غذاي مسموم سلفسرويس دانشگاهشیراز باعث مسمويت شديد دانشجويان اين دانشگاه شده است. گفتني طي روزهاي اخير بيش از 100 دانشجو به مرکز درمانی دانشگاه مراجعه كردهاند، این در حالی است که بسیاری از مسموم شدگان به مراکز پزشکی دیگر رجوع میکنند و به هیچ وجه آمار دقیقی از مسمومشدگان وجود ندارد. این اولینباری نیست که سهلانگاری مسئولین دانشگاههای کشور سلامت جسم و روح دانشجویان را به خطر انداخته است، شاید ضروری است جناب احمدینژاد که ادعای نجات مردم ستمدیده جهان را دارد اندکی هم به فکر سلامت فرزندان ستمدیده این مرزوبوم باشد که بدون هیچ چشم داشتی از نظام، تنها به فکر کسب علمند و گرفتن یک وعده غذای “سالم” که حقشان است. چه میدانم، شاید تهیه غذایی که آدم را نکشد انتظار زیادی باشد که دانشجویان از مسئولان دانشگاه داشته باشند.
امیدوارم حداقل این یکبار برخورد مناسبی با خاطیان صورت گیرد، تا تسکینی باشد بر این شکنجه روحی و جسمی که این چند روزه بچه های بیگناه دانشگاه شیراز تحمل کردند. گزارش خبرنامه دانشگاه امیرکبیر را در این رابطه در زیر بخوانید لازم به ذکر است که همهي لینکهای مرتبط با این خبر فیلتر است و هیچ خبرگزاری رسمی تا لحظه ارسال این پست خبر را منعکس نکرده است!
تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز در پی مسمویت بیش از صد دانشجوخبرنامه امیرکبیر: پس از آنکه در روزهای دوشنبه و سهشنبه بیش از صد نفر از دانشجویان دانشگاهشیراز در اثر استفاده از غذای دانشگاه مسموم شدند عصر روز گذشته (چهارشنبه)دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به این مساله و سایر مشکلات دانشگاه، در سلف مرکزی دانشگاه تجمع کردند.
گرچه آمار درستی از تعداد مسمومین در دست نیست اما دانشجویان در مراجعه به نزدیکترین مرکز درمانی به خوابگاه دانشگاه(بیمارستان نمازی) پی بردهاند که بیش از صد نفر در اثر استفاده از غذای دانشگاه مسموم و به درمانگاه مراجعه کردهاند که متاسفانه حال تعدادی از آن ها در وضعیت نامناسبی قرار دارد و دچار اسهال خونی شده اند.
در ابتدای تجمع دیروز، دانشجویان که تعدادشان به ۲۰۰ نفر می رسید و از اتفاقات رخ داده و عدم پاسخگویی مسئولین دانشگاه به شدت عصبانی بودند از خوردن غذا خودداری کردند و ظرف های غذا و میز و صندلی های سلف را به زمین کوبیدند و با سر دادن شعارهایی اعتراضات خود را بیان کردند. پس از گذشت حدود نیم ساعت از آغاز تجمع دکتر کارپرورفر معاون دانشجویی دانشگاه وارد جمع دانشجویان شد، اما نکته جالب این بود که همچون همیشه کارپرورفر همراه با تعدادی از دانشجویان بسیجی و شبه امنیتی که محافظ و بادیگارد او به شمار می روند در میان دانشجویان حاضر شد که این مساله با اعتراض دانشجویان همراه بود. کارپرورفر رئیس کمیته انضباطی دانشگاه و از عوامل اصلی برخوردهای اخیر با فعالین سیاسی- دانشجویی دانشگاه شیراز است که با دادن امتیازهای مختلف به دانشجویان بسیجی و شبه امنیتی به سختی از سوی آنها تحت حمایت است.
با حضور کارپرورفر دانشجویان با سر دادن شعارهایی همچون « کارپرور بی عرضه استعفا، استعفا»، «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» و «کارپرور، کارپرور، استعفا استعفا » خواستار استعفای او شدند.
در ادامه کارپرور تحت حمایت نیروهای بسیجی که از لحظه حضور او مداوم بر تعدادشان افزوده می شد، توانست در میان دانشجویان قرار گیرد و با آنها صحبت کند. او با ویروسی خواندن بیماری و رفع مسئولیت از خود اعلام کرد که غذای دانشگاه هیچ مشکلی نداشته که این مساله باعث اعتراض شدید دانشجویان شد و تعدادی از آنها با نشان دادن گواهی های پزشکی که در آن بیماری دانشجویان مسمومیت غذایی شدید ذکر شده بود دروغگویی کارپرورفر را اثبات کردند و خواستار پاسخگویی و استعفای او شدند.
در حالی که هر لحظه بر تعداد دانشجویان افزوده می شد و دانشجویان مصرانه خواستار استعفای او بودند تعدادی از همان دانشجویان بسیجی و محافظین او با حمله به سایر دانشجویان و ایجاد سر و صدا و زد و خورد باعث درگیری بین دانشجویان شدند. در این میان یکی از دانشجویان بسیجی به نام کریمی که سابقه ای طولانی در حمایت از مسئولان دانشگاه و برخورد با دانشجویان معترض در جریان تجمعات قبلی دانشگاه شیراز دارد با درخواست برکناری پیمانکار غذا مسئولیت را از کارپرورفر سلب و از او حمایت کرد که این مساله با اعتراض شدید دانشجویان همراه شد. به گزاش خبرنامه امیرکبیر، یکی از دانشجوین معترض در مخالفت با این سخنان اعلام کرد که کارپرورفر باید استعفا دهد، در غیر اینصورت دانشجویان معترض رسما در دادگاه از او شکایت خواهند کرد که این صحبت ها به شدت مورد تشویق قرار گرفت.سرانجام پس از رد و بدل شدن صحبت های زیادی بین دانشجویان و کارپرورفر، دانشجویان اعلام کردند که هرگز از درخواست خود منصرف نخواهند شد و در روزهای آینده به تجمع خود ادامه خواهند داد.
نوامبر 28, 2008
مسموميت غذايي گسترده در دانشگاه شيراز
نوامبر 23, 2008
مرا پرنده اي به اين ديار هدايت نكرده بود
«مرا پرنده اي به اين ديار هدايت نكرده بود
من خود از اين تيره خاك رسته بودم
چون پونه ي خودروئي
كه بي دخالت جاليزبان
از رطوبت جوباره اي
اين چنين است كه كسان
مرا از آنگونه مي نگرند
كه نان از دسترنج ايشان مي خورم
و آنچه به گند نفس خويش آلوده مي كنم
هواي كلبه ي ايشان است
حال آنكه
چون ايشان به اين ديار فراز آمدند
آنكه چهره و دروازه بر ايشان گشود
من بودم!»
احمد شاملو
نوامبر 10, 2008
اگر بتوانم نامرئي شوم
دوست خوب و عزيزم امين از وبلاگ الفبا مرا به يك بازي دعوت كرده، تحت اين عنوان كه اگر نامرئي مي شدم چه كار مي كردم؛ فكر ميكنم دو روز پيش به اين بازي دعوت شدم، اما درگيري ها اجازه ندادند تا امروز فرصت نوشتن پيدا كنم شايد باورتان نشود از همان دو روز پيش كه متن امين را خواندم در موقعيتهاي مختلف همه اش به اين فكر ميكردم كه مثلا اگر اينجا نامرئي بودم چكار مي توانستم بكنم؟!
نمي دانم خيلي فكرهاي مثبت و منفي به ذهن آدم خطور مي كند كه حين مخفي شدن مي شود انجامش داد!
حالا من يكسري را مي گويم يكسري هم همان نامرئي بماند بهتر است.
از آنجايي كه در عصر حاضر اطلاعات مهمترين چيز است تو وقتي كه نامرئي باشي مي تواني خيلي چيزها را بشنوي و ديگران فكر مي كنند تو نشنيده اي و اين خيلي با حال است.
اگر نامرئي بشم ميرم سر كلاس و تمام غيبت هايم را درون ليست حضور غياب اساتيد پاك مي كنم.
اگر نامرئي بشم ميرم سراغ احمدي نژاد كه باهاش حرف بزنم اما وقتي رفتم اونجا چيزي نميگم چون ممكنه فكر كنه داره بهش وحي ميشه واسه همين زود بر مي گردم.
اگر نامرئي بشم مي رم اونجايي كه كارت شارژ ايرانسل بسته بندي مي شود و كلي شارژ مجاني مي گيرم(احتمالا بعدا عذاب وجدان مي گيرم مي رم پولشو مي دم).
اگر نامرئي بشم مي رم به ديدن كساني كه احتمالا ديدنشان در حالت مرئي بودن سخت است از يكسري دوستان گرفته تا يكسري اساتيد برجسته كه مي تونند به سوالهايم جواب بدهند.
و احتمالا سري هم به سيد محمد خاتمي بزنم ببينم خلاصه كانديدا ميشه يا نه؟!
خيلي كارهاي ديگه هم مي شه كرد كه احيانا در لحظه به ذهن آدم بياد فقط اين رو مي دونم كه بايد يكسري كارهاي ديگه با اساتيدم انجام بدم از قبيل اينكه مداركشون را چك كنم! نمره هاي ميان ترمم را 5 كنم! شماره موبايل و آدرس خونه و احيانا محل كارشون را براي بعد از امتحان پايان ترم پيدا ميكنم.
.
راستش فكر نمي كنم دلم بخواد بيشتر از يك روز نامرئي باشم.
و اما دعوت از دوستان وبلاگي
بوسه گرگ هرزه گرد تنها ، گيلانك ، آرش بهمني ، صادق جم ، كوچه باغ
و البته بقيه دوستانم كه بسيار دوستشان دارم اما چون به دليل وقت كم و حوصله تنگ اينروزها كمتر به آنها سر مي زنم احتمالا آنها هم مرا فراموش كرده اند.
نوامبر 4, 2008
علي كردان بركنار شد
مجلس ايران علي كردان را بركنار كرد. امروز تاريخ، روز خوبي را براي مجلس ايران به ثبت مي رساند. علي كردان كه در دفاعيات خود به شدت سعي داشت با احساساتي كردن جلسه استيضاح راي نمايندگان را براي خود راي بخرد اما نتوانست نمايندگان را متقاعد كند. اما در مقابل نمايندگان مخالف با صراحت و به تعدد كردان را «دروغگو» خواندند.
در هر صورت اين عمل شجاعانه اي است كه نمايندگان مجلس انجام دادند در حالي كه همين نمايندگان اجازه سخن گفتن به كواكبيان نميانده اصلاح طلب مجلس در اعتراض به رئيس جمهور ندادند. و شايد همين عمل بيش از پيش نشان دهنده آن باشد كه شركت در انتخابات و استفاده از حداقل امكانات راه درستي است. راهي كه همواره حرف و سخن اصلاح طلبان درون كشور است.
باز هم نزديك است انتخابات رياست جمهوري و بد نيست دوستاني كه مي گويند شركت در انتخابات «هيچ» سودي براي ما ندارد اندكي هوشيار باشند و به اين موضوع فكر كنند كه مي توان از حداقل فرصت ها استفاده كرد و شايد حداقل از يك درصد از كژي ها پيشگيري كرد كه همان يك درصد هم براي ميهنمان ارزشمند است و يادمان باشد اگر در همان يك درصد هم كوتاهي كنيم بايد در مقابل فرزندانمان و تاريخ پاسخگو باشيم. كه البته من معتقدم خيلي بيشتر از يك درصد است.
توضيح: اين مطلب دقيقا يك دقيقه بعد از بركناري آقاي كردان پست شده است.
پ ن: 188 نماینده در پایان سخنان موافقان و مخالفان استیضاح و نیز دفاعیات علی کردان ، به وزیر کشور رای عدم اعتماد داد. گفتنی است تعداد آرا مخالف استیضاح نیز 45 رای و تعداد آرا ممتنع 14 رای بود.