<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: بازي با شعر!</title>
	<atom:link href="http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/</link>
	<description>من رسانه ام!(هر ايراني يك رسانه براي جنبش سبز)</description>
	<lastBuildDate>Tue, 17 Nov 2009 06:15:09 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: منصوره</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-619</link>
		<dc:creator>منصوره</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Apr 2008 08:31:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-619</guid>
		<description>پس یک تبریک بدهکارم.
شک نکن خیلی بد خبر خوش داده ای! پر از فعل های گذشته است&quot;تجربه خوبي بود با همه سختي هايش&quot; وگرنه ما هم از این اصطلاحات سر در می اوریم جناب سر دبیر.
خیلی خوشحال شدم و امیدوارم به جای آیه یاس خواندن تمام توانت را به کار بگیری که حفظش کنی و بزرگ.

پایدار باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پس یک تبریک بدهکارم.<br />
شک نکن خیلی بد خبر خوش داده ای! پر از فعل های گذشته است&#8221;تجربه خوبي بود با همه سختي هايش&#8221; وگرنه ما هم از این اصطلاحات سر در می اوریم جناب سر دبیر.<br />
خیلی خوشحال شدم و امیدوارم به جای آیه یاس خواندن تمام توانت را به کار بگیری که حفظش کنی و بزرگ.</p>
<p>پایدار باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: منصوره</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-618</link>
		<dc:creator>منصوره</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Apr 2008 08:15:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-618</guid>
		<description>یک بار دیگر گه بادقت بیشتری! پستت را می خوانم باید بگویم:
اینکه نشریه ات را بستی یعنی تعطیلش کردی؟
پس چرا خودت و آن دوست ظاهرا هم شهری ات برای هم تبریک می فرستید؟
من فکر می کنم بسته شدن یک نشریه مثل این است که بچه آدم بمیرد. توی شهر ما مردن بچه ها برای پدر و مادرشان عزاداری در پی دارد نه اینقدر تبریک!
حالا یا ما دچار افتراق فرهنگی شده ایم؟ یا تو بد گفته ای؟ یا ان دوستت بد فهمیده؟ یا من اصلا نفهمیدم؟!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک بار دیگر گه بادقت بیشتری! پستت را می خوانم باید بگویم:<br />
اینکه نشریه ات را بستی یعنی تعطیلش کردی؟<br />
پس چرا خودت و آن دوست ظاهرا هم شهری ات برای هم تبریک می فرستید؟<br />
من فکر می کنم بسته شدن یک نشریه مثل این است که بچه آدم بمیرد. توی شهر ما مردن بچه ها برای پدر و مادرشان عزاداری در پی دارد نه اینقدر تبریک!<br />
حالا یا ما دچار افتراق فرهنگی شده ایم؟ یا تو بد گفته ای؟ یا ان دوستت بد فهمیده؟ یا من اصلا نفهمیدم؟!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حصار ترديد</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-617</link>
		<dc:creator>حصار ترديد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Apr 2008 08:32:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-617</guid>
		<description>به خاطر اينكه بد قولي نشه نوشتم برات..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به خاطر اينكه بد قولي نشه نوشتم برات..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حصار ترديد</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-616</link>
		<dc:creator>حصار ترديد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Apr 2008 08:26:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-616</guid>
		<description>باز كن پنجره ها را كه (نسيم)
روز ميلاد اقاقي ها را جشن ميگيرد/وبهار /روي هر شاخه /كنار هر برگ (شمع )روشن كرده است 
همه چلچله ها برگشتند /و طراوت را فرياد زدند /كوچه يكپارچه اواز شده است/ودرخت گيلاس /هديه چشن اقاقي ها را /گل به دامن كرده است

باز كن پنجرا ها را اي دوست
هيچ يادت هست 
كه زمين را عطشي وحشي سوخت ؟
برگ ها پژمردند/
تشنگي با جگر خاك چه كرد؟

هيچ يادت هست؟
توي تاريكي شبهاي بلند
سيلي سرما با تاك چه كرد؟
با سرو سينه ي گل هاي سپيد 
نيمه شب باد غضبناك چه كرد؟
هيچ يادت هست؟

حاليا معجزه ي باران را باور كن /وسخاوت را در(چشم)چمن زار ببين
و محبت را در روح (نسيم)/كه در اين كوچه تنگ/با همين دست تهي /
روز ميلاد اقاقي ها را چشن ميگيرد!

خاك جان يافته است 
تو چرا (سنگ)شدي؟
تو چرا اينهمه (دل)تنگ شدي؟
باز كن پنجره ها را
و بهاران را
باور كن.
(زنده ياد فريدون مشيري)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باز كن پنجره ها را كه (نسيم)<br />
روز ميلاد اقاقي ها را جشن ميگيرد/وبهار /روي هر شاخه /كنار هر برگ (شمع )روشن كرده است<br />
همه چلچله ها برگشتند /و طراوت را فرياد زدند /كوچه يكپارچه اواز شده است/ودرخت گيلاس /هديه چشن اقاقي ها را /گل به دامن كرده است</p>
<p>باز كن پنجرا ها را اي دوست<br />
هيچ يادت هست<br />
كه زمين را عطشي وحشي سوخت ؟<br />
برگ ها پژمردند/<br />
تشنگي با جگر خاك چه كرد؟</p>
<p>هيچ يادت هست؟<br />
توي تاريكي شبهاي بلند<br />
سيلي سرما با تاك چه كرد؟<br />
با سرو سينه ي گل هاي سپيد<br />
نيمه شب باد غضبناك چه كرد؟<br />
هيچ يادت هست؟</p>
<p>حاليا معجزه ي باران را باور كن /وسخاوت را در(چشم)چمن زار ببين<br />
و محبت را در روح (نسيم)/كه در اين كوچه تنگ/با همين دست تهي /<br />
روز ميلاد اقاقي ها را چشن ميگيرد!</p>
<p>خاك جان يافته است<br />
تو چرا (سنگ)شدي؟<br />
تو چرا اينهمه (دل)تنگ شدي؟<br />
باز كن پنجره ها را<br />
و بهاران را<br />
باور كن.<br />
(زنده ياد فريدون مشيري)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرزاد</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-615</link>
		<dc:creator>فرزاد</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 17:03:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-615</guid>
		<description>ممنون که شرکت کردی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون که شرکت کردی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حصار ترديد</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-614</link>
		<dc:creator>حصار ترديد</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 12:07:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-614</guid>
		<description>حالا نزن تو ذقمون ..گناه داريم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا نزن تو ذقمون ..گناه داريم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: منصوره</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-613</link>
		<dc:creator>منصوره</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 08:31:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-613</guid>
		<description>سلام
ببخش! همین امروز کامنتت را دیدم.
بازی را ادامه دادم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
ببخش! همین امروز کامنتت را دیدم.<br />
بازی را ادامه دادم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سینا ر</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-612</link>
		<dc:creator>سینا ر</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Mar 2008 14:58:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-612</guid>
		<description>دوستان عزيزم رسم طريقت اين بود كه جواب بازي را در وبلاگ خودتان بدهيد، توضيح ندادم چون اين رسم از همان اولين بازي هاي وبلاگي به همين سبك بود!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان عزيزم رسم طريقت اين بود كه جواب بازي را در وبلاگ خودتان بدهيد، توضيح ندادم چون اين رسم از همان اولين بازي هاي وبلاگي به همين سبك بود!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حصار ترديد</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-611</link>
		<dc:creator>حصار ترديد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Mar 2008 12:28:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-611</guid>
		<description>و چه شعري!دو حالت وجود داره ..يا تو خيلي منحرفي و يا خيلي دل پر!(البته مورد اول مقبولتر ميباشد!)...شعر خيلي خوشگلي رو تايپينپييدي(نكش.!...تايپوندي!)
من از شاهراه خوشم امده ..اين چند روزا كلمات خوشمزه ميايد زير زبانم. ..البته هيشكس درك نميكند!..مثل كج خيال!نيست؟!
و اما شعر، من چون دوزاريم يا همان دوهزاري يا چه ميدانم دو قرانيم دير مي افتد نفهميدم اينجا بتايپونم يا تو اون وبلاگ ...
فكر كنم.(؟) تو خماريش بمون!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و چه شعري!دو حالت وجود داره ..يا تو خيلي منحرفي و يا خيلي دل پر!(البته مورد اول مقبولتر ميباشد!)&#8230;شعر خيلي خوشگلي رو تايپينپييدي(نكش.!&#8230;تايپوندي!)<br />
من از شاهراه خوشم امده ..اين چند روزا كلمات خوشمزه ميايد زير زبانم. ..البته هيشكس درك نميكند!..مثل كج خيال!نيست؟!<br />
و اما شعر، من چون دوزاريم يا همان دوهزاري يا چه ميدانم دو قرانيم دير مي افتد نفهميدم اينجا بتايپونم يا تو اون وبلاگ &#8230;<br />
فكر كنم.(؟) تو خماريش بمون!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آزاد</title>
		<link>http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-610</link>
		<dc:creator>آزاد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Mar 2008 11:32:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://delbastegi.wordpress.com/2008/03/28/delbastegi-33/#comment-610</guid>
		<description>خب حالا که خودت رخصت دادی من با &quot;سحر&quot; شعر میارم که البته &quot;نسیم&quot; هم داره:

سحر با من در آمیزد که برخیز
نسیمم گل به سر ریزد که برخیز

زرافشان دختر زیبای خورشید 
سرودی خوش برانگیزد که برخیز

سبو، چشمک زنان، از گوشه ی طاق
به دامانم در آویزد که برخیز

زمان گوید که هان، گر برنخیزی
غریو مرگ برخیزد که برخیز!

............................فریدون مشیری</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خب حالا که خودت رخصت دادی من با &#8220;سحر&#8221; شعر میارم که البته &#8220;نسیم&#8221; هم داره:</p>
<p>سحر با من در آمیزد که برخیز<br />
نسیمم گل به سر ریزد که برخیز</p>
<p>زرافشان دختر زیبای خورشید<br />
سرودی خوش برانگیزد که برخیز</p>
<p>سبو، چشمک زنان، از گوشه ی طاق<br />
به دامانم در آویزد که برخیز</p>
<p>زمان گوید که هان، گر برنخیزی<br />
غریو مرگ برخیزد که برخیز!</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.فریدون مشیری</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
