محمود احمدینژاد اعلام کرده که وزیر بهداشت دولت نهم جناب آقای لنکرانی همچون “هلو” است!
ما بسیار تلاش کردیم که به کنه ماجرا پی ببریم از این رو بسیار مهم بود که بفهمیم که منظور ایشان هلو انجیری بوده یا هلوی هسته جدای زعفرونی دشت مغان! فکر نکنید داریم خوشمزگی میکنیم و این موضوع اهمیت ندارد. اتفاقن خیلی خیلی اهمیت دارد. ما فکر میکنیم منظور احمدی نژاد هلو انجیری بوده و در زیر این ادعای خویش را اثبات خواهیم کرد. و همینطور مواردی را بررسی میکنیم که چرا از میوهها یا سبزیجات دیگر استفاده نشده است.
خیلیها این نظر محمود احمدینژاد را به طنز گرفتند اما ما میدانیم که آنها که این تعبیر بلیغ و تشبیه زیبا را به تمسخر میگیرند جیرهخواران اربابان استکباری خویشند. وگرنه کدام انسان ارزشی است که این تعبیر فلسفی، عمیق، پرمعنا و دقیق را در نیابد. نکات مهمی در این استعاره وزین نهفته است. مثلا چرا احمدی نژاد لنکرانی را به انگور یا موز یا شنبلیله تشبیه نکرد؟ خب نکته در همینجاست. هلو ، مخصوصا نوع انجیری اش یک میوه کاملا ضد استکباری است و شکل و شمایلش معلوم است که طی سالها مبارزه با مافیای قدرت و ثروت به این شکل در آمده و پَخت شده. اما در عوض انگور که یک میوه کاملن معلومالحال است و همگان میدانیم که این میوه عامل استکبار بوده و طی یک فرآیند ساده میتواند به نوشیدنیهای بیتربیتی تبدیل شود. یا موز که اصلن شکل و شمایلی کاملا غرب زده دارد و میوهای مخصوص سرمایه داران و ویژهخواران است. به طور کلی موز یک میوه مخصوص مافیای ثروت و قدرت است در عوض هلوانجیری یک میوه خاکی و فقیرانه است.

و اما شنبلیله؛ شاید در ظاهر همه فکر کنند که بد نبود اگر احمدینژاد لنکرانی را به شنبلیله تشبیه میکرد. چون ظاهرش مورد خاصی ندارد و حتی از هلو انجیر ارزانتر هم است. اما همه چیز که پول نیست. کسانی اینگونه فکر میکنند که انسانهای ساده لوحی هستند که با تحریک تلویزیونهای بیگانه به این نتیجه رسیدهاند. اگر خوب در این کلمه دقت کنید میبینید که صیهونیستها و آمریکاییها به کمک رسانههای تحت امرشان(یعنی تمام رسانههای جهان منهای شبکههای تلویزیون ایران و بعضی شبکههای رادیویی ایران و روزنامه کیهان و ایران و رسالت) خواستنهاند ترکیب بسیار مستهجن شنبلیله را در ایران جا بیندازند تا از طریق تهاجم فرهنگی نسل جوان این ملت را از درون تهی کنند. چرا که شما با یک نگاه ساده به شنبلیله در مییابید که این کلمه متشکل از دو کلمه “شنبه” و “لیله” است. کلمه “لیله” با یک تغییر کوچک به “لیلا” یا “لیلی” تبدیل میشود و معلوم میشود که دارد یک قراری چیزی با لیلی برای روز شنبه گذاشته میشود، تازه مکان قرار هم که سکرت است و اینجا بیان نشده و این به خودی خود مفهومی از تهاجم فرهنگی را میرساند. در حالت دیگر میتوانیم با تغییر کوچکی در کلمه شنبه به مفهوم بسیار بسیار بیادبی “شب” و “لیلی” هم برسیم! که به نظر ما با توجه به سابقه تهاجم فرهنگی از سوی استبکار بسیار قابل حدستر است. آنها فکر کردند که ما نمیفهمیم و نمیتوانیم به معنای عمیق کلمه مستهجن “شنبلیله” پی ببریم و اصرار داشتند که محمود احمدینژاد به جای کلمه “هلو” از “شنبلیله” استفاده کند.
حتمن با بررسیهای بالا شما هم به این نتیجه رسیدید که تعبیر احمدینژاد بسیار عالمانه بوده و “هلو” کلمهای است که راه هرگونه سوء استفاده را میبندد. در ضمن با توجه به توضیحات کاملا مشخص است که منظور ایشان از “هلو” نوع “هلوانجیری”اش بوده است. چون اصولا قیافهاش میخورد که در تضاد با منافع مافیای قدرت و ثروت باشد.
بیربط نوشت: قبل از آمدن این رمضان میخواستم بنویسم در موردش، فرصت نشد. بعدن فرصت زیاد است. فعلن همینقدر که رمضانی که منتظرش بودم آمد. دعایمان کنید.
بازتابها:
در وبسایت کلوپ ایرانیان، وبسایت بالاترین، وبسایت قطار ، وبسایت وزین آیطنز
حق
درود
دوست و همکار فاضل و فرزانهام، که خواستهاند «هیچکس» باشند، در نوشتاری به مناسبت روز پزشک، با نگاه به برخی آموزههای اخلاقی و عرفانی مولانا و با اشاره به حقیقتی مهم، پرسشی طرح کردهاند که پاسخ به آن میتواند برای بسیاری از ما راهگشا باشد. پس استاد گرامی، همکار عزیز، بسمالله.
دیدگاه با ن.شقایق — آگوست 24, 2009 @ 2:48 ب.ظ |
D:
دیدگاه با بیتا — آگوست 24, 2009 @ 8:19 ب.ظ |
واقعا تا حالا به اینن نکته توجه نکرده بودیم!!!عجب!!
راستی وب با حالی دارین.منم پس از یه موت طولانی که از وب دور بودم دوباره چند روزی هست که به وبلاگ نویسی بازگشتم.خوشحال میشم بهم سر بزنین.
http://www.sabzieazadi.blogfa.com
دیدگاه با mehran — آگوست 24, 2009 @ 9:23 ب.ظ |
من میدونم که شما از دولت انگلیس پول گرفتید تا این جور مطالب موهن و ضد دینی را بر علیه حاج آقای عزیزمان آقای محمود احمقی نژاد، نه ببخشید احمدی نژاد بنویسید.
دیدگاه با Amir — آگوست 24, 2009 @ 9:31 ب.ظ |
درباب کلمه مورددار “انگور” هم میتونستید نظرات مشابهی با شنبلیله داشته باشید که قطعا میتونست در روشنگری اذهان مردم نسبت به اتاق فکری اغتشاشات اخیر منشا اثر باشه.
دیدگاه با nostol — آگوست 25, 2009 @ 3:24 ق.ظ |
بینظیر بود. کلی خندیدیم مرسی.
دیدگاه با محسن — آگوست 25, 2009 @ 7:05 ق.ظ |
سلام. این نوشتهی شما در سایت «آی طنز» لینک شد.
سپاس
دیدگاه با itanz — آگوست 25, 2009 @ 7:34 ق.ظ |
حیف وقت صرف باز کردن این وبلاگ کردم خیلی بی مزه بود ! !!!!!!!
دیدگاه با منجی — آگوست 25, 2009 @ 10:15 ق.ظ |
مجالي براي بحث آزاد
http://tribonazad.wordpress.com/
دیدگاه با تريبون آزاد — آگوست 25, 2009 @ 12:22 ب.ظ |
خیلی قشنگ بود
دیدگاه با pesarebaleg — آگوست 25, 2009 @ 2:54 ب.ظ |
داروی سوختگی
صد در صد تضمینی
جهت یاوه بافان و هجو گویان !
بدم خدمتتون ؟
دیدگاه با نمك — آگوست 25, 2009 @ 8:09 ب.ظ |
ایول دمت گرم. حال کردم
دیدگاه با دوست — سپتامبر 5, 2009 @ 2:10 ق.ظ |
فرمایش شما کاملا متین است. من پیشنهاد یک کلاس آموزش کلام هم برای آقای احمقی نژاد و آل ایشان دارم.
دیدگاه با Merry — آگوست 26, 2009 @ 7:37 ق.ظ |
خواهش می کنم اگر در این مقاله من ، در انتقادهایی که من می کنم تلخی وجود دارد،این تلخی را بر من ببخشید اگر معتقدید و می بینید که درونش حقیقت است.
دیدگاه با فرید صلواتی — آگوست 26, 2009 @ 10:19 ق.ظ |
سلام
کلی از تعبیرهاتون خندیدم ! مرسی! شما واسه خودتون یه پا طنز نویسین هاا!
ولی خواهشن دست ازسر کچل احمدی نژاد بردارین ! دیگه این کیس تکراری شده ! به جای اینکه از دست خودش و کارهاش بخندم ، کم کم دارم کیلو کیلو حرص می خورم ! فکر کنم در این 4 سال جاری
دهنمونو سرویس کنن !
دیدگاه با ناشناس — آگوست 26, 2009 @ 5:35 ب.ظ |
اون ناشناس اسمش سارا بود که یادش رفت خودشو معرفی کنه!
دیدگاه با سارا — آگوست 26, 2009 @ 5:36 ب.ظ |
سلااااااااااااااام
گوش شیطان کر دوباره بروز نمودیم !!!
دیدگاه با سارا — آگوست 27, 2009 @ 2:34 ب.ظ |