به این واژه، “حریم خصوصی” خوب نگاه کنید، چقدر مقدس است، شاید قداستی به اندازه آزادی و آرامش..
فکر می کنید حریم خصوصی در جامعه ایران چقدر مفهوم دارد، نه اشتباه نکنید بحث سیاسی نیست! نمی خواهم بگویم چرا دولت در لباس پوشیدن مردم دخالت می کند یا اینکه چرا دولت دوست دارد نحوه تفریح کردن مردمش را تعیین کند یا اینکه یا اینکه حتی چرا دولت برای مللتش ساعت برای برقراری رابطه جنسی تعیین می کند. نه! به اینها هم کاری ندارم، چون اوضاع خیلی خراب تر از اینهاست! به نزدیکتر نگاه کنید به دوستان نزدیک، دور به خانواده به فامیل، به خودمان، به همه خوب نگاه کنید تا ببینید چقدر در زندگی امنیت روانی و آرامش می توانیم داشته باشیم.
تا به حال از خودتان پرسیده اید چرا باید دفترچه خاطراتمان یا دفترچه ی نوشته های شخصی امان را جایی پنهان کنیم که عقل جن هم به آن نرسد!
تا به حال از خودمان پرسیده اید چرا ما اینقدر علاقه مندیم که از زندگی دیگران سر در بیاوریم؟ تا به حال از خودمان پرسیده ایم چرا دیدن فیلمهای خصوصی دیگران اینقدر برای ما لذتبخش است! نه نپرسیده ایم، چون همیشه به ما گفته اند که بهترین هستیم.
لحظه به لحظه حریم خصوصی ما از جانب دیگران تهدید می شود و ما لحظه به لحظه زندگی خصوصی دیگران را تهدید میکنیم، این یعنی نداشتن امنیت، امنیت روانی، امنیت ذهنی..
شاید اگر قدرت داشتیم دلهای یکدیگر را با دشنه میشکافتیم تا ببینیم در آن چه خبر است، چقدر تهوع آور.. کاش می توانستیم تفریح بهتری برای خودمان دست و پا کنیم تا شاید از این طریق آمار بیمارهای روانی را که در کشورمان روز به روز در حال افزایش است کاهش می دادیم.
خوش گفت شاعر ما
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد