دلبستگی

مه 2, 2007

این چند خط و یک دنیا حرف….

Filed under: جامعه,سینما،تلویزیون — سینا ر @ 1:05 ب.ظ.

«خون بازی»، هیمن چند خط را دیدم
– دیدن سکانس زیبای آکاردیون بازی باران کوثری سر میز شام و اشکهای تاثیرگذار رایگان و فرهی
– جستجوی با ولع کوثری به دنبال مخدرش در هرزآب های کنار جاده
– و دیدن چندین سکانس س*کسی مستند (البته 16-) در سالن سینما!
– گیر دادن به پیراهن آستین کوتاه و چند تار مو!
– نمایش عمق فاجعه در جامعه ایران(مستند و غیر مستند)

روز جهانی کارگر، فقط این چند خط را دیدم
– «شعار» «مرگ برحامی سرمایه» کارگران
– کار از کارگر سود و افاده و پز برای سرمایه دار!
– دیدن بله قربان گویی های این و آن برای اینکه یک پاپسی از ته مانده غذای ارباب به آنها بماسد!
– بی رونقی وبلاگستان فارسی در مورد این موضوع(نمیدانم اگر موضوع روسری برداشتن هم بود همین می شد یا کارگر آنقدر جذابیت ندارد!)
– صدای ورق خوردن اسکانسهای… وای حالم دارد بهم میخورد! اسکناسهایت را از جلوی چشم من دور کن وگرنه گردنت را خورد میکنم!

شاید بی ربط:اشکهای باران کوثری در سکانسهای مختلف فیلم چقدر حرف با خودش دارد.. آن دست کوبیدنها به زمین و آن نگاههای تاثیر گذارش قشنگ معلوم است که خسته شده…
انتخاب دسته برای این پست چقدر سخت بود!
پ ن: روز معلم هم مبارک! به نظر من هر روز روز معلم است، بنابراین اختصاص یک پست مناسبتی به آن بی معناست ضمن آنکه من جسارت آن را ندارم که با قلم خودم در مورد مقام معلم بنویسم

Advertisements

20 دیدگاه »

  1. مگه آوردند خون بازي رو ؟!!!……

    خوب شد گفتي ….خبر نداشتم !…….

    صحنه هاي – 16 هم كه فتبارك ا… ديگه نگو !!!!!!….
    ميبيني تو رو خدا!!…اي امووووووووون

    پ ن : روز معلم تو هم مبارك !!!……..

    بعدشم شما هم لينك شدي !…

    بعدشم من آيكون دوست دارم خب !!!…چرا نداري ؟!!!!

    دیدگاه توسط سپيده (لحظه اي مانند اكنون...) — مه 2, 2007 @ 5:54 ب.ظ. | پاسخ

  2. سلام و خیلی خیلی متشکرم از لطف تون 🙂

    دیدگاه توسط از زندگی — مه 2, 2007 @ 6:52 ب.ظ. | پاسخ

  3. واي تو رو خدا نگو سينا از روز معلم كه من اصلا به اين روز اعتقادي ندارم….يعني چي؟؟هر كس تو اين دنيا يه وظيفه و مسئوليتي رو ميپذيره (خودش و نه به زور)كه بايد درست و كامل از پسش بر بياد كه من تا حالا نديدم معلمي واقعا دلسوز باشه!…..حالا
    خون بازي رو خيلي دلم ميخواد ببينم ولي فرصتش نشده البته سي ديشو آزاد گرفتم كه از شانس من تقلبي بود…..بماند…
    خبري ازت نيست پسر..بيا آن شو ببينيمت;)

    دیدگاه توسط حرف زيادي — مه 2, 2007 @ 7:40 ب.ظ. | پاسخ

  4. سینای عزیز سلام.نمیدونم نظرم رو که در چند پست قبلیت به علت فیل تر شدن پست اولی در اون روز نوشتم رو خوندی یا نه! بعد از مدتی دوری دوباره برگشتم تا بنویسم
    راستی خون بازی رو ندیدم.میبینم!
    بابت این چند وقت که به تو سر نزدم شرمنده.جبران میکنم
    شاد باشی و آسمونی….پاک و زلال
    یا حق

    دیدگاه توسط محمود ر — مه 2, 2007 @ 9:20 ب.ظ. | پاسخ

  5. سلام سینا جان خوبی؟ مثل همیشه قلمت زیبا بود
    من هم هم روز معلم و هم روز کارگر رو تبریک میگم
    جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند ، خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد ، بايد در تخريب مملكتش بكوشد
    عاشق و آزاده باشی یک سبد گل

    دیدگاه توسط مهدی — مه 3, 2007 @ 12:04 ق.ظ. | پاسخ

  6. سلام خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حالم اصلا خوب نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

    دیدگاه توسط neda — مه 3, 2007 @ 8:20 ب.ظ. | پاسخ

  7. قلم قشنگي داري و پستهاي مختصر ومفيد. تمام پستهات را خوندم . راجع به بدحجابي يك پست توي وبلاگم گذاشتم كه تو تمام حرفهاي من را توي دو تا جمله گفتي «وقتی آزادی لباس پوشیدن افراد به خطر می افتد تو دیگر نمیتوانی به لباس نپوشیدن افراد! و ارزان برهنه شدن آدمها هم اعتراض کنی، چون دشمن آزادی به حساب میایی! » چقدر خوبه گزيده گويي. چيزي كه من هيچوقت ياد نگرفتم!
    خون بازي را نديدم . اما در مورد روز كارگر ، توي يكي از وبلاگها شعري ديدم از قيصر امين پور كه جالب بود:

    …….
    من در کارخانه ی تو کار می کنم .

    و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست :

    وقتی که من کار می کنم ، تو خسته می شوی ،

    وقتی که من خسته می شوم ، تو برای استراحت به شمال می روی ،

    وقتی که من بیمار می شوم ، تو برای معالجه به خارج می روی .

    من در کارخانه ی تو کار می کنم .

    و در این جا همه ی کارها به نوبت است :

    یک روز من کار می کنم ، تو کار نمی کنی ،

    روز دیگر تو کار نمی کنی ، من کار می کنم .
    …..
    پايدار باشي

    دیدگاه توسط منصوره — مه 5, 2007 @ 9:39 ق.ظ. | پاسخ

  8. در مورد خون بازی من از سکانس آکاردئون خوشم نیومد ولی با بقیش موافقم.
    معنی صحنه های -16 تو سینما رو هم راستش نفهمیدم:)
    پست باحالی نوشتی یه جورایی مغز آدم رو پویا می کنه، می دونم که احتمالا منظورم رو متوجه نمی شی ولی بیشتر از این نمی تونم توضیح بدم.
    شاد باشی دوست من

    دیدگاه توسط شیدا — مه 5, 2007 @ 1:10 ب.ظ. | پاسخ

  9. خون بازی هنوز تو شهر ما نیمده (آقا ما کما کان اصفهانیم ها!)

    دیدگاه توسط خران دو عالم — مه 6, 2007 @ 11:46 ق.ظ. | پاسخ

  10. سلام.اتفاقاً همین امروز داشتم با خودم بلند فکر میکردم که سینا کلی وقته دیگه به من سر نمیزنه!
    گفته بودی شعرمو دوست نداشتی!خوب پایینش یه تاریخ داشت،شاید تاریخ مصرفش گذشته،اما واسه خودم که نگذشته……………..
    در مورد شعر بودنش همون جا می جوابم!
    اما نمیدونستم کارگرا هم روز دارن!
    راستی تو که از این چیزا خبر داری بگو روز آدم ،چه روزیه…..
    روز معلم!
    !اینو میدونستم،یادمه مامانم هر سال مجبورم میکرد با این که همیشه از معلملم متنفر بودم اما واسشون کاادو بخرم!
    خون بازیو ندیدم و احتمالاً نخواهم دید هرگز.

    دیدگاه توسط مونا — مه 6, 2007 @ 7:39 ب.ظ. | پاسخ

  11. سینا جان چقدر جالب که تو هم به ورد پرس اومدی. من هم چند روزیه که به ورد پرس اومدم!

    دیدگاه توسط فرزاد باقرزاده — مه 7, 2007 @ 7:26 ق.ظ. | پاسخ

  12. فیلمش خیلی عالی بود . تدوین فیلم خیلی خوب بود . بازیگری بیتا فرهی و باران کوثری هم حرف نداشت . باران کوثری احتمالا برای این نقش خیلی زحمت کشیده و خیلی توی جمع معتادا بوده ! هرجند من همینجوری می تونم اون نقش رو بازی کنم !!

    دیدگاه توسط علی ی — مه 7, 2007 @ 8:59 ق.ظ. | پاسخ

  13. راستی منم بالاخره تغییر آدرس دادم اینحا تهران فیلتر نیس ولی ظاهرا شهرستان ها چرا… آدرس جدیدم: این یکی لینک :

    دیدگاه توسط آزاد — مه 7, 2007 @ 10:41 ق.ظ. | پاسخ

  14. بالاخره نفهمیدیم از فیلم خوشت اومده یا چون خوب نبوده می گی همین قسمت ها رو دیدم یعنی بقیه اش به درد نمی خورده که تو ذهنت موندگار بشه؟ می خوام برم فیلم رو ببینم هرچی باشه از این اخراجی های اعصاب خورد کن حتما بهتره!!!

    دیدگاه توسط آزاد — مه 7, 2007 @ 11:21 ق.ظ. | پاسخ

  15. WWooooWW
    چه صحنه هایی توی این فیلم دیدی. :دی
    فک کنم اون فیلمی که من دیدم سانسور شده بود!!!!

    دیدگاه توسط چشم غمگین — مه 7, 2007 @ 5:24 ب.ظ. | پاسخ

  16. سلام خوبی ؟؟؟؟؟ من به روز شدم!

    دیدگاه توسط neda — مه 8, 2007 @ 11:10 ق.ظ. | پاسخ

  17. سلام.خون بازی رئ ندیدم ولی خیلی دوست دارم ببینم به هر حال خوش باشی!اگه وقت کردی یه سری به مابزن خوشحال میشم

    دیدگاه توسط شهر من رشت — مه 8, 2007 @ 7:18 ب.ظ. | پاسخ

  18. سلامممممممممممممممممممممممممم
    دفعه اخرت باشه داری به شاملو اینجور میگی هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    وگر نه میکشمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

    دیدگاه توسط neda — مه 9, 2007 @ 10:47 ق.ظ. | پاسخ

  19. سلام دوست عزیز/خون بازی را ندیدم چون از سینما خوشم نمی آید آن هم به دلیل فضای بیمارش / برایت آرزوی موفقیت دارم

    دیدگاه توسط arad — مه 15, 2007 @ 3:09 ب.ظ. | پاسخ

  20. ززززززززززززززززززززززرررررررررر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

    دیدگاه توسط ذذذذذذذذذذذذذذذ — آوریل 30, 2009 @ 7:10 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: