دلبستگی

ژوئن 18, 2007

شاعر قبیله

Filed under: اعتقاد — سینا ر @ 4:58 ب.ظ.

29 خرداد است، سالگرد رفتن شریعتی اما او همچنان در بین ماست..
ما که خود را طرفدار و پیرو اندیشه شریعتی میدانیم قبل از هر چیزی باید سعی در درست شناختن و درست شناساندن شریعتی کنیم باید شیوه ای درست بیابیم برای معرفی افکار او نقل چند خط از کتابهای شریعتی هرگز به شناخت و معرفی او کمکی نمیکیند هرچند که ممکن است افراد را به سوی فهمیدن شریعتی تحریک کند. اما یک تاثیر کوتاه مدت است و ماندگار نیست بنابراین باید هر چه زودتر شریعتی را از قالبهای کلیشه ای(همچون عاشق پیشگی و صرف نو مذهبی بودن) که همچون حصاری به دور او تنیده می شود برهانیم. یادمان باشد شریعتی قبل از هرچیزی متفکری بود که درد عدالت و آزادی برای وطنش داشت.
سخن بعدی من با منتقدان شریعتی(جریان شریعتی) است که اینروزها کم هم نیستند!
به طور کلی مخالفان جریان شریعتی را در دو گروه روشنفکر(غیر پراگماتیست) و مذهبی(سنتی) میتوان جستجو کرد.
جامعه روشنفکری ما جریان شریعتی را رقیب خود میداند و به واسطه «مذهب» شریعتی را طرد میکند و او را «نخوانده کنار می گذارد». و اینروزها که «ضد مذهب» بودن به عنوان یک الگوی روشنفکری به شدت در حال گسترش است اندیشه شریعتی و شاگردانش که به عنوان روشفنکری که مذهب ستیز نیستند در تنگنا و فشار قرار میگیرد. به خصوص آنکه نام شریعتی همه جا «روشنفکر دینی» آورده می شود و و همین لقب «دینی» برای خیلی ها کافی است که شریعتی را از رده خارج بدانند و هیچ جایی برای مطالعه آثار و افکارش نگذارند درست است که این بیماری روشنفکری ماست اما این دلیل نمی شود که بیکار بنشینیم، حداقل این است که میتوانیم برای درمان قدم بردایم.
و گروه دیگر از مخالفان شریعتی که در طول حیاتش بزرگترین صدمات را به او وارد کردند افراد به ظاهر مذهبی بودند و شاید بتوان گفت که اکثریت جریان مذهبی گذشته در مقابل شریعتی قرار داشتند تا حدی که بعضی او را مرتد می دانستند اما خوشبختانه یا متاسفانه این گروه بعد از شهادتش بنا به خصلت مرده پرستی دست از سر او برداشتند اما شاگردان صدیقش از جمله دکتر آغاجری و دکتر اشکوری و دکترسحابی و دکتر ابراهیم یزدی، لطف الله میثمی و غیره هرگز از گزند فشارها و تهمتهای این گروه در امان نبوده اند.(نمنونه بارزش برخورد با اعضای ملی مذهبی و نهضت آزادی است).
در اینجا باید حساب منتقدان فکری را از معاندان جدا کرد نقد کردن شریعتی اگر در دو پارمتر مذکور نگنجد میتواند بسیار مفید باش و به شناخت هرچه بیشتر او و افکارش کمک نماید و حتی با نقد منصفانه میتوان در افکار او درجا نزد و او را به آرزوی دیرینش رساند یعنی از شریعتی عبور کرد.
در پایان برخی از القابی را که معاندان و مخالفان دکتر به او نسبت میدادند را ذکر میکنم.
کمونیست وهابی، آخوند فکلی، خرده بوروژوای مذهبی، مریض ایدئولوژیکی، تحصیلات عالی ناکرده، مغز متفکر مارکسیسم اسلامی، مامور سیا و ساواک، داعی نسل جوان به عرفان مذهبی، تخدیر ادبی، و آنارشی هنری…

توضیح اینکه عنوان مطلب(شاعر قبیله) را از سخنان دکتر طهماسبی اقتباس کردم
توضیح دکتر طهماسبي: شاعر يك قبيله مبين روح جمعي يك قبيله است و به عنوان وجدان مغفوله‌‏ي قبيله، دردها و رنج‌‏هاي پنهان قبيله را آشكار مي‌‏كند.
مطالب مرتبط:
گزارش کامل «سمينار شريعتي؛ ديروز, امروز, فردا»
دکتر آقاجری: شريعتي، خداپرست سوسياليست
مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران

Advertisements

12 دیدگاه »

  1. اساسا جامعه ایران یک جامعه مذهبی و سنتگراست و به همین دلیل روشنفکران سکولار هیچوقت جایگاه مناسبی در میان طبقه عوام جامعه پیدا نکردند. به نظر من روشنفکرانی از جنس شریعتی می توانند با ساختن پل میان دین سنتی و روشنفکری مدرن ارتباط ایجاد کنند. و به همین دلیل هست که به شخصه از علاقمندان پر و پا قرص افکار مرحوم شریعتی هستم. نوع نوشته های او از نوعی است که هم اکنون هم تازه گی دارد. مستدام باشید تفسیر فوق العاده بود

    دیدگاه توسط آفساید — ژوئن 19, 2007 @ 2:09 ب.ظ. | پاسخ

  2. با همه این اوصاف شریعتی در بین ما همچنان زنده است و خواهد ماند.

    روحش شاد

    دیدگاه توسط صادق جم — ژوئن 19, 2007 @ 3:54 ب.ظ. | پاسخ

  3. من تا به حال این القاب رو نشنیده بودم!

    درهر صورت به قول آقا صادق روحش شاد!!!

    پ.ن: مرسی دو بار لینکیدی :دی

    دیدگاه توسط چشم غمگین — ژوئن 19, 2007 @ 5:09 ب.ظ. | پاسخ

  4. مطلبت رو خوندم ولی مطلب های مرتبط رو گذاشتم ایشاللا برای یک هفته ی دیگه.من از اون کسایی هستم که شدیدا نیاز دارم دکتر شریعتی رو بشناسم.چون همیشه متاسفانه در بین کسانی بودم که از شریعتی خوب نمی گفتند و همونطوری که قبلا به خودت هم گفتم همیشه یه حس منفی حتی به اسم شریعتی دارم تا چه برسه به آثارش.ولی فکر کنم تابستون امسال تابستون پر برکتی باشه.چون می خوام پایه های فکری و دینی خودم رو پیدا کنم. حالا این دین می تونه هر چیزی باشه یا حتی هیچ باشه.چند راهنمای خوب هم دارم که می تونم از نظراتشون و کتاب هایی که معرفی می کنند استفاده کنم که مطمئنم که کتاب های دکتر شریعتی هم جزء اونها هست.
    به امید روزهای گرم و پر فراغت تابستان.
    ان شاءالله که کنکورتو خوب میدی.ولی باید تا می تونی تلاش کنی..

    دیدگاه توسط مهسا — ژوئن 20, 2007 @ 4:38 ق.ظ. | پاسخ

  5. راستش من شامل اون دسته ای هستم که به شریعتی به خاطر همون کلمه مذهبی با یه دید منفی نگاه می کنم.البته براش احترام زیادی قائلم چون می دونم هدفش آزادی و عدالت بود و واقعا تلاش کرد و سهم خودشو ایفا کرد. گاهی اوقات هم با خودم می گم شاید اگه شریعتی حرفی از دین و مذهب نمی زد هیچ کس تو جامعه سنتی و مذهبی ما به حرفش گوش نمی کرد. البته مطمئنم اون تعریفی که شریعتی از دین داره با اون چیزی که تو ذهن ما جا افتاده خیلی متفاوته. ولی بازم بین تفکر شریعتی و تفکری که خودم می پسندم تفاوت می بینم (یه وقت نگی چه پررو خودشو گذاشت کنار شریعتی ;))

    دیدگاه توسط شیدا — ژوئن 20, 2007 @ 5:06 ق.ظ. | پاسخ

  6. سلام.
    آقا سینا دیگه تو این خونه ی جدید لینک ما رو نذاشتی که !
    راستی باز بحث خفن تو کامنت های این بار باز شده.
    بعضی ها می گن که فیلم ترسناک هر کی ببینه مشکل روحی داره.
    اصلا ترس ساز دیوانه است.
    خلاصه بیا تو هم نظری بده.
    راستی از اینکه کمی کردی واسه فیلتر ممنون.
    حتما میل می زنم که وبلاگمون باز شه.

    دیدگاه توسط Iman — ژوئن 20, 2007 @ 8:38 ق.ظ. | پاسخ

  7. راستش با این توصیفاتت منم احتمالا می شم از مخالفان شریعتی! من شریعتی رو دوست دارم اما نه اندیشه اش رو بلکه شخصیتش رو به عنوان انسانی که تا لحظه ی مرگ واقعا دنبال شناخت بوده و این برای من بی نهایت ارزش داره. دلیل مخالفتم با اندیشه ی دکتر اینه که اصولا ترکیب روشنفکر دینی رو ترکیب غلطی می دونم. دین یه مسیر مشخصه و اصلا فلسفه ی هدایت که مسیر یگانه و در واقع صراط مستقیم داره قرائت مختلف رو بر نمی تابه و روشنفکری نوعی تفکر نسبیت گراست که با اندیشه ی جزمی دینی نمی تونه جمع بشه. من احتمالا تو اون تقسیم بندیت می شم اون جماعت روشنفکر بیمار!!!

    دیدگاه توسط آزاد — ژوئن 20, 2007 @ 11:20 ق.ظ. | پاسخ

  8. ایمان عزیز لینک شما در قسم «دلبستگی ها» قرار داره.. وب شما هم همچنان فیلتره امیدوارم به توصیه های پست قبلیم عمل کنید!!

    دیدگاه توسط سینا — ژوئن 20, 2007 @ 3:28 ب.ظ. | پاسخ

  9. ممنون که کامنتم رو جواب دادی اونم به این کاملی. خیلی پسندیدم اون اصطلاح دین ناسازگار رو که در مقابل دین ستیز قرار داده بودی. چون تفکر واقعی به نظر من نمی تونه به هیچ وجه با ستیز جور در بیاد مگه اینکه چیزای ثانوی مثل سیاست و منافع شخصی یا حزبی و … باهاش قاطی شده باشه.

    دیدگاه توسط آزاد — ژوئن 23, 2007 @ 12:08 ب.ظ. | پاسخ

  10. اولين كتابي كه ازش خوندم «تحليلي از مناسك حج بود» نمي دونم چرا خوندمش. اونوقت ها غير از رمان اون هم از نوع فرانسوي چيز ديگه اي نمي خوندم يا شايد هم نمي تونستم.خوندن اون كتاب خيلي عوضم كرد. حتي نوع خوندن هام را و مزه مذهب و خدا را هم.
    يكدفعه گفته بودم كه شريعتي تمام باورهاي من را زير سئوال برد و تو گفته بودي كه تمام باورهات را از زير سئوال درآورده. ولي مزه اون شكي را كه اون روزها توي دلم بود خيلي دوست دارم. شكي كه تمام باورهاي من را هرس كرد و بعد از اون باورهام چه جوني گرفت.
    توي زندگي ام ( توي زندگي معنوي ام) خيلي وامداردكتر هستم اما هيچوقت خودم را درگير اين نكردم كه اون كي بود؟ جزئ كدام گروه و حزب و فرقه؟ روشنفكربود؟ مذهبي؟ ماركسيت ؟ سوسياليست ؟ يا چي؟
    اينها اصلا برام مهم نيست . مهم حرفهاييه كه من ازشون خيلي چيزها ياد گرفتم . حتي فكر كردن را و دعا كردن را و مذهبي بودن را و…
    مي دوني سينا. من خيلي وقتها خيلي چيزها از خيلي ها شنيدم كه زندگي ام را تحت تاثير قرار داده كه گوينده اون حرفها را اونقدر متاثر نكرده . اينه كه به اين باور رسيدم و هميشه سعي مي كنم كه به «ما قال» توجه كنم و نه «من قال».
    تو هم نتونستي معرفي درست و دقيقي از شريعتي داشته باشي و فقط به نقل حرفهايي كه راجع بهش مي زنن اكتفا كردي . من بر خلاف نظر تو معتقدم نقل چند خط از کتابهای شریعتی مي تونه به شناخت و معرفی افكار اون کمک كنه و افراد را به سوی فهمیدن بيشتر شریعتی تحریک .

    اما راجع به نظرت درباره داستانم:
    1. گفته بودي كه بايد بيشتر به توصيف آدمها و فضا مي پرداختم. راستش روده دراز تر از اونم كه اين كار را نكنم. همه با داستان كوتاه نويسنده بودن را شروع مي كنن و من اولين داستاني كه نوشتم 100 صفحه بود. ولي وقتي داشتم اين داستان را مي نوشتم تمام سعي ام را كردم كه اصول داستان كوتاه را رعايت كنم. توي داستان كوتاه ، نبايد زياد توصيف كرد. زمان وقوع داستان مهم نيست . مكان. اسم آدمها و … من سعي كردم اينها را رعايت كنم و اينه كه اين شكلي از آب دراومد.
    2. گفته بودي كاملا مشخصه كه داستانم پيام داره. خيلي حالم گرفته شد. بدترين حالت اينه كه پيام داشتن داستان تابلو باشد.
    3. گفته بودي كه اين روزها مد شده كه آدمها نوشته هاشون را دور ميريزند. راستش توي اين چند سال همه (همه اونهايي كه نوشته هاي قبلي ام را خونده بودند) بهم گفتند كه هيچ ديوونه اي اين كار را نمي كنه. خوشحالم كردي سينا. لااقل يك چيزي ام رو مد هست. از اين به بعد مي تونم بگم به روزم [چشمك]
    4. گفته بودي بنويس. حتما. مي خونم تا زنده بمونم و مي نويسم تا زنده بودن را فراموش نكنم. هميشه مي نويسم . بيشتر توي ذهنم. گاهي روي كاغذ. و اين روزها اونقدر شجاع شده ام كه روي وبلاگم هم!

    مغزت سوت كشيد[نيشخند]
    يك دقيقه ديگه تحمل كني آخرين جمله را هم مي گم و ميرم
    مي خواستم ازت يك تشكر ويژه كنم . به خاطر نقد جدي كه روي نوشته ام كردي. فقط تو و يك نفر ديگه اين زحمت را به خودتون داديد . متشكرم.

    دیدگاه توسط منصوره — ژوئن 24, 2007 @ 9:02 ق.ظ. | پاسخ

  11. حالا که هی ما رو از این وبلاگ به اون و بلاگ می کشونی!لا اقل یه اتوبوس رایگان رفت و برگشتم بذار!!!!

    …………………………………..

    پ ن : روح بزرگ مرد شریعتی شاد ….

    دیدگاه توسط سپیده — ژوئن 25, 2007 @ 9:02 ب.ظ. | پاسخ

  12. سلام سینا.چرا ناپدیدی؟نا امید شده بودم.گفتم دیگه غیب غیب شدی……….اما هنوزهم هستی.شاکی تر از همیشه.

    دیدگاه توسط مونا — ژوئن 29, 2007 @ 5:35 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: