دو نفر از دوستانم(مشخصا وبلاگ شقایق و دوست خوبم هم صحبت خاک) به نوشته قبلي من اعتراض كردند و گمان داشتند كه هدفم توهين به مردم كشورم بوده است.
مردمي كه به زعم نگارنده اينروزها در اوج آگاهي تاریخی خود از لحاظ کیفیت آگاهی هستد (شاید از لحاظ کمیت در 2 خرداد 76 اکثریت قاطعتری داشتیم اما این کجا و آن کجا).
البته معتقدم كه هنوز خيليها هستند كه بايد “بدانند” و اگر تاکنون نمیدانند فقط خودشان مقصر نیستند. “ما” هم مقصریم، “ما” که ادعای روشنفکریمان گوش فلک را کر کرده است. به قول معلم شریعتی تا زمانی که راه سخن گفتن با توده را پیدا نکنیم گنگیم و نمیتوانیم موفق شویم.
با همه این اوصاف معتقدم که دلیل شکست جنبشهای اجتماعی در ایران از جنبش زنان تا جنبشهای دانشجویی و آزادیخواهی و غیره دلیلش تنها ناآگاهی و جهل بوده است.
از این مقدمه که بگذریم هدفم از نوشته قبلی یک انتقاد اجتماعی بود و نه سیاسی. و ربط چندانی هم به وقایع اخیر نداشت اما این بخشی از خصلت و تعریف جامعه سیاستزده است که ناخواسته همه چیز به سیاسیت متصل میشود وتقصیرش هم به گردن کسی نیست.
قصد شرح و توضیح مطلب قبلی را ندارم که تنها یک مطلب “شخصی” بود چنانچه در دستهبندی پست مذکور هم قید شده بود.
فقط یک مثال میزنم تا برای دوستانم که سوء تفاهم شده منظورم را دریابند.
به زندگی خودمان خوب نگاه کنید! اینبار دقیقتر از آنچه که همیشه مینگرید. ببینید ما مردها مجاز به انجام چه کارهایی هستیم که عین همان کارها برای خانمها جرم به حساب میآید. این میتوانست نه ربطی به دین و مذهب و آیین ما شته باشد و نه ربطی به فرهنگ و محیط ما، اصلا خوب به فحشهای ما نگاه کنید!!
نه اینکه همهاش متوجه زنها است؟! و نه اینکه اینها از صد سال پیش و شاید بیش چنین بوده است؟! این چیزی است که مرا برآن واداشت که لفظ “جهل تاریخی” را بکار ببرم. این بحث را در اینجا میبندم و…
اندکی از این روزها میگویم.
اینکه اولویت و وظیفه اصلی اینروزهای خود را چه میدانم.
همگان شاهد بودیم که صدا و سیمای احمدینژاد چگونه سخنان رئیس مجلس خبرگان رهبری را وارونه جلوه داد و با کلیپی که در بخشهای مختلف خبری پخش کرد قصد وارونه جلوه دادن حقیقت را داشت.
همه ما در بیشتر از یک ماه گذشته دریافتهایم که جریان اقتدارگرا بزرگترین خطر را برای خود، آگاهی مردم میداند. به همین علت است که روزنامهها را قبل از چاپ کنترل میکنند، روزنامهنگارها را بازداشت میکنند، وبسایتها را “فله”ای فیلتر میکنند، ماهوارهها را جمع آوری میکنند، سرعت اینترنت را پایین میآورنند، پیامک و تلفن همراه را قطع میکنند و صدا و سیمایشان را نزد اهل اندیشه چنین بیاعتبار میکنند و در یک کلمه به قول مهندس موسوی قلمها را میشکنند!
دلیلش تنها و تنها یک چیز است. آنها از آگاهی مردم میترسند.
آنها دوست دارند مردم تنها صدا و سیمای آنها را نگاه کنند و بگویند «همه چی کی خوب است» آنها دوست دارند مردم “ندانند” تا بتوانند عوام فریبی کنند.
آنها میخواهند با صدا و سیمایشان مردم را خواب کنند تا در خواب آلودگی آنها اندیشهشان را بدزدند.
مهمترین وظیفه ما مقابله با پالسهای مخرب صدا و سیما است. هرچند خیلی سخت است، رسانه آنها چهل میلیون بیننده دارد و رسانههای ما بسیار بسیار محدودتر.
اما ما باید رسانه آنها را بیاعتبار تر از این چیزی که هست کنیم. در هر جمعی و در هر بحثی که نشستهایم هرچقدر هم که بی ربط باشد حداقل یکبار بگوییم “صدا و سیما دروغ میگوید”
آنها قبلا توانستهاند با رسانههای ما اینکار را انجام دهند، پس اینکار شدنی است. یک مثالی ذکر میکنم تا قدرت رسانه را بهتر ببینید.
قبل از انتخابات که با طرفداران احمدینژاد بحث میکردم و کارهای عجیب و غریبش را که میگفتم آنها به من میگفتند “تو از کجا میدونی این چیزهایی که میگی راست باشه؟” میگفتم “برو فلان روزنامه رو بخون که دولتی نیست و مستقله” و پاسخی که میشنیدم این جمله آزار دهنده بود:
“روزنامهها همه دروغ میگن، من اصلا روزنامهها رو قبول ندارم ” و معلوم است کسی که روزنامه را قبول نداشته باشد اینترنت را کشک میداند!
و من درمانده میماندم که چه بگویم و به کدام رفرنس ارجاعشان دهم تا حقیقت را باور کنند و نیک میدانستم که آنها فقط صدا و سیما را باور میکنند با اینکه خودشان میگفتند آن را هم باور ندارند! اما به یقین آگاه بودم که رسانه دیگری غیر از صدا و سیما ندارند وتفکرشان هرچه که هست از صدا و سیما نشات میگیرد. و فروریختن یک باور 4 ساله هرچقدر هم که “دروغ بزرگ” باشد در یک مدت کوتاه شدنی نیست.
صدا و سیمای آنها موفق شده بود چند روزنامه نیمه جان مستقل ما را دروغگو جلوه دهد، پس ما هم میتوانیم این کار را با رسانه آنها انجام دهیم.
بزرگترین خطری که ما را تهدید میکند صدا و سیمای آنها است. باید حواسمان باشد و به هیچ وجه قدرت رسانه را دست کم نگیریم. دلخوش اکثریت خود نباشیم. ما قبلا هم اکثریت بودهایم اما آنها با صدا و سیمای خودشان اکثریت ما را در سال 84 گرفتند. اگر هوشیار باشیم دیگر این اکثریت را از دست نمیدهیم. و پیروزی قطعا با حق و حقیقت است.
این چیزی است که خدا هم وعدهاش را به ما داده است.
جولای 18, 2009
دلخوش اکثریت خود نباشیم و حواسمان به تاثیرگذاری صدا و سیمای آنها باشد
9 دیدگاه »
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته. شناسهی دنبالک
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت،
اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند،
اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند….
فقط از فهميدن تو مي ترسند
دکتر شریعتی
دیدگاه با سنگدون — جولای 19, 2009 @ 6:11 ق.ظ |
با نوشته ات بدجور موافقم و به همین دلیل از اولش مخالف تحریم اس ام اس بودم چون به نظرم تنها رسانه همه گیری بود که داشتیم. ولی به خاطر احترام به رای اکثریت تحریم آن را قبول کردم.
از اینکه متولد 63 هستی و اینقدر آگاه خیلی خیلی مشعوف شدم.
ما چاره ای نداریم جز اینکه مثل همه جنبش های قبلی به روشهای اطلاع رسانی غیر معمول و زیرزمینی رو بیاوریم مثل شبنامه ، تهیه سی دی و اعلامیه و نوع مدرنش همین ای میلها و وبلاگها که البته مخاطب خاص دارد.
موفق باشی برادر خوبم
دیدگاه با ساقه — جولای 19, 2009 @ 2:28 ب.ظ |
خب بين اين دو خيلي فرق است. اينكه مردم دچار جهل هستند و بايد آگاه شوند و اينكه مردم اگاه شده اند و بايد مواظب باشيم دوباره دچار جهل نشوند. فرق هست. نيست؟(چشمك)
پيشتر گفته ام كه اينروزها با اولي موافق نيستم اما با دومي كاملا موافقم.
موافقم بايد مواظب بود. بخصوص در شهرهايي كه به مردم اجازه و فرصت اعتراض نميدهند و نمي توانند دروغگو بودن تلويزيون را به كمك صحنه هايي كه در شهر تجربه مي كنند، درك كنند. به خاطر همين پيشنهاد كرده بودم كه بايد عصباني بمانيم در برابر كساني كه به دولت كودتا راي داده اند تا اين احمدي نژادي هاي اطرافمان يادشان نرود كه چه اتفاقي افتاده است. من خودم خيلي پايبندم به اين نظري كه داده ام و فكر مي كنم خيلي كاربردي است. استاد مي گويد كه به اصول دموكراسي احترام بگذار تا فرقي با آنها داشته باشي! اما من هرچه فكر مي كنم مي بينم كه اگر رفتار ما با اين دست از آدمها مثل گذشته باشد، آنها چون اخبار غيردولتي را دنبال نمي كنند به مرور زمان همه چيز يادشان مي رود، به خصوص اگر در شهرهاي كوچك باشند اما از دست دادن دوستي مثل من مي تواند حداقل چند روز يكبار داغي را تازه كند!
الان دارم فكر مي كنم دوستان آگاهي كه در شهرهاي ديگر هستند وظيفه و مسئوليت خيلي سنگين و مهمتري دارند. اينكه اخبار درست را نقل قول كنند، عكس ها را به اطرافيان نشان دهند، بيانيه هاي علما را توزيع كنند و …
راستي سينا تو پنج شنبه مشهد بودي؟ اگر بودي، ديدي كه دوستان مشهدي ما چطور از رئيس دولت كودتا استقبال كردند؟ خبرهايي كه در اين باره مي خوانم ضد و نقيض است. تو خودت چيزي در اينباره ديدي؟
راستي زيارت قبول اخوي (چشمك)
دیدگاه با منصوره — جولای 19, 2009 @ 5:50 ب.ظ |
سلام!
تحلیلتون دقیق و عالی و درست بود! مرسی!
دیدگاه با Q-Mark — جولای 19, 2009 @ 8:30 ب.ظ |
البته که بین محمودد و وموسوی فرق هست!
محمود خوشگل تره !!!
در ضمن سرمو با افتخار بالا میگیرم و میگم باباتون!!!!
دیدگاه با سعید صادقی — جولای 22, 2009 @ 6:36 ب.ظ |
صحبت های شریعتی در باب روشنفکری امروز توسط دوستدارانش هم نادیده گرفته میشه. نه فقط در عمل که حتی در نظر.
دروغ یه بار دو بار دفعه سوم کسی باور نمی کنه. صدا و سیما چوپان دروغگو میشه و زمانی دیگه اگه حقیقی ترین حقایق رو هم بگه کسی باور نمی کنه. هاشمی رفسنجانی چه خوب ریشه مشکلات رو سلب اعتماد عمومی اعلام کرد. اونا اگه دلشون برای خودشون هم بسوزه نباید به این روند ادامه بدن.
دیدگاه با آزاد — جولای 23, 2009 @ 6:57 ق.ظ |
رسانه ميلي قطعا اعتبار خودش را از دست داده بجز اينكه مقام معظم رهبري يك بار ديگر نيروي كار امدي را غير از ضرر غامي در راس اين رسانه منصوب وبا صداقت تمام از همه افكار عمومي استقبال نمايد در ضمن اينها خودشان ميدانند كه اكثريت نيستند وتنها ميخواهند خود را تحميل كنند ولي خدا ترسي بهتر از اين مناسب موقت است شهدا را فراموش نكنيم
دیدگاه با ناشناس — جولای 25, 2009 @ 4:49 ق.ظ |
سلام سینا ر بچه رشت .
از ارائه نظرت ممنون .
مهمود اهمدی نژاد نوشتن ابداع خودم بود اما چون در مملکت ما حق ابداع و اختراع بی معنی است ناراحت نمی شم اگه کسی باور نکنه .
هر گونه کپی برداری و استفاده بدون نام سازنده مجازه است
دیدگاه با ناشناس — جولای 25, 2009 @ 12:06 ب.ظ |
باسلام
به نظرم آيدخودتان راخيلي مطلع وعالم مي دانيد البته من خيلي ازرفتارهاي صداوسيماروتاييد نمي كنم ولي بايد بگم شماكساني روتاييد ميكنيد وازآنان دفاع مي كنيد كه باهيچ منطقي اعم از اعقلي وديني قابل تاييد نيستند وحتي ازنظر صلاحيتفردي با احمدي ناد قابل مقايسه . كدام ايراني مطلع و منصفي مي تواند راي برعدم فساد سردمداران مخالف احمدي نژادبده .لطفا منو روشن كنيد ؟ بي اطلاع هستم اگر حرف درست رو زدم من روببخشيد.
دیدگاه با ناشناس — جولای 30, 2009 @ 11:56 ب.ظ |