قرار است با تیترها شوخی کنیم، کلیه این تیترها از سایت ها و خبرگزاریهای فیلتر نشده انتخاب شده است و مسئولیت صحت یا عدم صحت اخبار بر عهده آنها است و البته مسئولیت شوخیها هم بر عهده هیچکس نیست..
آقای باهنر، نماینده مردم تهران: ورود غیر خودی ها در انتخابات ممنوع
آقای باهنر از شما بعید بود که از مردم بخواهید انتخابات را تحریم کنند!
مخبالفها به تابعیت کشور فرانسه در آمدند
حاجی.. اوه ببخشید مسیو مخملباف، حتما برای هموطنان فرانسوی ات بگو ایران چقدر جای بدی است!(راستی من هر چقدر فکر کردم نفهمیدم “های” مخبالف را باید جدا بنویسم یا سر هم، کاش بلد بودم املای فرانسوی اسمش را بنویسم تا این مشکل پیش نیاید)
احتمال پیوستن ایرنا به نهاد ریاست جمهوری
بعد از ایسنا و ایلنا حالا نوبت ایرنا! آقای احمدی نژاد اگر همه ما قول بدهیم در انتخابات بعدی به شما رای میدهیم دست از سر خبرگذاریها برمیدارید؟!
وزیر ارشاد: سنتوری قابل نمایش نیست
این نیز هم بگذرد.. سنتوری را همه می بینیم دیر یا زود، تازه بدون قیچی! فقط روسیاهی میماند برای ذغال.
صفایی فراهانی مشکل فوتبال ما قلعه نویی نیست
ای بابا پس ما به کی فحش بدهیم؟ ایویچ که رفت برانکو هم نیست، زودتر مربی بعدی را معرفی کنید قول میدهیم دست از سر امیر برداریم.
كمك اقتصادي هوگو چاوز به آرژانتين
عجب آدم نامردی هستی ها! نمک نشناس!! راستی قرار بود بنزین بدی یادت رفت؟
نشریه امریکایی:سعودی ها می خواهند بمب هسته ای بسازند
فقط همینمان کم بود، آنها که همینطوری خودشان بمب اند.
کروبی: لیست اعتماد ملی با جبهه اصلاحطلبان متفاوت است
این حرفهارو بیخیل حاجی بگو پول مول خبری هست یا نه؟(تذکر مهم: واژه مول را بدون پول نخوانید!)
كيهان: اصلاحطلبي تركيهاي از ايراني بهتر است!
همین که شما یک نوع از اصلاح طلبی را برسمیت شناختی از همه چیز بهتر است حتی اگر این اصلاح طلبی بورکینافاسویی باشد!
رحمان رضایی: فوتبال ما مریض است
اگر سالم بود مدافعانمان به خودمان گل نمی زدند!
کاملیا اننخابی فرد: هشت سال پیش با علی دایی هم بودم
خدایی از وقتی این خبر را خواندم حسابی از خودم نا امید شدم! دارم فکر میکنم علی دایی چطور مخ طرف را کار گرفته! آنهم علی دایی 8 سال پیش. با آن سیبیل های به یاد ماندنی!!
انتخاب: سگ امريکايي ، صاحبش را با اسلحه هدف قرار داد
باز هم به معرفت سگهای وطنی، هنوز آنقدر گمراه و فاسد نشده اند که اسلحه دست بگیرند و به سمت صاحب شلیک کنند، خانه پرش پاچه آدم را گاز بگیرند!
دکتر معین: ائتلاف اصلاحطلبان باید با حفظ اصول باشد
دکتر جان فعلا که “اصول” فقط تایید صلاحیت شدن و رای آوردن شده است! یکم واضح تر حرف بزن بفهمیم چه میگویی. وگرنه مثل انتخابات ریاست جمهوری ضایع میشویم ها..
رنجنامه دانشجویان کاشان به خاتمی
یاد آن موقع ها که خاتمی خودش رنجنامه می نوشت نخیر.
برای نخستنین بار در تاریخ عربستان زنان مي توانند از مردان شکايت کنند
باز هم بگویید در ایران به زنان ظلم می شود! تا جایی که ما می بینیم(حداقل در فیلم ها) زنان پدر مردان را در می آورند کسی هم اجازه گله و شکایت ندارد وگرنه باید شب را در خیابان بخوابد!(عجب آنتی فمینیستی شدیم ها!)
صادق زیبا کلام: اتحاد اصلاح طلبان سراب یا واقعیت؟
دو کلمه از پدر عروس!
نژاد حسینیان: فروش گاز ایران به هند و پاکستان با 30 درصد تخفیف حراج منافع ملی است
گیر دادی ها! داداش شما اینکاره نیستی،ما تخفیف دادیم مشتری بشن حالا 30 ، 40 ، 50 ، درصد تخفیف! چه اشکالی داره؟ مفتی که ندادیم.. از همه اینها گذشته اصلا به شما چه ربطی داره، فعلا ما همه کاره هستیم!(البته گویا این خبر تکذیب شده است)
دستگيري دهها دختر و پسر در پارتي رپها
شما که گفتید بودید ما با لباسهای تنگ تحریک می شویم پس چرا اینها را گرفتید. اینها که لباس تنشان نبود تا تنگ باشد!! در ضمن شما قول داده بودید با گرفتن بدحجابها جامعه پاک می شود، پس چرا نشد؟
غلامحسن الهام: گازوئل سههمیه بندی نمی شود
مرسی مهربون! آب چی؟ سهمیه بندی میشه یا نه حتما خبر بدهید مردم استرس دارند.
دیدیم بازار طنازی داغ است گفتیم چرا ما نه! فعلا که احساس خوشمزگی شدیدی به ما دست داده است، اگر “شوخی با تیترها” بازتاب خوبی داشته باشد در قسمت دوم ادامه اش می دهم وگرنه دممان(دم نه ها دم) را روی کولمان میذاریم و می رویم دنبال کارمان..
ادامه بده، ما که استقبال می کنیم، شدییییییییید
دیدگاه با talaye — آگوست 4, 2007 @ 2:04 ب.ظ |
با نمک بود.بقیه اش لطفا.
دیدگاه با smile — آگوست 4, 2007 @ 8:08 ب.ظ |
بیشتر…بیشتر …بیشتر بنویس
دیدگاه با سامان — آگوست 5, 2007 @ 2:34 ق.ظ |
سلام سينا
هرچند من نوشته هاي جدي ات را بيشتر مي پسندم ولي اين هم بامزه بود. به خصوص خبر علي دايي را كه خوندم واقعا نيشم تا آخر باز شد.
اين شوخي ها هراز گاهي بد نيست براي تفريح . فقط اميدوارم اينجا مختص اين كار نشه. با توجه به اينكه گفتي ادامه ميدي و دوستات هم كلي تشويقت كردن
دیدگاه با منصوره — آگوست 5, 2007 @ 5:35 ق.ظ |
ها ها….شماره سومیش عین واقعیت بود;)
دیدگاه با حرف زیادی — آگوست 5, 2007 @ 9:18 ق.ظ |
سلام
هر از گاهی طنز و شوخی بد نیست البته باید اینکاره باشی
ولی اگر حس شوخی و نوشتن طنز را داری ادامه بده
ما هم هر از گاهی بهت سر می زنیم
موفق باشید
دیدگاه با سعید — آگوست 6, 2007 @ 5:06 ق.ظ |
راستش من نمی خوام ماهی یک بار آپ کنم ولی نمی دونم چرا چند وقته قسمتم این بوده
مطلب خوبی بود ولی منم با این نظر موافقم که چنین مطالبی گاه به گاه نوشته بشه.چون اگه زیاد بشه ممکنه خسته کننده بشه،در صورتی که خوندنش واقعا خوبه، هم آدم تیتر خبرها رو یک جا می بینه هم به مطلب تلخ پشت هر خبر پی می بره.
منم آپم هرچند پستم چندان شیرین نیست
دیدگاه با شیدا — آگوست 6, 2007 @ 5:17 ق.ظ |
اخی حسنی بیچاره! قلبم شکست…
دیدگاه با چشم غمگین — آگوست 7, 2007 @ 7:24 ق.ظ |
من که با این کار طنزت کاملا مواقفم.پیشنهاد می کنم ادامه بدی تو این زمینه.یخ جورایی باعث می شه حال و هوای وبلاگت هم یک نواخت نمونه.
واسه هزارمین بار هم میگم:دلم برات تنگ شده!برنامه رشت اومدنمون هم دود شد.خودم که تازه از تهران اومدم.تا یه چند روز دیگه هم اگه بابا برنامش جور بشه می ریم یزد!!
شاد باشی همیشه
دیدگاه با مهسا — آگوست 11, 2007 @ 10:10 ق.ظ |