همیشه از نقشم در تاریخ میترسیدم. اینکه نکند من در جبهه باطل تاریخ باشم. نکند آیندگان لعنم کنند که ای جاهل اگر میدانستی و میخواندی اوضاع امروز ما این نبود! از این رو است که بخشی از هر روز زندگیم را گذاشتهام به خواندن و نوشتن و فکر کردن درباره اوضاع میهنم.
حضور پرشور حامیان جنبش سبز امروز تاثیر شگرفی بر تاریخ ایران خواهد گذاشت. امیدوارم همهی ما را به فکر ببرد و اندکی تامل کنیم و آگاه باشیم که خدای نکرده در جبهه باطل تاریخ قرار نگیریم.
قبل از شروع انتخابات اصرار عجیبی در بین حامیان محمود احمدینژاد وجود داشت که القا کنند که آرای شهرستانها و روستاها به احمدینژاد تعلق دارد. این موضوع همیشه برای من که شهرستانی هستم عجیب بود چون از جوّ عمومی شهرم آگاه بودم و میدانستم که چنین نیست. و چون استان گیلان بنا به خصلت زیست محیطی و زمین حاصلخیزش روستاها بسیار به شهرها نزدیکند من از فضای عمومی بسیاری از روستاها هم آگاهی داشتم و میدانستم چنین نیست که همه به طور مطلق از آقای احمدینژاد حمایت کنند. با بسیاری از روستاییها هم صحبت شده بودم، بسیاری میگفتند به خاطر امام میخواهیم به موسوی رای دهیم چون او ما را به یاد امام میاندازد، برخی هم به خاطر سیّد بودنش از او حمایت میکردند و برخی به خاطر برنامههایش و البته عدهای هم سفت و سخت حامی آقای احمدینژاد بودند.
به هر حال این رویه بعد از اعلام نتیجه انتخابات و حتی بعد از اعتراضات و تا همین دیروز هم ادامه داشت. با دوستان یا بستگان که از طیف حامیان آقای احمدینژاد در تهران بودند صحبت میکردم اصرار داشتند و مدام تکرار میکردند “ایران که فقط تهران نیست” و احمدینژاد در شهرستانها رای آورده و در روستاها. با کمال تعجب به آنها میگفتم دوستان عزیزم شما تهرانی هستید و ما شهرستانی! بگذارید ما در مورد محل زندگی خودمان صحبت کنیم و شما در مورد محل زندگی خودتان.
علاوه بر این، بسیاری از وبسایتهای معتبر و حتی گاهی وبسایتهای بیطرف را میدیدم که شروع به نوشتن مقالههای تحلیلی کردهاند تحت این عناوین که چرا “جنبش سبز به شهرستانها سرایت نکرد” و “چرا جنبش سبز فراگیر نشد” و از این قبیل مفاهیم… . نویسندههای غالبا پایتخت نشین در کمال احساس دانایی دلیل و برهان میآوردند که بله موسوی و اصلاحطلبان اشتباه کردهاند و مردم ایران را خوب نشناختهاند و فکر کردند همه چیز بالای شهر تهران است و از این…! و ما طبق معمول میماندیم که چه بگوییم و چه بنویسیم؛ آنقدر تکرار کردند که کم کم داشت باورمان میشد که نکند ما مخالف جنبش سبز هستیم و خودمان نمیدانیم! گفتیم هرچی باشد اینها تحلیلگرند و سیاسی هستند و حتی بعضی مسئولند و جزء مقامات؛ دروغ که نمیگویند! لابد بهتر از ما میدانند اینجا چه خبر است و این حرفها را میزنند. ما که به قول آقایان جو زده هستیم و احساساتی و مدام تحت تاثیر این و آن.
خلاصه گذشت تا اینکه امروز فرا رسید. روزی تاریخی که قطعا هیچ سودی نداشته باشد مضحک بودن این تحلیلها را ثابت کرد. شاید درس عبرتی باشد تا دیگر کسی از راه دور برای مردم نسخه نپیچد!
امروز بنا بر اخبار رسمی وبسایتهای معتبر، و آنچه که دیدیم حامیان جنبش سبز در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ ایران به خیابانها آمدند و حمایت خود را از موسوی و کروبی و به طور کلی از جنبش سبز ابراز داشتند.
علاوه بر این، دستاورد مهم دیگر حرکت امروز مردم، ایجاد یک سوال بود.
همانطور که میدانیم از فردای انتخابات و اعتراضات جمع کثیری از فعالین سیاسی تحت عنوان تشویق و تحریک مردم برای اعتراض به نتایج انتخابات باز داشت شدند و صدا و سیما و روزنامه کیهان در این بیش از 90 روز بعد از انتخابات تلاش زیادی کرد تا به همگان ثابت کند که اگر مردم به خیابانها آمدند تحت القای فعالین سیاسی بوده و اینها دلیل ایجاد آشوب بوده و باید محاکمه شوند. بنابر این تحلیل، بازداشتشان کردند و از عدهای هم اعتراف گرفته شد که مردم را ما به آشوب دعوت کردیم (از دید آقایان مردم هم که فاقد شعور بودند و به تحریک این و آن به خیابان آمدند.)
حال سوال این است:
اکنون که تقریبا همهی فعالین سیاسی مخالف در زندان هستند و از اکثریتشات و اعتراف گرفته شده که همه چیز خوب است و از اول هم خوب بوده و ما گمراه بودیم(!) چرا مردم دوباره اینطور وسیع به خیابانها آمدند؟؟
پاسخ به این سوال بسیاری حقایق را روشن میکند. باشد که همگان از حضور امروز مردم درس بگیرند و به خواستههای مردم توجه کنند. به قول بسیاری از بزرگان از درون نظام هنوز دیر نشده و میتوان با گردن نهادن به خواستهای مردم و مجازات و دادگاهی مجرمان و متخلفان اوضاع را آرام کرد.
امیدوارم در این روزهای سرنوشتساز کشور عزیزمان همه اندکی بیشتر فکر کنیم. به دنیا و آخرتمان.
پ ن: گزارش تصویری/ حضور با شكوه سبزها در راهپیمایی روز قدس
salam.ta nim saat pish ke inja sedaye alaho akbar shenideh mishod.be omide piroozi
دیدگاه با صحرا — سپتامبر 18, 2009 @ 10:54 ب.ظ |
سلام دوست عزیز
متن پر محتوایی نوشتی.
اما به نظرم تحلیلت درست نیست. این را از این نظر نمی گویم که با تو موافق نیستم. بلکه چون رفرنست اشتباه است.
می دانی دوست هم استانی من، همیشه حسرت خوردم که چرا به نماز جمعه ای که هاشمی خواند نرفتم. می دانی چرا؟ چون همه یافته هایم را از رسانه ها گرفت درحالی که در بیشتر اغتشاشات بودم و از نزدیک دیدم. می دانی از کی؟ دقیقا از همان زمانی که نتایج انتخابات از تلویزیون اعلام شد.
اینجا شما در نهایت به “اخبار رسمی وبسایتهای معتبر” رفرنس داده ای. اما نگفتی کدام؟ منظورت رادیو فردا و VOA بود؟ من که در راهپیمایی بودم و گزارش آنها را هم دیدم چنین ندیدم. دوست من به اینها اعتماد نکن.
در باره نتایج انتخابات هم باید بگویم، درست است که شما شهرستانی هستی، اما ایا تا حالا شنیدی در چند حوزه روستایی موسوی حتا یک رای هم نداشته و همه آرا مال احمدی نژاد بوده؟ این اتفاق در خیلی جاها افتاد حتا در روستایی در اطراف صومعه سرا. ضمنا استان گیلان را با نقاط محروم کشور مقایسه نکن. گرچه یجت هم محروم است اما محرومیت در بعضی جاها بیداد می کند و کسی به داد نمی رسد.
ضمنا آرا به تفکیک صندوقها در سایت وزارت کشور آمده بود. راه دوری نمی رفت اگر آرای حوزه های دور و بر خودت را می دیدی و جمع می زدی.
من متاسفم از القائاتی که یک عده نادان و یک عده دانسته در اختیار مردمی میگذارند که به آنان اعتماد می کنند.
در هر صورت غرض، بیان مسائلی در باب نوشته شما بود نه تغییر عقیده و اعتقاد شما.
راستی، فکر می کنم با این نظرم، حتما به وبلاگ من هم سر می زنی. ممکن است با دیدم اولین مطلب بگویی فلانی تندرو است. شاید بهت حق بدهم اما اگر تو هم مثل من از این جماعت زحم خورده بودی شاید بدتر از من می کردی. پس حتما اولین مطلب من و همچنین بخش درباره من را بخوان.
یاعلی
دیدگاه با Ghadeer Nabizadé — سپتامبر 19, 2009 @ 12:40 ق.ظ |
سلام برادر عزیزم. لینک وبلاگت را نگذاشتهای.. نه مطمئن باش به تو نمیگویم تندرو اما دوست داشتم اگر با من مخالفی با شجاعت مینوشتی نه اینکه طوری وانمود کنی که با من موافقی و بعد شروع به نقد کنی!
در ضمن همین صدا و سیمای احمدینژاد و همنطور خبرگزاری ایرنای احمدی نژاد عکس هواداران جنبش سبز را گذاشته است!
دیدگاه با سینا ر — سپتامبر 19, 2009 @ 10:12 ق.ظ |
جناب نبی زاده بایدگفت که دریچه دید شما هم چون کیهان و رادیو تلوزیون دید یک بعدی و بسیار تعصبی است.آنچه مشخص است و حتی در کوچه و بازار در مردم عامی هم دیده می شود نارضایتی است.آقای احمدی نژاد برای ما چه کرد که سنگش را به سینه بزنیم.بجز گرانی ،فساد و شکست اقتصادی چیزی دیگری همراه داشت؟مطلبی که نوشتید کمی شعور مردم را زیر سوال بردید و اگر من مطلب نادرستی نوشتم خواهش می کنم دلایل احمدی نژادی شدن مردم را برایم بنویس شاید من هم رستگار شوم!
دیدگاه با صبا — سپتامبر 19, 2009 @ 6:03 ق.ظ |
با سلام و احترام
دوستان فرق و تفاوت مکان های محروم و غیر محروم را نمی توانند تشخیص دهند چه رسد به اینکه وضعیت انتخابات دهم را تحلیل کنند…!!!
نویسنده ی محترم ، منطقه ی خودشان را محروم فرض کرده! و گفته اینکه از قبل از انتخابات مدام می گفتند مناطق محروم و روستاها و شهرستان های دور افتاده به آقای دکتر احمدی نژاد رای می دهند جالب است چون ما که در منطقه محروم و شهرستان زندگی می کنیم و خبری هم از این حمایت همه جانبه از آقای دکتر احمدی نژاد نیست!
خیلی جالب است واقعا ، منطقه ای را محروم فرض می کنید که در آن اینترنت در دسترس شماست و نشستید و در سایتی اختصاصی تحلیل انتخابات می نویسید و خود را محروم می پندارید؟! و نتیجه هم می گیرید که در منطقه ی شما که محروم هم هست ، این حرف که اکثر محرومین و شهرستانیها به آقای دکتر احمدی تژاد رای می دهند درست نیت…؟!
وا اسفا که خودرا محروم می پندارید در حالی که مناطقی در کشور وجود داشتند و دارند که تا قبل از دولت نهم آب برای خوردن نداشتند و باید برای آوردن آب و خریدن و ذخیره کردن آن ، کیلومترها را می پیمودند تا برای اهالی روستا آب خریداری کنند و در تانکرهای ذخیره آب نگهداری کنند…!!!
آنوقت شما با وجود اینترنت و ماشاا… این دید باز !؟ خود را محروم می پندارید؟؟؟!
چندین هزار روستای ما گاز ندارند آب خوراکی ندارند برای درمان یک سرما خوردگی ساده باید کیلومترها در سفر باشند تا چشمشان به جمال آقای دکتری بیفتد که در شهرستان فرضا محروم شما ! در حال طبابت است
شما خود را محروم می پندارید؟!
ما فقط یک مشکل داریم هم وطن ، آری فقط یک مشکل
مشکل ما را دوست گرانقدر در بالا اشاره کردند ، منابع و رفرنس ها؛که آنها را اولا استعلام نمی کنید دوما تعدادشان خیلی کم و ثابت و همیشگی است شاید ، باز هم می گویم شاید ، صدای آمریکا و بی بی سی
همین
به راستی که مشکل خیلی از ما فقط بستن یک چشمبند سبز است!
دیدگاه با ناشناس — سپتامبر 19, 2009 @ 6:07 ق.ظ |
با سلام و احترام
دوستان فرق و تفاوت مکان های محروم و غیر محروم را نمی توانند تشخیص دهند چه رسد به اینکه وضعیت انتخابات دهم را تحلیل کنند…!!!
نویسنده ی محترم ، منطقه ی خودشان را محروم فرض کرده! و گفته اینکه از قبل از انتخابات مدام می گفتند مناطق محروم و روستاها و شهرستان های دور افتاده به آقای دکتر احمدی نژاد رای می دهند جالب است چون ما که در منطقه محروم و شهرستان زندگی می کنیم و خبری هم از این حمایت همه جانبه از آقای دکتر احمدی نژاد نیست!
خیلی جالب است واقعا ، منطقه ای را محروم فرض می کنید که در آن اینترنت در دسترس شماست و نشستید و در سایتی اختصاصی تحلیل انتخابات می نویسید و خود را محروم می پندارید؟! و نتیجه هم می گیرید که در منطقه ی شما که محروم هم هست ، این حرف که اکثر محرومین و شهرستانیها به آقای دکتر احمدی تژاد رای می دهند درست نیت…؟!
وا اسفا که خودرا محروم می پندارید در حالی که مناطقی در کشور وجود داشتند و دارند که تا قبل از دولت نهم آب برای خوردن نداشتند و باید برای آوردن آب و خریدن و ذخیره کردن آن ، کیلومترها را می پیمودند تا برای اهالی روستا آب خریداری کنند و در تانکرهای ذخیره آب نگهداری کنند…!!!
آنوقت شما با وجود اینترنت و ماشاا… این دید باز !؟ خود را محروم می پندارید؟؟؟!
چندین هزار روستای ما گاز ندارند آب خوراکی ندارند برای درمان یک سرما خوردگی ساده باید کیلومترها در سفر باشند تا چشمشان به جمال آقای دکتری بیفتد که در شهرستان فرضا محروم شما ! در حال طبابت است
شما خود را محروم می پندارید؟!
ما فقط یک مشکل داریم هم وطن ، آری فقط یک مشکل
مشکل ما را دوست گرانقدر در بالا اشاره کردند ، منابع و رفرنس ها؛که آنها را اولا استعلام نمی کنید دوما تعدادشان خیلی کم و ثابت و همیشگی است شاید ، باز هم می گویم شاید ، صدای آمریکا و بی بی سی
همین
به راستی که مشکل خیلی از ما فقط بستن یک چشمبند سبز است!
دیدگاه با سرسبز — سپتامبر 19, 2009 @ 6:09 ق.ظ |
دوست عزیزم، آن روستاهای محرومی که شما میگویید مردم آب آشامیدنی ندارند و از تحلیل شما چون آب آشامیدنی ندارند به احمدینژاد رای میدهند! چند درصد مردم ایران را تشکیل میدهند؟ 63 درصد؟!
دیدگاه با سینا ر — سپتامبر 19, 2009 @ 10:14 ق.ظ |
اگر واقعا” اعتقاد به شعور مردم داریم،روز جمعه مردم با شعار مرگ بر اسرائیل هرچند برای بعضی ها این شعار بهانه ای جهت سرپوش گذاشتن
به اشتباهات خود شده است ،بلوغ سیاسی خود را نشان دادنند،هرچند به مذاق منه مخالف خوش نیاید.همین
دیدگاه با سپهر — سپتامبر 19, 2009 @ 7:09 ق.ظ |
جمعه وقتی داشتم به سمت مسیرهای راه پیمایی می رفتم ترس داشت جانم را می خورد ترس داشت شیره جانم را می مکید داشت روی اعصابم می رفت رسیدم میدان منیریه دیدم یه عده زیادی بسیجی، موتوری ، زنان چادری و وانت های پر سر و صدا دارند به سمت بالا می روند داغون شدم تو دل خودم هی می گفتم اه لعنتی ها حالا می خوان دوباره مانور قدرت بدن برای همین هم خودمو زدم به خواب انگار نه انگار که اتفاقی افتاده انگار نه انگار که امروز چه خبره زیر چشمی داشتم بقیه رو نگاه می کردم مردم داخل اتوبوس هم داشتند جمعیت رو می دیدند من هم انگار یک کارگر ساده است که داره حتی صبح جمعه می ره سرکار خوب نمی خواستم به غرورم بربخوره تا بالاخره رسیدیم میدان ولی عصر اخر ایستگاه من از اتوبوس پیاده شدم و یه هو منظره ای رو دیدم که تو دلم از صبح ارزو می کردم ببینمش اخ که چقدر اون موقع دلم قرص شد همین جور بی خودی اشکام در می اومد برای اطمینان از میدان ولی عصر تا سر پل کریم خان را دویدم اونم یه نفس باورم نمی شد همه چی سبز بود سبز سبزا! از یکی پرسیدم گفت مردم دارند همین جوری از میدان هفت تیر می یان ، اه دلم اروم گرفت سردردم خوب شد احساس کردم دیگه می تونم الان شهادتین بگم و بمیرم بعد رفتم داخل جمعیت و …
تا خود خیابان 16آذر سبزی دیدم سبز سبز بعدا از پسر عموهام پرسیدم ( اونا از میدان ازادی می اومدن) گفتن از سر اسکندری تا میدان انقلاب هم همین جوری بوده یه چند تا بسیجی و یه ماشین با بلند گو یا عالمه سبز پوش
فقط می تونم بگم خوشحالم که تو اون روز پیش مردم در کنار مردم بودم با اونها ترسیدم و شعار دادم و خواندم و لبخند زدم و دعا کردیم برای نجات کشورمون
دیدگاه با بهروز — سپتامبر 19, 2009 @ 1:39 ب.ظ |
سلام دوست عزیز
حرف دل همه رو زدی خوشم اومد
این ملتی که میگن مشهد 90 در صد به احمدی نژاد رای داده رو چی می خوای بگی
به قولی که اینها یا مشهد رو نشناختن یا نمی دونن 90 در صد چقدره!
اینها یادشون رفته که در چند انتخابات اخیر اکثر روستایی ها به اصلاحات رای دادن مثلا می گم دور اول ریاست خاتمی 60 در صد رای خاتمی (طبق آمار رسمی چیزی حدود 65 درصد) مربوط به روستاها بوده
این موضوع شامل انتخبات قبل هم میشه
دیدگاه با ندارم — سپتامبر 20, 2009 @ 6:03 ق.ظ |
یه چیزی بگم
گیرم ما الاغ ما نفهم ما بی شعور یه سوال دارم از طرفدارهای دکتر!!!
اوضاع اقتصادی در زمان خاتمی بهتر از زمان احمد نژاد بود(می تونین آمار رو از سایت بانک مرکزی بگیرین)
همه ما هم تلویزیون نگاه می کنیم و همه می دونیم تلویزیون چیز دیگه ای میگه یعنی داره طرف احمدی نژاد رو می گیره!!!
طبق قانون استفاده از امکانات دولتی به نفع نامزد حاکم(احمدی نژاد) باعث ابطال انتخابات میشه!!!
پس واضح هست که باید انتخابات ابطال میشد
دیدگاه با ندارم — سپتامبر 20, 2009 @ 6:11 ق.ظ |
eydetun mobarak
دیدگاه با صحرا — سپتامبر 20, 2009 @ 6:56 ق.ظ |
سلام صحرای عزیز عید شما هم مبارک، اما عید واسه من دوشنبه است.
دیدگاه با سینا ر — سپتامبر 20, 2009 @ 3:01 ب.ظ |
سلام با توجه به خواسته ی خودتون سوالمو اینجا هم مطرح می کنم :
راستش در مورد دو چیز از پستتون می خواستم بحث کنم .
شما اخرپستتون گفتین که : باشد که همگان از حضور امروز مردم درس بگیرند و به خواستههای مردم توجه کنند. هنوز دیر نشده و میتوان با گردن نهادن به خواستهای مردم و مجازات و دادگاهی مجرمان و متخلفان اوضاع را آرام کرد.
منظورتون از گردن نهادن به خواستهای مردم و مجازات و دادگاهی مجرمان و متخلفان اوضاع چیه ؟
شما واقعا خواستتون چیه ؟ یعنی شما انتظار دارین اینها بیان بگن ما تقلب کردیم ؟ شورای نگهبان و سپاه با احمدی نژاد دست به یکی کرد ؟ بیان بگن ما کودتا کردیم ؟
بیان بگن که ما گذاشتیم طرفدارای احمدی نژاد راحت واسه خودشون تقلب کنن ؟ بیان بگن ما با مخالفان خودمون بد رفتار کردیم ببخشین دیگه تکرار نمیشه؟
دیدگاه با سارا — سپتامبر 20, 2009 @ 10:54 ق.ظ |
شاید یکی از بزرگترین اشکالات بسیاری از ما این است که خود را «همه» فرض میکنیم، آنهایی را که چون ما میاندیشند را مردم و مخالفانمان را اندک فرض میکنیم. کار ما شبیه دیدن فیل در شب است که همان گوشهای که خود دیده یا لمس کردهایم را تمام فیل فرض میکنیم. بنابراین آنهایی که بر اساس برسیهای میدانی خود، کاندیدای مورد نظر خود را برنده فرض میکنند خواسته یا ناخواسته دچار نگاه غیرعلمی و متعصبانه به یک پدیدهی اجتماعی شدهاند. دلیل غلط بودن این رویکرد نیز صرف نظر از مبنای غیر عملی آن از جهت دیگری نیز کاملاً مشخص است، چرا که طرفداران هر دو گروه خود را بیشتر میدانند که این خود حاکی از نگاه متعصبانه و غیرعلمی به موضوع است. بنابراین مجادله بر سر بیشتر بودن آن هم با چنین ادبیاتی هرگز چراغ حق را روشن نخواهد کرد. اگر موضوع کثرت طرفداران یک کاندیدا در یک جامعه بدین روشنی که ما میاندیشیدیم بود پس دیگر در هیچ جای دنیا انتخابات برگزار نمیشد و تنها به همین اقبال عمومی که برای همه هم واضح و روشن بود بسنده میشد از سوی دیگر چرا تصور میکنیم که تمام افرادی که در انتخابات شرکت میکنند با همان ملاکهایی که ما رأی میدهیم، رأی میدهند؟ چرا تصور میکنیم برداشت همه از اوضاع و احوال با ما یکسان است؟ چرا تصور میکنیم که اولویتهای دیگران با اولویتهای ما همانند است؟ و در یک کلام چرا دچار این توهم هستیم که همه همچون ما میاندیشند؟ از سوی دیگر چرا تصور میکنیم که آنهایی که ما با آنها به گفتگو نشستهایم نصاب درستی از تمام مردم بودهاند؟ من خود در یک جمع 19 نفره حاضر بودم که 18 نفر آنها به یکی از کاندیداها و تنها یک نفر از آنها به کاندیدای دیگر رأی داده بود آیا میتوانم بگویم که درصد رأی آن کاندیدا 18 به 1 بوده است؟! من در بستگانم هرآنکس را که میشناسم تنها به یکی از کاندیداها رأی دادهاندآیا میتوانم آن را به بقیهی ایرانیان هم تعمیم دهم؟ آیا جماعتهایی که شما در آن شرکت جستهاید چیزی جز این شرایط را داشتهاند، آیا آن بخشی از راهپیمایی روز قدس که شما حضور داشتهاید تمام واقعیت راهپیمایی بوده است؟ بنابراین باید از این سنخ مجادلات بیحاصل پرهیز کرد. تنها راه شناخت واقعی میزان طرفداران یک کاندیدا مراجعه به آرای عمومی است که متأسفانه در حال حاضر بدون اینکه دلیل قانع کنندهای ارائه دهیم حاضر به پذیرش آن نیسیتم.
دیدگاه با عباس — سپتامبر 20, 2009 @ 10:56 ق.ظ |
این نظر رو اینجام میزارم برا اینکه فک کردم تو قطار داد کام نبینین یا اصلا قطار دات کام برا برا هزارم نظرات و لینکهای منو نزاره
اولا اقا مگه تقلب شده؟
مگه یازده ملیون تقلب شده؟
ما چگونه میتونیم این اقایون و که میگن رای ما کجاست و رازی کنیم؟
اینهمه این اقایون رهبران سبز ها دعوت شد بیاین بشینیم دوباره بشمریم و این حرفها…کم دعوت شد؟کدومشون پا جلو گذاشتن؟
کم علما و بزرگان پا پیش گذاشتن
حتی همین اقای هاشمی که طرفدار شماست با چنگ و دندان از موسوی حمایت کرد و میکنه در خطبه های نماز جمعه ای که خواند گفت از فرستی که داده شد برای رفع کردن شبهات و اختلافات باید استفاده میشد و گلایه میکرد که چرا بعضی اقایان حتی از فرصت پنج روز اضافی رهبری هم استفاده نکردند…سبزهای معترض و شعار انحرافی ده اصلا چشمانشون و بستن و گوشاشون هم گرفتن و هرچی میخوان میگن یه دقتی تو سیر و روند جوابگویی و پاسخگویی بعد انتخابات بندازن خوب متوجه میشن همه داشتن تو نظام داد میزدن که بابا بیاین اصلا خودتون بشمرین جلو دوربینا هر صندوقی که میخواین و بشمرین شما بگین کدوم ما بیاریم دوباره بشمرین البته اینا اصلا قبول ندارن که اینهمه ادم قبلا از طرفداران موسوی شمردن و امضا کردن و تایید کردن…تو یکی از شعب شهر ما یک رای هنگام شمارش ارا اونو تو روز انتخابات همون شبش منظورمه این ور اون ور شد کل صندوق و دوباره نه سه بار شمردن بعدش همین نماینده اقای موسوی و کروبی امضا کردن…به نظر من اون اقایونی که بعد انتخابات شوکه شدن به جای انکه میریختن تو خیابون و خونه و بانک مردم و اتیش میزدن باید با ارامش از وقت استفاده منیکردن تا اولا ببینن اخه مگه میشه تقلب کرد ۱۱ میلیون و این یازده ملیون و یا این اقایون نمیدونن چقدره یا همون اصلا نمیدونن که چقدره من اعتراض دارم به شمردن رای ها از این به بعد اصلا اعتراض دارم اگه دوباره بخوان بشمرن نه اینکه نمیخوام نه به خاطر اینکه خاسته شمارش اونم الان و حق نمیدونم منم از حقم نمیگذرم از قانون نمیگذرم قانون گفته تا فلان روز بیاین بشمرین چرا تا اون موقع اقای موسوی سوار بر شتر در خیابانها غوغا میکرد و بیخیال شمارش بود بعد اینکه همه چی تایید شد و شمارش شد مجدد اونم همون صندوقهایی که رضایی هم اعتراض داشت و دیگه تموم شد الان مردم میگن رای من کو؟رای تو رفته پلمپ شده و تایید شد که انتخابات درست بوده هر چه قدر دوس داری داد زدن و ادامه بده(اینجور حرف زدن و به خاطر این میزنم که میبینم میخوان حقی رو پایمال کنن اونم با یه اسم مقدسی به نام ازادی)
در مورد کتک خوردن و همون زندان معروف و کهریزک و اینا هم کی اول هشدار داد؟کسی به جز رهبری؟کی تو اینهمه ادم روی زمین گفت این کارها نباید بشه؟بجز همین رهبری نظام که الان همین سبزها دارن فحشش میدن؟(همون سبزهای شعار انحرافی ده)
منم مث تو در این مورد موافقم که نباید کتک زد نباید تو زندان کهریزک برده میشد که اونجا هم کسی بمیره…منم مث تو میگم باید همه عواملی که تو این کار دست داشتن از قاضی بگیر تا هر ادم نامردی که تو این کار به نحوی مجرم بوده و دست داشته…(که به دستور رهبری دارن همین کار رو میکنن داد زدن نمیخواد که قبل از اینکه داد بزنین شماها(سبزهای شعار انحرافی ده)رهبری نظام گفتن حتما پیگیری کنید و اینا)
منم مث تو میخوام نظام اصلاح بشه میخوام بدیها پاک بشه فک نکنم کسی تو این مورد از ما دو تا مخالف هم باشه اصلا عقل ادم میگه باید به طرف صلاح و پاکی رفت و رو به جلو بود…منم مث تو هیچ مقامی رو عاری از اشتباه نمی بینم و نمیدونم ولی در این مورد با تو مخالفم که اشتباه تو چه مواردی؟ایا میشه با گفتن اینکه هیچ مقامی عاری از اشتباه نیست میشه همه رو کشید تو این دایره اشتباه؟(من مقام ولایت و موضع ایشون و در سیاستهای انتخاباتی عاری از اشتباه میدونم)(من مث تو کلی حرف نمیزنم مورد میگم هر موردی که تو در مورد رهبری بیاری من جوابش و علتش و دیدگاهش و دارم…نظام& رهبری داره مث رهبری امام همون امامی که اقایان موسوی و کروبی ازش دم میزنند من یه سوال هم از اقای موسوی دارم ایا مقام ولایت و قبول دارین یا شخص و نمیپسندین؟اگه مقام و قبول دارین چرا الان دارین مخالفت میکنین با حرفهاش؟اگه شخص و نمیپسندین خوب میتونین بشینین سر جاتون و بزارین خبرگان رهبری که مواضب مواضع و کارهای رهبری هستند به کارشون برسن چرا از قوانین پیروی نمیکنین مگه خودتون شعار قانون گرایی نمیدادین؟)
خلاصه اخر سر باید بگم اگه بخوای میبحثم باهاتون ولی باید در پایان بگم اینکه بگیم پیامبر اشتباه کرده اونم مث ما این خیلی حرف اشتباهی هستش پیامبر اسلام معصوم بودند و هیچ وقت اشتباه به معنی امروزی مث ما نمیکردند مثلا یک چیزی رو غلط متوجه بشن یا در یه امری تصمیم اشتباهی رو بگیرن یا هر چیزی
ولی پیامبران میشه گفت ترک اولی انجام میدادن که ترک اولی با مفهوم اشتباهی که از حرف شما بنده فهمیدم خیلی فرق میکنه که به نظرم این بحث و بهتره به متخصینش هم رجوع کنین تا بهتر از من توجیه بشین اگر منضورتان از اشتباه بود که من فکر میکنم…
دیدگاه با مصطفی — سپتامبر 21, 2009 @ 6:06 ب.ظ |
اینو هم به پیوست بالا اینجا میزارم
)
دلبستگی جان بنده اگه تو حرفهام یکم عصبانی حرف زدم معذرت میخوام به خاطر لهن و اینا میگم…هم بالا هم اینجا هم تو هر کامتی که تا حالا از من خوندی
من رفتم این ایاتی که در زیر میارم و سرچ کرد و پیدا کردم در مورد اسوه بودن و و الگو بودن پیامبر نسبت به ما انسانها
خدا در قران میگه رسول خدا برای شما اسوه حسنه هستش الگو هستش
من یه سوال کوچولو دارم اونم اینکه اگه پیامبر اشتباه میکرده مث ما خدا چطو نعوذ بالله به خودش اجازه داده کسی رو الگوی ما قرار بده که مث ما اشتباه سیاسی عقیدتی انتخابی میکنه؟
اینم ایات برا تحقیق بیشتر…
۱- سوره احزاب، آیه ۲۱.
۲- سوره قلم، آیه ۴.
۳- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۱.
۴- طبقات، ج ۱، ص ۳۶۵.
۵- همان.
۶- طبقات، همان، ص ۳۷۲؛ و منتخب میزان الحکمه، همان، ص ۴۹۷ روایت ۶۰۵۳.
۷- همان، ص ۱۷۰، حدیث ۱۹۴۸ ؛ مکارم الاخلاق، ص ۸ فتح البارى، ج ۶، ص ۴۱۹.
۸- سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
۹- سوره توبه، آیه ۱۲۸.
۱۰- سوره کهف، آیه ۶.
۱۱- منتخب میزان الحکمه، همان، ص ۴۹۹، حدیث ۶۰۷۴.
۱۲- کنزالعمّال، حدیث ۳۲۱۴۷ و منتخب میزان الحکمه، ص ۴۹۷.
۱۳- سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۱۹۹.
۱۴- منتخب میزان الحکمه، ص ۴۹۹؛ مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۶۴، حدیث ۶۵.
۱۵- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۹ و قرب الاسناد، ص ۹۱، حدیث ۳۰۴.
۱۶- مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۷۹ و ۱۲۴.
۱۷- المناقب ابن شهرآشوب، ج ۱، ص ۱۴۵ – ۱۴۶.
۱۸- کنزالعمّال، حدیث ۱۷۸۱۷.
۱۹- الطبقات الکبرى، ج ۱، ص ۳۷۰ به نقل از منتخب میزان الحکمه، ص ۴۹۸.
۲۰- امالى شیخ صدوق، ص ۶۸، حدیث ۲.
۲۱- سنن ابن ماجه، حدیث ۳۳۱۲.
۲۲- الطبقات الکبرى، ج ۱، ص ۳۷۰.
۲۳- الکافى، ج ۸، ص ۱۳۰، حدیث ۱۰۰ و منتخب میزان الحکمه، ص ۴۹۸.
۲۴- کنزالعمّال، حدیث ۳۵۳۴۷.
۲۵- صحیح مسلم، حدیث ۲۳۰۷ به نقل از منتخب میزان الحکمه، همان، ص ۴۹۸.
۲۶- مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۵۵، حدیث ۳۴.
۲۷- همان، ص ۴۹۹ و کنزالعمّال روایت: ۱۶۶۷۸، کشف الغمّه، ج ۲، ص۵۳۷.
۲۸- منتخب میزان الحکمه، ص ۴۹۹.
۲۹- همان، و الطبقات الکبرى، ج ۱، ص ۳۷۸.
۳۰- مرتضى مطهرى، مقدمّهاى بر جهان بینى اسلامى، وحى و نبوت، ج ۳، ص ۱۳۷.
۳۱- سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.
۳۲- سوره احقاف، آیه ۳۵.
۳۳- نهج البلاغه، محمد دشتى، خطبه ۱۹۰، ص ۳۷۲.
۳۴- جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۳۴.
۳۵- سوره ذاریات، آیه ۵۶.
۳۶- نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.
۳۷- سوره مزمل، آیه ۱ – ۴.
۳۸- سوره مزمل، آیه ۵ – ۸.
۳۹- سوره اسراء، آیه ۷۹.
۴۰- تفسیر سوره نجم، دستغیب شیرازى، ص ۱۰۰.
۴۱- سوره فتح، آیه ۲.
۴۲- کحل البصر، ص ۷۸.
۴۳- البدایة و النهایه، ابن کثیر، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ج ۳، ص ۳۲۶.
۴۴- سوره بقره، آیه ۲۳.
۴۵- سوره فرقان، آیه ۱.
۴۶- سوره النجم، آیه ۱۰.
۴۷- من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷۲.
۴۸- نهج البلاغه، محمد دشتى، ص ۷۳۴، حکمت ۴۳۷ و سیرى در نهج البلاغه، ص ۱۱۰ – ۱۱۲.
۴۹- همان، ص ۵۸، خطبه ۱۵ و سیرى در نهج البلاغه، ص ۱۱۴.
۵۰- سوره حدید، آیه ۲۵.
۵۱- سوره شورى، آیه ۱۵.
۵۲- میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۸۹.
۵۳- تفسیر قرطبى، ج ۹، ص ۶۱ – ۶۲ به نقل از تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، ج ۲۲، ص ۲۰۱.
۵۴- تفسیر الصافى، فیض کاشانى،مؤسسه الاعلمى، ج ۴، ص ۱۸۵.
۵۵- سوره احزاب، آیه ۲۸.
۵۶- سوره انعام، آیه ۱۵۲.
۵۷- منتخب میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ص ۳۳۰، روایت ۴۰۲۰و خصال صدوق، ص ۳۰۸، روایت ۲۸.
۵۸- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۶۰، الکافى، ج ۸، ص ۲۶۸ و منتخب میزان الحکمه، همان، ص ۴۹۷
من از دوستان دعوت میکنم مفسری قران و بزاریم به عهده اهلش و ایات خدا رو به راحتی تفسیر نکنیم
دیدگاه با مصطفی — سپتامبر 21, 2009 @ 6:08 ب.ظ |
مصطفی عزیزم ممنون از وقتی که گذاشتی و انرژی که صرف میکنی؛ فعلن دارم باهات در مورد مسئله دینی که مطرح کردی بحث میکنم. بحث سیاسی رو بعدن اگر وقت شد پیگیری میکنم.
ببین مصطفی جان بحثی که شما مطرح کردی رو در مباحثهای فلسفی و جدل دینی اصطلاحا مغلطه میگویند. من نگفتم پیامبر اشتباه کرده است.
گفتم پیامبر هم دچار اشتباه میشد اگر خداوند به ایشان گوشزد نمیکرد اگر خداوند ایشان را راهنمایی نمیکرد. پیامبر انسان است. خداوند در قرآن میژ فرمایند او را از بین شما برگزیدیم. معنیاش فقط یک چیز است. اینکه پیامبر هم مثل همه انسانها است اگر خداوند در کنار او نباشد و مرتب او را از خطا و اشتباه دور نگرداند. چیزی که هست متاسفانه عدهای در ایران انسانهای معمولی را هم عاری از خطا و اشتباه میدانند و آنها را منصوب به خدا میدانند. یک نمونهاش که آقای مصباح اطاعت از رئیس جمهور را اطاعت از خدا دانسته بود!! و نمونههای دیگر را هم که خود بهتر میدانی.
متاسفانه وقت زیادی در حال نظر ندارم فعلن این آیه مبارک را پیدا کردم به عنوان نمونهای که خداوند چیزی را به پیامبر گوشزد میکند:
“در آیه ۷۵ سوره بقره خداوند به پیامبر بزرگوار(ص) گوشزد می کند که امیدی به ایمان یهودیان نداشته باشد…”
این که خداوند به پیامبر مسئلهای را گوشزد میکند به این معنی است که ممکن است ایشان آن مسئله را نداند و دچار اشتباه شود.
وگرنه اگر احتمال اشتباه پیامبر وجود نداشت اعوذبالله که خداوند حرف بیفایده نمیزدند و میگذاشتند پیامبر خود حقیقت را تشخیص دهد.
کل این مسئله را مثال زدم اگر دست خداوند نباشد “هر” بشری میتواند دچار خطا شود.
دیدگاه با سینا ر — سپتامبر 25, 2009 @ 7:12 ب.ظ |
منم یک شهرستانی هستم
شهر ما زمانی که معین اسم نوشت از جهت درصد ارا در کل کشور به معین بیشتر رای داده بودند
یعنی بیشترین درصد رای رو در کل کشور اقای معین از شهرستان ما به جیب زده بود
من هم یک شهرستانی هستم و به شهرستانهای دور اطراف هم سر میزدم و گشت و گذار میکردم خیلی هم خوش گذشت جای شمام خالی:))
اما اینبار این شهر ما نصف نصف هم نشد بین موسوی و کروبی بلکه ارای احمدی نژاد بیشتر بود من هم با کسانی که صحبت کردم به هم میگفتند به احمدی نژاد رای میدهند
به راستی اهمدی نژاد رای را از شهرستانها و روستاهایی که سر زده است گرفته است
در شهرستان ما روز قدس حاضرم قسم بخرم که یک یا دو عدد سبز پوش دیدم انها هم بچه بودند و ریش هم در نیاورده بودند
بنده هیچ شعار انحرافی هیچ بلبشویی ندیدم
این تهرانی ها هستند که اینجوری ادا اطفار در میاورند
این طرفها هم چندین هزار تا از روستاها گاز نداشت که گاز دار شد اب نداشت که اب دار شد
این عددی که میگی از اول انقلاب تا الان یعنی چهار سال اول احمدی نژاد چقدر بوده بعد چهار سال چقدر شده؟
البته اونهایی که امار و ارقام قبول میکنن میتونن برن بپرسن و ببینن که چقدر تو این دوره به روستاها رسیدگی شد چقدر تو دوره خاتمی رسیدگی شد یا رفسنجانی عزیز
همه چیز مملکت را یاد گرفته ایم سر یک نفر خالی کنیم و بس
این پدر امرزیده احمدی نژاد را میگویم اینهمه سفر و اینهمه مصوبه داشته و اینهمه جاده روستایی اسفالت شده(اینهمه ها رو خودت میتونی با رجوع به … خودت دستگیرت بشه)
یه سوال
اقای خاتمی که اینهمه سنگش و به سینه میزنیم اینهمه از موسوی طرفداری کرد عقیده اولش رفاه روستاییان بود یا عقب کشیدن روسری دختران؟(این عقب روی روسری رو به عنوان یک مثلا عرض کردما)
منظورمان این است خدا وکیلی خاتمی درد فقیر فقرا رو به سینه میزد؟
شعار عدالت میداد؟شعار روستا رفتن و فقرا رو میداد؟
من اصلا عقیده دارم این قشر به فکر مسایل دیگری هستند میخوان اذادیهایی که دلشون میخواد و به کرسی برسونن و بنشونن
یه سوال
اینکه اقای موسوی قبل انتخابات یه مصاحبه کرد با خبر گذاری خارجی و گفت پیروز در انتخابات اگه پیروز شدیم و اینا حتی اگه نشدیم مسئله فرعی ماست مسئله ما بعد اون شروع میشه(نقل به مضمون)
سوال اون چه کاریه که شما میخواین بعد انتخابات حتی اگر پیروز نشدین بهش برسین؟
راستی جواب گوی کامنت اولت نبودی اون شجاعت نداشت تو چرا جوابش و نمیدی؟
دیدگاه با مصطفی — سپتامبر 21, 2009 @ 6:31 ب.ظ |
در مورد مسائل سیاسی من فکر میکنم باید یکم زمان بگذره تا ما به نتیجه برسیم. آره دوست عزیز من فکر میکنم تقلب شد.
و میدونم که تو فکر میکنی تقلب نشده، در مورد مسئلهای که از من دعوت کردی نقد کنم و تو جواب بدی راستش من اونقدرها جرات ندارم که وارد اون حوزه بشم!! خودت هم میدونی وارد اون حوزه شدن و نقد کردن چه هزینه سنگینی داره.
اما در مورد اینکه موسوی حاضر نشده حرف بزنه کمی بیانصافیه موسوی تمام تلاش خودش رو کرد که کمی فرصت برای حرف زدن در صدا و سیما بگیره برای صحبت پخش زنده که وقت ندادن بهش. در مورد ناظرین هم بسیاری از ناظرین صندوقها که از دوستان من هم در آن بودند هنگام شمارش آرا اخراج شدند. سرویس پیامک هم قبل از شروع شمارش آرا قطع شد(مشکل فنی بود ظاهرا؟!) در مورد رضایی هم داری میگی در مورد شمارش آرا، میدونی که آقای رضایی تا آخرین لحظه قانع نشدند؟ یکم سرچ کن پیدا میکنی، حتی برادر ایشان آقای امیدوار رضایی در همان موقع در مورد آرای تا نخورده و آرای نوشته شده با یک خط مشترک اعتراض کردند.
علاوه بر همه اینها و مهمتر از همه اینها، آرای موسوی در تهران دو میلیون اعلام شد، در حالی که در روز با شکوه و جاویدان ۲۵ خرداد به گفته آقای قالیباف بیش از ۳ میلیون نفر در راهپیمایی حضور داشتند(البته به قول بعضی دوستان اگر از google earth استفاده کنی و مساحت مکان راهپیمایی را پیدا کنی و مساحت اشغال شده هر متر توسط چه تعداد افراد را تخمین بزنی و دو عدد را در هم ضرب کنی به عدد حدود ۴ میلیون میرسی.)
فکر نمیکنم فضای پر گرد و غبار سیاست اجازه بده که هیچکدام صدای همدیگر رو بشنویم. اگر من صدای شما رو نمیشنوم شما هم صدای من رو نمیشنوی برادر عزیز.
فکر کنم کمی بیشتر همدیگر رو تحمل کنیم تا شاید زمان حقیقت رو صیقل بده و آن روز که حقیقت واقعی معلوم شد همه افکار از همه طیفها بتونیم در کنار هم با آرامش زندگی کنیم. دوستانه و برادرانه.
دیدگاه با سینا ر — سپتامبر 25, 2009 @ 7:12 ب.ظ |
بنده غلط غولط املایی زیاد دارم
میدانم
درست میشود
البته قول نمیدهم
)
دیدگاه با مصطفی — سپتامبر 21, 2009 @ 6:33 ب.ظ |
eyd vase ma ham doshanbe boodaaaaa.bale sabzete
دیدگاه با صحرا — سپتامبر 22, 2009 @ 8:49 ب.ظ |
چرا به بلاگت سر نمی زنی ؟؟؟ (آیکون داری حرصم میدی )
زودی آپ کن لفن
دیدگاه با سارا — سپتامبر 25, 2009 @ 9:05 ق.ظ |
سلام سارا جان، آره حق با توئه خیلی تنبل شدم، قول میدم به زودی بنویسم
دیدگاه با سینا ر — سپتامبر 25, 2009 @ 10:09 ب.ظ |
سلام
چطوری
دو روزه از هیچی خبر ندارم
الانم مطلب تو نخوندم
اومدم یه سری بزنم
دلم تنگیده بود
دیدگاه با خوشه — سپتامبر 27, 2009 @ 7:33 ق.ظ |
سلام دوست من
آیا میدونید عکسی که در بالای مقالتون گذاشتید کجاست؟؟؟
دیدگاه با حمید — اکتبر 16, 2009 @ 5:37 ب.ظ |