دلبستگی —— (هر ايرانی يك رسانه)

آوریل 29, 2009

انتخابات را تحریم کنیم؟

اینروزها ما که مدافع میرحسین موسوی هستیم باید به سوالهای گوناگونی پاسخ دهیم، شاید یکی این سوالها این باشد، چرا مهدی کروبی نه؟ مهمترین دلیل نوشته قبلی من و اندکی انتقاد از مهدی‌کروبی پاسخ به همین سوال تکراری بود، اما به مذاق بسیاری از دوستان حقیقی و مجازی‌ام خوش نیامد و من نیز به همه قول دادم و می‌دهم که تا پایان انتخابات کلامی در انتقاد از مهدی کروبی ننویسم که به قول بزرگان اصلاحات، گلایه‌ها را بگذاریم برای بعد.
اما دومین مسئله‌ای که وجود دارد، مسئله تحریمیان است؛ گروه تحریمی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:
1) تحریم کننده آگاه
2)تحریم کننده ناآگاه
گروه اول که شامل عده‌ای از آگاهان سیاسی است که از ناراستی اصلاح‌طلبان دلزده شده‌اند، هرچند که اکنون بسیاری از این افراد به این نتیجه رسیده‌اند که باید شرکت کرد و رای داد تا بتوان حداقل‌ها را حفظ کرد. متاسفانه جمعیت گروه ” تحریم کننده آگاه” اگرچه در دنیای مجازی زیاد است اما در جامعه چندان زیاد نیست که اگر بود اوضاع میهن چنین نبود.
به هر حال پاسخ من به این گروه این است: برای برون رفت از وضع موجود و تغییر سه راه در پیش رو داریم؛ 1)انقلاب 2)حمله خارجی 3)اصلاحات
برای آنها که طرفدار راه اول هستند؛ خواندن کتاب قلعه حیوانات جرج اُرول را پیشنهاد می‌کنم و همین بس که انقلاب راه به دموکراسی نمی‌برد.
با گروه دوم هیچ سخنی ندارم، چون قطعن هیچ ایرانی میهن دوستی تاب حمله بیگانه به کشور را نخواهد داشت و اگر کسی از ته دل موافق آن باشد(که من تاکنون موردی ندیده‌ام) چنین کسی قلبش برای ایران نمی‌تپد و به قول پرفسور حسابی هر ایرانی که قلبش برای ایران نتپد همان بهتر که اصلن نتپد!
پس نتیجه می‌گیرم که تنها راه، ماندن و رای دادن است. به کالبد خسته و رنجور اصلاحات روحی دمیدن است و انتخاب من در این برهه از زمان بدودن هیچ تردیدی مهندس میرحسین موسوی است. تا بتوان با نفسی مسیحایی مرده اصلاحات را زنده کرد و اینبار فریاد زد اصلاحات زنده است، زنده باد اصلاحات.
اما گروه دوم، “تحریم کننده ناآگاه” هستند؛ گروهی که بدون هیچ بینش سیاسی ساز تحریم را کوک می‌کنند. و متاسفانه تعداشان کم هم نیست. در خوشبینانه‌ترین حالت، این گروه، آگاهی سیاسی خود را از شبکه‌های ماهواره‌ای کسب می‌کنند و با تحلیل‌های آب دوغ خیاری این رسانه‌ها(اگر بتوان نام رسانه را بر آنها نهاد) و یا تحلیل‌های سیاسی راننده‌های خطی(با تمام احترامی که برای این قشر قائلم و می‌دانم که انسان آگاه نیز در بین آنها وجود دارد) اطرافیانشان را نیز به سمت تحریم سوق می‌دهند.
سوال اصلی این گروه این است؛ چرا باید در انتخابات شرکت کنیم؟ ما می‌توانیم با عدم شرکت نظام را از مشروعیت خارج کنیم.
و پاسخ من این است؛
با عدم شرکت حدود 50 در صد مردم در انتخابات سوم تیر 84 شما چهار سال فرصت داشتید اهدافتان را به ثمر برسانید، یعنی فرصت داشتید به قول خودتان نظام را از مشروعیت بندازید! چه کردید؟
و پاسخ دوم:
فرض کنید که ایده شما موفق شد و بیشتر از 70 درصد مردم انتخابات را تحریم کردند، شما که حتی اصلاح‌طلبان پیشرو(مثل دکتر معین) را در چهارچوب این نظام پاسخگوی اهداف خود نمی‌بینید و به همه کس بدبینید، چطور می‌توانید به این نظام اعتماد کنید که بپذیرد و علنی اعلام کند که 70 درصد انتخابات را تحریم کردند، هیچگاه با خود فکر نمی‌کنید که اگر اینهمه صداقت وجود داشته باشد که تعداد تحریم‌کندگان به درستی اعلام شود، شاید امید به اصلاح نیز باشد؟
بار دیگر به کسانی که قصد تحریم دارند می‌گویم که هوشیار باشید که فردا باید در پیشگاه تاریخ و فرزندانتان پاسخگو باشید؛ هوشیار باشید که اگر وضع موجود ادامه یابد میهن در خطر تندروی‌ها است. آگاه باشید که اگر متحد نشویم و موجی مانند دوم خرداد راه نیندازیم اصلاحات شکست می‌خورد و باید چهار سال دیگر وضع موجود را تحمل کنیم که البته اگر تن نحیف میهنمان و آزادی خواهانمان تاب آنرا داشته باشد.
باید هر نفر دست در دست هم ستادی برای میرحسین موسوی باشیم تا بتوانیم در مقابل موج سنگین تبلیغات صدا و سیما برای احمدی‌‌نژاد دوام بیاوریم. اگر با میرحسین مشکل دارید بدانید که ما به میرحسین رای نمی‌دهیم ما به تدوام اصلاحات رای می‌دهیم.
گرچه شب تاریک است، دل قوی دار سحر نزدیک است.

آوریل 21, 2009

آیا اصلاحات پیروز می‌شود؟

خوشبختانه با نزدیک شدن به انتخابات موج گسترده‌تری از حامیان اصلاحات به صف حمایت از سید میرحسین موسوی پیوسته‌اند. تقریبی تمام گروه‌ها احزاب و تشکلهای اصلاح‌طلب(از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، حزب کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز، خانه کارگر، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، انجمن اسلامی معلمان ایران، حزب همبستگی، مجمع زنان اصلاح‌طلب و اغلب ستادهای استانی88 و پویش موج سوم برخی از فعالین ملی‌مذهبی و نهضت‌آزادی) و بسیاری از اشخاص تاثیرگذار هنری و سیاسی حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام داشته و امید به پیروزی اصلاح‌طلبان را بیشتر کرده‌اند. از طرفی موضع‌گیریهای صریح میرحسین موسوی بسیاری از فعالین سیاسی را غافلگیر کرده است از جمله مخالفت او با گشت‌های ارشاد، گیت‌های امنیتی دانشگاه، سهمیه‌بندی جنسیتی، و موافقت او با تلویزیون خصوصی، اقتصاد رقابتی، برقراری رابطه عزتمندانه با آمریکا و آزادی‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی انتقاد صریح او به محروم کردن دانشجویان از تحصیل(موسوم به دانشجویان ستاره‌دار) حمایت از شخصیت‌های ملی‌مذهبی و نهضت‌آزادی انتقاد از برخورد با دانشجویان در 18 تیر 78 و انتقاد از توقیف مطبوعات و جلوگیری از انتشار کتاب و همینطور انتقاد صریح از ماجراجویی‌های بین‌المللی و تخلفات اقتصادی دولت نهم، همه و همه موج گسترده‌تری را در اتحاد و پیروزی اصلاحات نوید می‌دهد.
هرچند مهدی‌کروبی بعید است که از انتخابات کنار برود اما نمی‌تواند آرای چندان قاطعی داشته باشد،‌ چرا که بسیاری از شعارهای غلط اقتصادی ایشان را محمود احمدی‌نژاد سوزانده است. همانطور که می‌بینیم اینبار شیخ کروبی به جای شعارهای اقتصادی عوام‌فریبانه به شعارهای تند سیاسی روی آورده است، درست یک روز بعد از آنکه میرحسین وعده جمع کردن گشت‌های ارشاد را داد، کروبی هم اعلام کرد با پیروزی او گشت‌های ارشاد خود به خود جمع می‌شود(!). شیخ که اولین کسی بود که اصطلاح “حکم حکومتی” را وارد گفتمان سیاسی ایران کرد اینروزها دامنه شعارهای تند سیاسی‌اش به سمت بی‌نهایت میل می‌کند! تا آنجا که که پیشنهاد اصلاح چهار ماده از قانون اساسی را داده است. البته همه‌ی این شعارها را باید به فال نیک گرفت اما یک نفر نیست از آقای کروبی بپرسد چرا آن‌زمان که در راس قوه‌ی مقننه بودید این کار را نکردید و حالا که قرار است در کسوت یک مجری باشید شعار قانون‌گذاری می‌دهید؟!
در سوی دیگر سکه اما رقیب قدری در انتظار میرحسین است، رسانه‌ ملی با تمام توان، تبلیغات پر زرق و بر را برای محمود احمدی‌نژاد آغاز کرده است و بساری از شبکه‌های تلویزیونی در پربیننده‌ترین ساعات به پخش برنامه‌های تبلیغاتی مشغولند، اخبار‌های رسمی سیما، به خصوص اخبار ساعت 14 که یکی از پربیننده‌ترین بخشهای خبری است، بخش اعظمی از زمان خود را به محمود‌ احمدی‌نژاد اختصاص داده است. اخبار 20:30 که شاید نام صحیح آن سریال 20:30 باشد در بسیاری از مواقع با بازی هنرمندانه خبرنگارانش به یک فیلم تبلیغاتی خوب برای انتخابات تبدیل می‌شود. البته به همه‌ی اینها باید خیل بزرگ روزنامه‌های دولتی را هم اضافه کرد که با قیمتهای بسیار نازل نسبت به چند روزنامه نیمه‌جان اصلاحات در اختیار مردم قرار می‌گیرد.
محمود احمدی‌نژاد با این پشتوانه قوی رسانه‌ای در کنفرانس ژنو حاضر می‌شود و طبق معمول از همه‌ی کشورها سخن می‌گوید به جز ایران!
شعارهای تند در انتقاد از اسرائیل را تکرار می‌کند و رئیسان جمهور کشورهای بزرگ در توهینی آشکار به نماینده ایران جلسه را ترک‌ می‌کنند، در واقع از ملت و کشور ایران هزینه می‌شود تا یک خوراک تبلیغاتی مناسب(با استفاده از حس دلسوزی مردم ایران نسبت به مردم مظلوم فلسطین) برای تیم رسانه‌ای احمدی‌نژاد فراهم شود تا با آن موجی ایجاد کند که بتواند در آستانه انتخابات بار دیگر عوام را بر آن سوار کند.
البته محمود‌ احمدی‌نژاد در مورد ایران هم صحبت کرد،‌ ایشان مجدد بر وجود آزادی کامل و مطلق در ایران تاکید کردند.
همه‌ی اینها معادلات سیاسی در ایران را پیچیده‌تر می‌کند،‌ باید 55 روز دیگر صبر کرد تا دید چه کسی فاتح انتخابات دهم خواهد بود.
اصلاح‌طلبان؟‌ یا ادامه‌ی وضع موجود؟
.
پی‌‌نوشت مهم: یک اشتباه فاحشی در متن من رخ داده که عذرخواهی می‌کنم، چیزی که مشخص است اصطلاح حکم حکومتی در ایران قدمتی به اندازه تمدن کشف شده از ایران دارد! یعنی چیزی بیشتر از 4000 هزار سال!‌ پس بدیهی است که جناب کروبی نمی‌تواند خلق کننده این اصطلاح سیاسی باشد، جمله‌ی صحیح این می‌باشد:
” شیخ اولین کسی بود که اصطلاح “حکم حکومتی” را وارد گفتمان سیاسی اصلاح‌طلبان ایران کرد…”
توضیح اینکه بعد از اعتراض نمایندگان مجلس ششم به ردصلاحیت‌های گسترده در انتخابات مجلس هفتم، مهدی کروبی در جمله‌ای تاریخی گفته بودند که به هر حال “«حکم حکومتی» است و باید پیروی کنیم…”
در زمان ریاست آقای کروبی بر مجلس یکبار هم با حکم حکومتی از «اصلاح قانون مطبوعات» جلوگيري به عمل آمد و حالا ایشان می‌گوید حکم حکومتی را نمی‌پذیرم!
عوام فریبی با عوام فریبی فرقی ندارد هرکسی که حرف و عملش فرق کند عوام فریب است
قطعا اگر کروبی در دور دوم با احمدی‌نژاد باشد، به کروبی رای خواهم داد اما این دلیل نمی‌شود که بخواهم در مقابل حقیقت بایستم و بیانش نکنم.

آوریل 13, 2009

سکوت را دوست دارم

دسته: شخصی — سینا ر @ 9:56 ب.ظ

مدتي است حوصله نوشتن ندارم.
در دنیای واقعی هم اوضاع همین است؛ دلم مي‌خواهد هیچ نگویم و هیچ نشنوم، سکوت همدم لحظه‌هایم باشد. چه خوب که امشب تنهایم!
به آدمها که نگاه می‌کنم فقط یک سوال در ذهنم میچرخد، چرا هیچکس شبیه خودش نیست؟‌
خسته شدم از این نمایش تکراری!

وبلاگ روی وردپرس.کام.