واااااااا، چه عجیب منم سکوت!!!

    دیدگاه توسط الینا — نوامبر 25, 2007 @ 12:21 ق.ظ. | پاسخ

  2. نه تو مي ماني و نه من
    و نه اندوه و نه غم
    به حباب نگران لب يك رود قسم
    به شكوه لبخند
    به شقايق سوگند
    غصه هم خواهد رفت
    آنچناني كه فقط
    خاطره اش خواهد ماند
    بشكن اين بغض به جا مانده زغم
    پشت كن برشب اندوه ، بخند
    تو چه ميداني فردا
    ساحت سينه پذيراي چه كس خواهد شد
    غم كه از راه رسيد
    در آن سينه بر او باز مكن
    تا خداهست به غم
    وعده اين خانه مده
    تا خداهست بمان
    تا خدا هست بخند

    دیدگاه توسط منصوره — نوامبر 25, 2007 @ 9:59 ق.ظ. | پاسخ

  3. يك جايي خوندم اين روزها آمها به اندازه موهاي سرشان غصه دارند!

    آره اينهايي كه گفتي خيلي دردناكه. ديشب وقتي داشتم خبر كتك خوردن قصبان و توكلي را مي خوندم. يا رفتار دانشجوهاي بسيجي را در برابر اعتصاب غذاي دانشجوهاي دانشكده پلي تكنيك. يا خبر باز داشت فعالان كمپين غم دنيا را توي دلم مي ريزه. من اينها را كه مي خونم حالم از اين همه آسايشي كه دارم به هم مي خورد. از اين كه تو مرحله حرف موندم. به اون همه پايداري غبطه مي خورم و دلم مي خواد من هم اونقدر شجاع باشم كه كمي از آسايشم را براي آزادي فنا كنم اما …

    دیدگاه توسط منصوره — نوامبر 25, 2007 @ 10:17 ق.ظ. | پاسخ

  4. سلام
    البته بنده اهل هندونه گذاشتن زیر بقل کسی نیستم. ولی انصافا از متن شما لذت بردم. انگاری سه قسمتیه . راستش این روزها حوصله نوشتن ندارم . ( شاید از عوارض بالا رفتن سن باشه ) ظاهرا انگیزه ای برای نوشتن ندارم.

    دیدگاه توسط خان جوجه — دسامبر 3, 2007 @ 8:02 ق.ظ. | پاسخ

  5. طبیعت این آموزگار بی مروت اول آزمون می گیرد سپس می آموزد… چاره ای جز پذیرش نیست مگر حذف اضطراری واحد زندگی!

    دیدگاه توسط آزاد — دسامبر 4, 2007 @ 11:29 ق.ظ. | پاسخ

  6. سلام
    مدتی بود ازت خبر نداشتم در آرشیو نظرات مرداد ماه پیدات کردم
    بهم سر بزن

    دیدگاه توسط saeed — دسامبر 5, 2007 @ 12:40 ب.ظ. | پاسخ

  7. سلام
    من با شما بیشتر از طریق پست هاتون توی سایت قطار آشنا بودم.خوشحالم امروز وبلاگ شخصی تون رو پیدا کردم.خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنید.
    http://www.candida.ir

    دیدگاه توسط طاها — دسامبر 22, 2007 @ 10:31 ب.ظ. | پاسخ

  8. kheyli khoob bood age jodayi nabooooooooooooooooooooooooooood

    دیدگاه توسط hooman — آوریل 21, 2009 @ 11:22 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: