دلبستگی

سپتامبر 5, 2007

چگونه بهترین پستت را همه بخوانند

Filed under: وبلاگستان — سینا ر @ 11:05 ق.ظ.

نمیدانم اسم این کار را چه میتوان گذاشت، بازی و یا شاید یک ایده نو برای پیشرفت وبلاگستان فارسی.
یک دوست خوش ذوق، وبلاگی را با عنوان بهترین پست ایجاد کرده است که در آن هر بلاگر می تواند بهترین پست خودش را از دیدگاه خود انتخاب کرده و در این وبلاگ قرار دهد تا دیگران بخوانند و البته شما هم میتوانند بهترین پست دیگران را بخوانید. این کار هیچ مزیتی هم نداشته باشد می تواند یک شور و شوق در فضای یخ زده ی وبلاگستان ایجاد کند(مثل تمام بازی های وبلاگی) و همچنین یک لیستی از بهترین ها را در اختیار خواهد گذاشت. شاید با مروری بر این پستها به راحتی بتوان شاکله ی کلی و سطح وبلاگستان و وبلاگنویسان ایران را تشخیص داد. بنابراین کار نیکویی است.
من هم از همه ی دوستانم درخواست میکنم که بهترین پست خود را انتخاب کرده و برای وبلاگ بهترین پست ارسال کنند. باشد که همه با هم در غنای هرچه بیشتر وبلاگ پارسی بکوشیم.

Advertisements

17 دیدگاه »

  1. سلام سينا
    اين وبلاگي كه گفتي را نگاه نكردم. اولين فرصت سر ميزنم. چند روزي نيستم.
    لينك پستم را روي قطار ديدم اومدم بگم ممنون با مرام (؛
    پايدار باشي

    راستي مرسي از حضور فعالت توي وبلاگم
    فكر مي كنم يك هفته اي باشه روي وبلاگم . مگر اينكه وقت آپ كردن داشته باشم
    پايدار باشي

    دیدگاه توسط منصوره — سپتامبر 5, 2007 @ 11:58 ق.ظ. | پاسخ

  2. سلام
    چه جالب من همه پستامو ميدم!! ها ها ها
    خوبه اينجوري؟

    دیدگاه توسط حصار ترديد — سپتامبر 5, 2007 @ 12:49 ب.ظ. | پاسخ

  3. سلام .ضمن تشكر فراوان از اينكه به وبلاگ من لينك داده ايد همتنگونه كه مي دانيد 2 ماهي است كه سايت پرشين بلاگ خراب شده است ولي وبلاگ ها با آدرس http://samh412.persianblog.ir/ قابل دسترس هستند . اگر زحمتي نيست ممنون مي شوم كه ادرس لينك را به اين آدرس تغيير دهيد

    دیدگاه توسط محدث — سپتامبر 6, 2007 @ 8:08 ق.ظ. | پاسخ

  4. سلام
    زندگي شطرنج دنيا و دل است قصه ي پررنج صدهامشکل است شاه دل کيش هوسها مي شود پاي اسب آرزوها در گل است فيل بخت ما عجب کج مي رود در سر ما بس خيالي باطل است ما نسنجيده پي فرزين او غافل از اينکه حريفي قابل است مهره هاي عمر من نيمش برفت مهره هاي او تمامش کامل است
    شاد باشی
    به منم سری بزن

    دیدگاه توسط gandom — سپتامبر 7, 2007 @ 2:36 ق.ظ. | پاسخ

  5. يه پست ديگه!!!

    دیدگاه توسط حصار ترديد — سپتامبر 7, 2007 @ 8:55 ق.ظ. | پاسخ

  6. انتخاب سخته!

    دیدگاه توسط چشم غمگین — سپتامبر 10, 2007 @ 4:35 ب.ظ. | پاسخ

  7. ممنون بابت پیشنهاد جالب بهترین پست.

    سینا جان قضیه ی مذهب به این سادگی نیست. قرآن فقط اون چیزایی رو که تو پسندیدی نداره چیزایی داره که مطمئنم نمی پسندی یه سریش رو آخر کامنت برات می نویسم. تو می گی واجبات شرعی رو انجام نمی دی؟ فکر می کنی چرا؟ آدم دروغگویی که نیستی که به خودت بخوای دروغ بگی اگه یه تفکر ی حقیقت کامل داشته باشه چنان قوتی خواهد داشت که آدم همه چیزشو ول کنه و خواسته های اون تفکر رو لا اقل برای خودش به اجرا دربیاره. مشکل اصلی که من با تفکر مذهبی دارم اینه که اساسش بر مبنای مساله ی هدایته. من با همین اساس مشکل دارم این ادعا که انسان نیاز داره کسی چراغ به دستش بده و خودش قدرت شناخت خوبی و بدی رو نداره. دین خوبه اگه فقط مسیر پیشنهادی خودش رو نشون بد ه. ببین ما آیه داریم که لا اکراه فی الدین اما فقط این آیه که نیست اون همه آیه که برا کفار و کسایی که دین رو نپذیرفته اند عذاب دنیا و آخرت تعیین می کنه رو چی می گی؟ این آزادیه؟ که بگی مختاری حرف منو قبول کنی یا نه اما اگه قبول نکردی این بلاها رو سرت میارم!!! می گن حدیث دارم که طرق الوصول الی الله به عدد انفاس الخلایق این حدیث حرف قشنگیه اما کجا با آموزه های قرآن و اون همه خشونت سازگاره؟ ای کاش دین یه تفکر ثابت رو ادعا می کرد که تکلیفمون باهاش روشن باشه لااقل می گفتیم صداقت داشته نه این همه گفتار ضد و نقیض.

    ان الذین کفروا و ماتووهم کفار اولئک علیهم لعنه الله و الملائکه والناس اجمعین/ خالدین فیها لا یخفف عنهم العذاب ولا هم ینظرون/ و الهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم… بقره 163 می بینی این همه لعن و نفرین بعدش هم اینکه خدا مهربان است!

    و انکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع و ان خفتم ان لا تعدلوا فواحده او ماملکت ایمانکم…نساء3
    تو از این چی می فهمی که می گه زن بگیرید دوتا دوتا سه تا سه تا چهارتا چهارتا اما اگه نتونستین عدالت برقرار کنین یکی! یعنی اصل دو تا به بالاس اگه نشد یکی!

    انما جزاء الذین بحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف… مائده 33 به نظرت کشتن به صلیب کشیدن و قطع کردن دست و پا از خلاف (پای چپ و دست راست یا برعکس) خشونت نیست؟ یه آیه دیگه هست که همین کارا رو صفت فرعون عنوان کرده یعنی خدا با فرعون تو مجازات دادن فرق نداره؟ ببین:
    فرعون به ساحرا می گه:
    لاقطعن ایدکم و ارجلکم من خلاف ثم لاصلبنکم اجمعین… اعراف 124 !!!
    و …. که نمی تونم باز بگم.

    دیدگاه توسط azad — سپتامبر 11, 2007 @ 7:31 ب.ظ. | پاسخ

  8. پاسخ دلبستگی به دوست بسیار عزیزم آزاد
    .
    وقتی حرف میزنی آدم باید یاد بگیره، چون مستند حرف میزنی و مثل بعضی دوستان فقط فحش نمیدی و عبور نمیکنی! و یا مثل بعضی دوستان که انگار فقط خودشان می فهمند، به هر حال متشکرم..
    در مورد آیات باید بهت بگم که متاسفانه یا خوشبختانه من هم
    آنها را خوانده ام و البته چیزهای دیگر که بدتر هم است! اما چرا نباید به جنبه تاریخی آن دقت کنیم؟ ببین آزاد عزیز خیلی از آیات فقط مخصوص یک واقعه خاص است.. خیلی از احکام هستند که در شرایط عادی غیر معقول به نظر می رسند و در مواقع خاصی معقول.. گفته می شود پیامبر در زمان خودش بعضی آیات را نسخ کرده است و اینک شاید به عهده علمای قرآن شناس باشد که… خواندن این لینک را پیشنهاد میدهم
    http://ali.mamouri.com/1386/06/18/p_101.html
    در مورد تعدد زوجات هم باید بگویم که من با تو هم عقیده نیستم.. ببین دوست عزیز، «محمد» در جامعه ای بود و قومی را راهنمایی می نمود که مردان از لحاظ جنسی کاملا ولنگار رفتار می کردند به عقیده من در این جامعه حرکت انقلابی پاسخ نمی دهد این که بخواهی همه چیز را از نو بسازی جواب نمی دهد؛ «محمد» قصد پیروزی داشت و فقط نمی خواست چیزی بگوید و برود. اینجا نیاز به حرکت اصلاحی دارد که من به تعبیر شریعتی نام این حرکت را می گذارم حرکت «پیامبرگونه»؛ محمد پیامبرانه رفتار می کند تا همگان شوکه نشوند! و اتفاقا پیروز هم می شود(نگاهی به تاریخ انقلابها بینداز،چندتایش پیروز شده اند؟) ما اگر نگاهی به تاریخ اعراب بیندازیم میبینیم «محمد» در مقطعی و جامعه ای زندگی می کند که دزدی در آن افتخار است جامعه ای که به تعبیر قرآن همگان جزء اندکی از شیطان پیروی میکردند، زنده به گور کردن دختران یک امر عادی به حساب می آید(به عمق فاجعه دقت کن) تو انتظاز داری در چنین جامعه ای قرآن چگونه سخن بگوید؟ آیا می توان این جامعه را با وعده های روشنفکرانه همچون آزادی اندیشه و وعده های فمینیستی و حقوق بشر به راه راست هدایت کرد؟! در جایی گفتی که اصل نیاز به راهنما را قبول نداری.. دوست من فکر میکنی چنر نفر در این مملکت در عمرشان کتاب خوانده اند! چند نفر روزنامه دستشان می گیرند؟ تو فکر میکنی همه وبلاگ می نویسند و می خوانند؟ نه دوست من نیاز به هدایت وجود دارد، خیلی هم شدید وجود دارد دین برای بیدار کردن توده آمده است و گرنه روشنفکر که همیشه حواسش هست(؟!)..
    به نظر من از همین مفاهیم قرآن میتوان مردم را به آزادی، عدالت طلبی، رعایت حقوق دیگران و غیره دعوت کرد. و توده را از استحمار و استثمار نجات داد..

    هنوز به آن درجه از ایمان نرسیده ام که خودم را مذهبی بدانم و به قواعد آن پایبند باشم من هنوز در مرحله تحقیق هستم آزاد جان.. و قطعا نمیتونم به همه سوالات تو پاسخ بدم و باید یک چیزهایی برایم روشن شود اما دوست هم ندارم جزء گروهی باشم که فقط قرآن را آز روی ظاهر می فهمند..

    این لینک را هم در مورد عدم دستور قرآن به تعدد زوجات پیشنهاد میدهم
    http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=9772&p=1

    با سروش مشکل دارم اما خواند این مطلبش را از دست نده
    http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=9727&p=1

    چقدر با تو مباحثه کردن لذت بخشه امیدوارم بتونیم این فضای منطقی و دوستانه رو همیشه و در همه مباحث ادامه بدهیم

    دیدگاه توسط سینا — سپتامبر 11, 2007 @ 9:21 ب.ظ. | پاسخ

  9. سلام داداشم
    خوبی؟
    حالا دیگه می بینی که سیاست نون نداره. افتادی تو کار تبلیغات؟ خوبه . ادامه بده. چقدر می گیری واسه منم تبلیغ کنی؟
    من بازم میام ببینم تبلیغ چی داری؟ یا شایدم برگردی به سیاست!
    مواظب خودت باش
    یا حق

    دیدگاه توسط محمد — سپتامبر 11, 2007 @ 11:25 ب.ظ. | پاسخ

  10. خوبه سينا بحث خوبي مي شه

    جالب اینه که بر حسب اتفاق دلایلی رو هم که تو آوردی من قبلا سر بحث با یه دوست روحانی شنیده بودم. ببن سینا من نمی تونم این محافظه کاری رو از اسلام قبول کنم اینکه نظر واقعیش رو مخفی کنه و در واقع کتمان حقیقت کنه به بهانه ی هدایت تدریجی. این به نظر من عین اغفاله. اگه مفاهیم دینش برا این عده آزار دهنده اس دلیل نمی شه جور دیگه وانمودش کنه و با اونا راه بیاد تا یواش یواش به راه اون بیان درست مثل پسری می مونه که اشتباهاتش رو برا دختر مورد علاقش نشون نمی ده و بهش دروغ می گه به این بهونه که دوسش دارم نمی خوام از دستش بدم تا اینکه دختر عاشقش بشه و دلبسته اش و اون وقت بتونه این اشکالش رو تحمل کنه این کار انسانی نیست. این کار اسلام نون به نرخ روز خوردنه و هنر نیست . درثانی اگه سیاست دین اینه چرا همیشگی نیست؟ چرا ابراهیم بت می شکنه؟ چرا محمد بت ها رو تکذیب می کنه و از همون سیاست گام به گام استفاده نمی کنه ؟ فقط به زن و ازدواج و اینا که می رسه؟
    و اما از همه اینا هم که بگذریم و اصلا بگیم ما محافظه کاری و دروغ گفتن رو دوست داریم مشکل بعد اینه که خوب اینکه بخوایم برا هر آیه ای شان نزول پیدا کنیم و بگیم مال اون زمان بوده و اقتضاش این بوده خوب این قرآن به چه درد الان می خوره؟ معجزه اش کجاس؟ برای همه ی زمان ها و مکان ها بودنش چی می شه؟ فرقش با ما آدما که مجبوریم تو هر موقعیت حرفی بزنیم و کاری کنیم که فقط تو همون موقعیت به کار میاد چیه؟ مگه نه اینکه از بین همین بشر بزرگایی پیدا می شن که حرفاشون خیلی تاریخ مصرف دار تره؟ چرا همه اش دنبال دلیل بگردیم که ایرادات یه کتاب رو اینطور درست کنیم آیا برا هر کتابی این کار رو می کنیم؟ من فکر می کنم مهمترین مشکل ما اینه که باور نداریم اصل نپذیرفتنه تا اینکه دلیل قانع کننده پیدا بشه. ما اول می پذیریم و بعد سعی می کنیم براش دلیل پیدا کنیم!سینا جان چرا این جوریه؟ من فکر می کنم فقط به خاطر ترس از همون عذابی که وعده داده شده و چون محتمل بزرگه کسی به درصد احتمال فکر نمی کنه و عجیب اینکه این رو دلیل اثبات معاد می دونن!
    در باره ی نسخ آیات هم سر همین مثال ها اون دوست عزیز برام گفت. اگه قبول کنیم که نسخ آیات در قرآن وجود داره که دیگه یه هیچیش نمی شه اعتماد کرد دیگه کلام خدا که هیچی از کلام بشر هم کمتره دیگه چه برسه به معجزه و کتاب سعادت و همیشگی بودن و این چیزا اما من از بین همه ی کسایی که تفسیر قرآن می گن و قرآن شناس هستند آقای جوادی آملی رو از همه بیشتر قبول دارم و به نظرم بهتر از هر کسی می تونه جواب بده دوست دارم یه بار حضوری باهاش بحث کنم در صددم و این کار هم برام عملیه. این آقا می گه در قرآن نسخ وجود نداره و آیه ها ممکنه هم رو تکمیل کنن اما نسخ نمی کنن. باز به نظرم با این حرف کمتر ارزش قرآن زیر سوال می ره ولو اینکه به تعدد زوجات یا .. حکم کرده باشه.
    لینک ها رو هم خوندم اما جواب این حرفام رو ندادند. من سروش رو دوست دارم چون با سواده و رو هوا حرف نمی زنه اما اینکه معتقده به قبض و بسط تئوریک شریعت و اینکه دین به اقتضای زمان تغییر می کنه به نظرم زور چپونیه. دین اینطور نیست دینی که سروش قبول داره اینطوریه. سروش یه روشنفکره اما به نظر من نتونسته از بند تفکر دینی خودش رو خلاص کنه و فرا دینی به مسائل نگاه کنه فکر می کنه همه چیز رو می شه با دین توجیه کرد در حالی که حرفایی که می زنه با خیلی از نصوص قرآن و احادیث همخونی نداره.
    و ضمنا
    این لذت بحث کاملا متقابله. من دوستای متناقضی دارم. روحانی، طلبه، ضد انقلاب، تشنه به خون آخوند، روشنفکر لائیک، روشنفکر دینی، جاهل بی سواد… و همه رو هم دوست دارم البته خودشون رو نه لزوما افکارو اعمالشون رو. سر همین با اون آیه ی قرآن که می گه با هر کسی دوست نشید شدیدا مشکل دارم.عملا اشکال نفس آدما رو توجیه می کنه با بدی دوستاشون. توصیف حال جهنمیاس که روز قیامت می گن: (یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا/ یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا… فرقان27-28)
    دوست عزیز تو فضای وبلاگ به این شکل تو اولین کسی هستی که اینجور باهاش عمیق بحث می کنم.
    از این بابت خوشحالم و ممنون

    دیدگاه توسط azad — سپتامبر 12, 2007 @ 1:45 ق.ظ. | پاسخ

  11. سلام سينا
    چه بحث جالب و قابل توجهي بين تو و دوستت آزاد اتفاق افتاده
    من سراپا گوش شدم و استفاده كردم
    باز هم سر فرصت سر مي زنم تا اگه ادامه داشت استفاه كنم
    پايدار باشي

    دیدگاه توسط منصوره — سپتامبر 12, 2007 @ 10:32 ق.ظ. | پاسخ

  12. سلام
    وبلاگ
    جاییست که هر لحظه می تونی احساست رو منتفل کنی بهش
    و ممکنه گاهی بوی غم بده
    گاهی بوی شادی
    بوی دلتنگی
    و حالا کمی بوی دلتنگی می ده ولی درست میشه همه چیز
    دوست من شما که کامنت میدید میادش ولی اول من باید تاییدش کنم بعدش…
    و اینکه مرسی از اینکه سر زدی.
    الان دارم می خونم پستات رو….

    دیدگاه توسط الینا — سپتامبر 12, 2007 @ 5:48 ب.ظ. | پاسخ

  13. پاسخ دلبستگی به آزاد عزیزم
    .
    ببین آزاد عزیز فکر میکنم کم کم داره تفاوت نظر ما مشخص میشه و این یعنی اینکه بحث داره نتیجه میده..
    آزاد عزیز من فیلسوف نیستم که اصل را بر نپذیرفتن بگذارم من میخواهم زندگی کنم و اگر توانی داشته باشم جامعه خودم را بسازم و به آزادی و آرامش برسم با ساده ترین و سریعتری راه و فکر میکنم میتوانم با مذهب توده مردمم را به سوی آزادی و آرامش و عدالت و جلوگیری از استحمار و استثمار دعوت کنم پس از این فرصت استفاده میکنم..
    پس این شد تفاوت من با یک فلسفه خوان(فیلسوف).. من اصل را بر نپذیرفتن نمی گذارم دقیقا به همین دلیل هم انقلابی نیستم اصلاح طلبم!!
    اما اینکه اسلام را دین محافظه کار خواندی خودش نشانه ی انصاف تو است چون اصولا عادت کرده ام در مقابل انقلابی گری(=خشونت طلبی) اسلام پاسخگو باشم تا محافظه کار بودنش.. ببین آزاد عزیز من نگفتم اسلام دروغ میگوید تا به هدفش برسد.. گفتم محمد سیاست ورزی می کند ضمن اینکه محمد همه ی اسلام نیست. اسلام در محمد خلاصه نمی شود اسلام مجموعه ای از «محمد» علی حسین حسن فاطمه و زینب است اندکی آشنایی با تاریخ مشخص می کند که دقیقا چرا از این شخصیتها نام برده ام البته که اینها هرکدام نماینده یک طبقه هستند و همه مذاهب از این «مدل» ها برای خودشان دارند.(یعنی نمی خواهم بگویم فقط اسلام و فقط تشیع!)
    اگر محمد انقلابی گری نمی کند دقیقا دلیلش پیروزی است آری دوست من، محمد باید پیروز شود. و اتفاقا برای پیروزی استراتژی دارد محمد سیاست ورزی می کند تا پیروز شود البته که نه به هر قیمتی این را باید از تاریخ بپرسی، بازهم تکرار میکنم آزاد عزیز.. محمد تنها یک انقلابی نبود که چیزی بگوید و برود، محمد قرار است «مکتبی» را بنیانگذارد که من و تو 1400 سال بعد در مورد مکتبش بحث کنیم. پس میبینی که کار عظیمی قرار است صورت بگیرد. اینجا دیگر 4 تا شعار و حرف خوشگل جواب نمی دهد اینجا نیاز است که زیرک باشی و سیاستمدار. اینجاست که باید سیاست هدایت(اصلاح) تدریجی را پیاده کنی(اتفاقا به نظر من این سیاست، یعنی اصلاح تدریجی و گام به گام در جامعه کنونی ما نیز تنها راه گذار به دموکراسی است، فکر میکنی چرا در جامعه ای که همه(همه) تشنه آزادی هستند احمدی نژاد بر معین پیروز می شود؟! دقیقا به این دلیل که جامعه هنوز در مرحله قبلی مانده است و هنوز گام قبلی طی نشده است، این می شود که اصلاح طلبی شکست می خورد. به همین راحتی! این می شود نتیجه نداشتن استراتژی برای پیروزی. 100 سال بعد همه کس اصلاح طلبان را به خاطر این شکست و این حرکت «صریح» سرزنش می کنند) اینکه محمد بتها را حفظ می کند تا مردم کم کم از آن فاصله بگیرند می شود یک نمونه از سیاست ورزی محمد و نمونه های بیشمار دیگر..
    و اما اینکه چرا باید برای آیه ها شان نزول پیدا کنیم؟ این کار کسانی است که قرار است از دین دفاع کنند، تا با تطبیق آن به زمان خودش دستور مربوط به زمانه ی حال را بیابند.. قطعا این وظیفه توده نیست، وظیفه توده این است که از آن نتایج مستمع شوند و چه خوب که این کشف را کسی مثل شریعتی انجام دهد تا مصباح یزدی!
    در مورد آقای آملی باید بگویم که خوبه که با ایشان فرصت مباحثه را داری و امیدوارم نتایجش را در اختیار ما هم قرار بدهی.. اما من آرزویم این است که یک مباحثه با اشکوری یا آقاجری یا دکتر کدیور و یا سحابی و امثالهم داشته باشم.. چون اسلام آنها را بیشتر دوست دارم چون در مقابل ظلم و کژی ایستاده اند..
    اگر این مذهب نتواند مرا و ملت مرا به آزادی و عدالت و آرامش برساند آنرا نمی خواهم. دوست من.. یقین داشته باش که اگر عذابی هم باشد با آغوش باز می پذیرم که هراسی از مجازاتش ندارم که اگر این هراس بود که به جای دفاع از تاریخ اسلام و حرکتش می نشستم نماز می خواندم و روضه و روزه و دعا(بهتر از من میدانی که بعضی ادعیه در مفاتیح هست که با خواندن چند خطش میتوانی چندین قصر در بهشت داشته باشی!)
    دینی که من می خواهم قرار است در زندگی به من و نسل من کمک کند و اگر نتواند، بدون هیچ رودربایستی عطایش را به لقایش می بخشم..
    .
    بازهم تکرار میکنم فهم من از آیات(3 و4 و 129) سوره ی نساء عدم دستور قرآن برای تعدد زوجات است. و در مورد مثالی که زدی (یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا/ یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا)
    فقط می گویم به توده مردمت نگاه کن و در مورد این آیه نظر بده، قبول کن که روشنفکرها تنها درصد اندکی از جامعه را تشکیل می دهند!
    .
    و اما در پایان باید بگویم قطعا در حدی نیستم که به همه سوالات تو پاسخ بدهم مسئله نسخ آیات برای من هم به شدت جای سوال است و مسائلی را که در این باره مطرح کردی کاملا منطقی است.. و البته آیات دیگری هم هست که به شدت برای من جای سوال دارد که در بحث بعدی اگر تو مدافع بودی و من مهاجم حتما مطرح میکنم(محض مزاح).
    بسیار لذت بردم از این خواندن و گفتن و آموختن مرسی از این همه شیرینی

    دیدگاه توسط سینا — سپتامبر 13, 2007 @ 12:48 ق.ظ. | پاسخ

  14. مدتی در سایت ازدواج موقت ، هر روز ساعت ها پرسه زدم به امیدی که یه روز فرد مورد نظرم را پیدا کنم ولی دریغ و افسوس که به هدفم و فرد مطلوبم نرسیدم *** از دورها چه زیباست امواج آبی آب اما دریغ و افسوس چون میرسی سرابه *** از عزیزان میخوام که از ته دل برام دعا کنن تا به فرد مطلوبم نیمه ی گم شده ام برسم . و آنگاه که خدایان دانستند قدرت انسان بی کران است ، بیمناک شدند مبادا روزی رسد که انسانها قدرتی فراتر از خدایان بیابند و بر آنها طغیان کنند. پس تمامی آنها را به دو نیم کردند و هر نیمی را در گوشه ای از جهان هستی افکندند از آن روز انسان به دنبال نصف گمشدۀ خود می گردد که اگر دو نیمه هر آدمی یکدیگر را بیابند کمال واقعی را نیز خواهند یافت.
    ((بر گرفته از اساطیر یونان باستان)) emprator_2033@yahoo.com
    said 26 sale khoshgele
    لطفا پیام بدید توایمیلم یا یاهو آیدیم باتشکر.

    دیدگاه توسط سعید 26 ساله خوشگله — اکتبر 13, 2007 @ 10:35 ق.ظ. | پاسخ

  15. عشق و عاشقی دوروغ است من از عاشقی بیزارم گرچه دوسش دارم 6بارم با قرص براش خودکشی کردم ولی………………………………….

    دیدگاه توسط زیبای خفته — ژانویه 29, 2009 @ 11:40 ب.ظ. | پاسخ

  16. سینا کمکم کن به دستش بیارممممممممممممممممممم حالم بده دارم میمیرم

    دیدگاه توسط زیبای خفته — ژانویه 29, 2009 @ 11:42 ب.ظ. | پاسخ

  17. I don’t know why people insist nothing rhymes with orange. ,

    دیدگاه توسط Gangster75 — اکتبر 23, 2009 @ 1:23 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: