2 سال وبلاگ نويسي گذشت…
وبلاگ حالا ديگر جزئي از زندگي ام شده است، چه زود يك سال وردپرس گذشت انگار همين چند روز پيش بود كه به وردپرس آمدم نميدانم اينجا چرا اينقدر زود مي گذرد! يك سالي كه در بلاگفا بود واقعا يك سال بود اما اينجا اصلا انگار يك سال نبود! خوب… نمي دانم چرا هر چه سعي ميكنم امروز نوشتنم نمي آيد!
به رسم معمول از دوستان خوبي كه در اين مدت بدست آورده ام تشكر مي كنم، خودشان مي دانند چه كسي هستند فعلا حس و حال اسم بردن نيست! بعدا مفصل مي نويسم برايشان… دوستاني كه بسيار از آنها آموخته ام دوستاني كه برايم انگيزه خواندن شدند و دوستاني كه مستقيم و غير مستقيم بر روي زندگي ام تاثير گذاشتند.و بار ديگر از خدايم تشكر مي كنم كه به من توان نوشتن و حرف زدن داد خدايي كه در سخت ترين لحظات زندگي ام همواره دستان آشكارش را ديده ام.از خدا مي خواهم كه كمكم كند هميشه بتوانم بنويسم.
آوریل 13, 2008
تولد دلبستگي با 3 روز تاخير!
تا کنون 10 نظر داده شده »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
تبریک می گم.
Comment با فرزاد — آوریل 13, 2008 @ 4:57 ب.ظ |
بسیار مبارک است. ایشالله صد سال براتون عمر کنه.
Comment با صادق — آوریل 13, 2008 @ 5:57 ب.ظ |
سه روز در تولد گرفتنش تاخير داشتي منم سومين كسي شدم كه ميخوام بهت تبريك بگم(تشبيه رو داري؟)
تبرييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككككك
(تبريك و داشتي حسابي تركوندم!)
خوب حالا گفتم تبريكتو ..پاشو برو خونتون ..مگه تو خونه زندگي نداري؟
پاشو برو ديگه ..باز نشسته برو بر منو نگاه ميكنه ..ميگمت….ب…..شيطونه ميگه…ميگه…ميگه………………ميگه……..دوستت و ماچ كن (ههه)البته اين براي شما نبود الكي قيافه نكن
كتاب خوندنمون كجا بود …ولي حسابي براش نقشه كشيدم ..اي خدا كي تموم ميشه ….چه نقشه ها كه ندارم !
Comment با خوشه — آوریل 13, 2008 @ 7:01 ب.ظ |
نكن نه نگير ….اصلاح شد!
Comment با خوشه — آوریل 13, 2008 @ 7:07 ب.ظ |
تبريك و موفق باشي.
ببخشيد حوصله كامنتيدن ندارم اين روزها …. وگرنه تبريك دو ساله شدنت بايد مفصل تر از اين جمله خنك مي شد!
پست قبلي ات را هم دقيقا همان روز كه آپلود كردي خواندم درست مثل اين يكي.
Comment با منصوره — آوریل 14, 2008 @ 5:29 ق.ظ |
سینا سینا چه خبر شده؟؟؟ به نظر خیلی کلافه میای؟
بابا اون خانم به اصطلاح صلح یه کمی عقده خود مطرحی داره!
پست تولدت خیلی از سر بی حوصلگی نوشته شده بود!
تو قطار چت شده یهووووووووووووووووووووو
حالا در هر حال از من که تشکر نکرده بودی اما من وظیفه تبریکم رو از همینجا بیان میکنممممممممممم
یه کمی هم به حالت برس این قدر بی حوصله نباشه
Comment با حرف زیادی — آوریل 14, 2008 @ 9:21 ق.ظ |
سلام تبریک عید و تولد و ….!
من یک کامنت واسه پست قبلین گذاشتم که خب الان نبود؟
در هر صورت بازم مبارک باشه
Comment با Hadi — آوریل 14, 2008 @ 8:08 ب.ظ |
سلام.تولدش رو با چندین روز تاخیر بهت تبریک میگم.نظری که واسم گذاشته بودی رو همین الان خوندم…نمیدونم دقیق چقدر وقته که دست به قلم نبردم..ولی میدونم اونقدر زیاده که شاید کاغذ و قلم باهام قهر کرده باشن…خیلی درگیر روزمرگی ها شدم..بیشتر از اون درگیر شلوغی دورو برم..گاهی میترسم نکنه خودم و فراموش کنم یه روز!نمی دونم یه روزی اون وبلاگ به روز بشه یا نه ولی…
این روزها که می گذرد احساس میکنم کسی در باد فریاد میزند
احساس میکنم که مرا از عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا میزند
زیاد احساس خوبی نیست…دلشوره و سرگردونی میاره…میمونی که با خودت و زندگیت می خوای چه کنی!
…
….
Comment با مهسا — آوریل 16, 2008 @ 4:45 ب.ظ |
سلام
سالگرد تولد بلاگت مبارک .هر چند خیلی وقته از ما احوالی نمی پرسی ولی من از یادت نمیکاهم …تورا من چشم در راهم….والی آخر .قربانت .سعید
Comment با سعید صادقی — آوریل 18, 2008 @ 1:50 ب.ظ |
كميابي چرا؟
Comment با خوشه — آوریل 24, 2008 @ 10:52 ق.ظ |