دلبستگی

ژوئیه 15, 2007

حریم خصوصی در ایران یعنی کشک!

Filed under: جامعه,سیاسی — سینا ر @ 10:23 ب.ظ.

به این واژه، «حریم خصوصی» خوب نگاه کنید، چقدر مقدس است، شاید قداستی به اندازه آزادی و آرامش..
فکر می کنید حریم خصوصی در جامعه ایران چقدر مفهوم دارد، نه اشتباه نکنید بحث سیاسی نیست! نمی خواهم بگویم چرا دولت در لباس پوشیدن مردم دخالت می کند یا اینکه چرا دولت دوست دارد نحوه تفریح کردن مردمش را تعیین کند یا اینکه یا اینکه حتی چرا دولت برای مللتش ساعت برای برقراری رابطه جنسی تعیین می کند. نه! به اینها هم کاری ندارم، چون اوضاع خیلی خراب تر از اینهاست! به نزدیکتر نگاه کنید به دوستان نزدیک، دور به خانواده به فامیل، به خودمان، به همه خوب نگاه کنید تا ببینید چقدر در زندگی امنیت روانی و آرامش می توانیم داشته باشیم.
تا به حال از خودتان پرسیده اید چرا باید دفترچه خاطراتمان یا دفترچه ی نوشته های شخصی امان را جایی پنهان کنیم که عقل جن هم به آن نرسد!
تا به حال از خودمان پرسیده اید چرا ما اینقدر علاقه مندیم که از زندگی دیگران سر در بیاوریم؟ تا به حال از خودمان پرسیده ایم چرا دیدن فیلمهای خصوصی دیگران اینقدر برای ما لذتبخش است! نه نپرسیده ایم، چون همیشه به ما گفته اند که بهترین هستیم.
لحظه به لحظه حریم خصوصی ما از جانب دیگران تهدید می شود و ما لحظه به لحظه زندگی خصوصی دیگران را تهدید میکنیم، این یعنی نداشتن امنیت، امنیت روانی، امنیت ذهنی..
شاید اگر قدرت داشتیم دلهای یکدیگر را با دشنه میشکافتیم تا ببینیم در آن چه خبر است، چقدر تهوع آور.. کاش می توانستیم تفریح بهتری برای خودمان دست و پا کنیم تا شاید از این طریق آمار بیمارهای روانی را که در کشورمان روز به روز در حال افزایش است کاهش می دادیم.
خوش گفت شاعر ما
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

Advertisements

13 دیدگاه »

  1. می بینم که اول شدم:)
    درسته، اشکال بزرگ از خود ماست و دولت و حکومت هم بهش دامن می زنه. تو فرهنگ و سنت ما خیلی از جاها حریم خصوصی کاملا بی معنیه. اگه به بعضی مادر پدرها بگی دفترچه یادداشت بچتون رو نباید بخونید می گن یعنی چی؟ ما نباید بدونیم تو زندگی و ذهن بچمون چی می گذره؟ یعنی خودشون رو صاحب بچشون می دونن. تازه این نزدیکترین حالتشه، از اینجا بگیر برووو تا خاله و عمو و دوست و همسایه.
    محافظت از این حریم خصوصی هم بد دردیه

    دیدگاه توسط شیدا — ژوئیه 16, 2007 @ 7:15 ق.ظ. | پاسخ

  2. راستی سینا جان پست من یه داستان بود، من از چیزی نترسیدم 😉

    دیدگاه توسط شیدا — ژوئیه 16, 2007 @ 7:17 ق.ظ. | پاسخ

  3. شاید اگر قدرت داشتیم دلهای یکدیگر را با دشنه میشکافتیم تا ببینیم در آن چه خبر است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    1. خيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلي بد بينانه بود !!!!!!!
    2. چقدر راحت از كلمه ما استفاده كردي !!!!!
    3. مردم از بس تعجب كردم [نيشخند]
    4. آدمهاي فضول و بدون پايبند به اخلاقيات توي تمام فرهنگها هستند توي تمام جوامع . حتي اگه بخواي از نظر سياسي به قضيه نگاه كني
    5. مثل هميشه قلمت قوي و تاثير گذار بود
    6 سينا جونم! كي توي زندگي خصوصيت سرك كشيده ؟ بگو تا خودم فكش را بيارم پايين [نيشخند] [چشمك]

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئیه 16, 2007 @ 9:42 ق.ظ. | پاسخ

  4. آخرش حرف سیاسی زدی ها خودت که فهمیدی حتما! ملت ما اگه اینجوریه اگه حریم خصوصی براش واژه ی مقدسیه اما کمترین قداستی براش قایل نیست برای اینه که سیر حکومت ها تو این کشور بهش یاد داده که ریاکار باشه. برا همه چیز ارزش قایل بشه اما بهش عمل نکنه. دین خدا پیغمبر امام حسین همه رو مقدس بدونه اما بهش عمل نکنه در عوض مشروب رابطه ی جنسی و … رو خلاف بدونه و از عمل کردن به این خلاف ها به خودش بباله. این ملت یا الگوشون شاهنشاهی ها و بی سوادان عیاشه یا آخوندا و مراجع تقلید که «مثلا» باسوادان بی عملند. ملت ما نمی تونه یا مذهبی باشه یا ملحد و هر دو رو هم ارزشمند بدونه. ملت ما از همه چیز ترسیده از هر دو طرف ظلم دیده و هم آرامش (تحت لوای خودفریبی ها). برا چنین جامعه ای بدتر از این ها قابل پیش بینیه…

    دیدگاه توسط آزاد — ژوئیه 17, 2007 @ 12:04 ب.ظ. | پاسخ

  5. سينا جان سلام.
    خيلي حرفت از ته دل است و حق داري.
    يكي از مسائلي كه اگه نباشه نمي شه آرامش داشت حريم شخصي و امنيت اطلاعاتي است.

    ما به روز هم مي كنيم. شما انگار سرتون خيلي شلوغ است.

    دیدگاه توسط ايمان — ژوئیه 17, 2007 @ 4:29 ب.ظ. | پاسخ

  6. سلام.
    سينا جان از شما بعيد بود كه فقط به تيتر دقت كني.
    منم با خيلي از تند رو ها مخالفم اما دليل نداره در هر فرصتي به اونا بد بگيم.
    حرف نوشته ي ما روز سوم بود !!!!

    دیدگاه توسط iman — ژوئیه 18, 2007 @ 5:13 ب.ظ. | پاسخ

  7. http://groups.yahoo.com/group/arayeshkadeh/گروه اینترنتی آرایشکده آغاز بکار کرد.

    برای عضویت در گروه اینترنتی آرایشکده
    http://groups.yahoo.com/group/arayeshkadeh/
    بر روی نوشته زیر کلیک کرده و مراحل عضویت را تکمیل نمائید
    http://groups.yahoo.com/group/arayeshkadeh/
    پس از عضویت در گروه عکسها و مطالب آرایشی بصورت روزانه برای شما ارسال میشود.
    http://groups.yahoo.com/group/arayeshkadeh/

    دیدگاه توسط shahla — ژوئیه 20, 2007 @ 12:08 ب.ظ. | پاسخ

  8. سلام
    متنی که نوشتی واقعیت دارد و جامعه ما هر روز بدتر از روز قبل می شود ما بجای پیش رفت پس رفت می کنیم. نمی گویم مسئول همه آنها مسئولین بی اراده کشورند که شاید هم از آنها باشد.
    با آن که خودم فرد مذهبی هستم اما هیچگاه مذهب و دین را به سیاست و کارم نمی کشم و از حرفی که گفتید خوشم آمد ولی در این زمانه نمی توان حرفها را گفت و یا نوشت چون در مقابل حرف حق م ر گ ایستاده و با لقبهای نادرست.
    به گفته یکی از خواننده های قدیمی:
    دیگه نمی شه حرف حق زد

    خوشحال می شم به وبلاگم سر بزنید و برایم یادداشت بگذارید.
    در پناه حق

    دیدگاه توسط hadi — ژوئیه 21, 2007 @ 7:21 ق.ظ. | پاسخ

  9. سلام سينا
    ممنون بابت پيشنهادت . موافقم ولي توي وب گاهي ناگزيري از شكلك درآوردن. به خصوص آدمي كه نصف حرفهاش ر ا با چهره اش ميگه. فكر كن براي همچين آدمي چقدر طاقت فرساست وقتي محبور ميشه توي وردپرس شكلكهاش ر ا بنويسه. مجبوره از خيلي از شكلك هاش منصرف بشه مثل حالا.
    در مورد مذهبي بودن و نبودن هم ، اتفاقا مدتيه كه راجع بهش فكر مي كنم. نمي دونم شايد اگه بتونم افكارم را در اين مورد نظمي بدم، توي يكي از پستهام راجع بهش حرف بزنم. فعلا تو به مذهبي نبودن تظاهر كن و من به مذهبي بودن تا بعد[چشمك]

    پايدار باشي

    راستي آدرس وبلاگم عوض شده

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئیه 21, 2007 @ 7:25 ق.ظ. | پاسخ

  10. اشتباه شد انگار

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئیه 21, 2007 @ 7:30 ق.ظ. | پاسخ

  11. اشتباه شد انگار!!!

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئیه 21, 2007 @ 7:34 ق.ظ. | پاسخ

  12. نمیدونم چرا از این حسنی اصلا خوشم نمیاد ولی عاشق حسنی ارومیه هستم.
    اینهم یه احساسه دیگه.

    دیدگاه توسط شلم شوربا — ژوئیه 25, 2007 @ 7:05 ق.ظ. | پاسخ

  13. من هم همیشه از خودم پرسیدم چرا ؟
    جوابش شاید مربوط به سال‌های اخبر هم نباشه. شاید باید توی صفحه‌های تاریخ پر از فراز و نشیب ایران‌ دنبالش گشت.

    دیدگاه توسط بامداد — اوت 7, 2007 @ 4:45 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: