دلبستگی —— (هر ايرانی يك رسانه)

جولای 27, 2007

فقط روسری ات را دو سانتیمتر جلوتر بیاور وگرنه دوست داشتی میتوانی برهنه شوی

دسته: جامعه, زنان, سیاسی, طنز — سینا ر @ 3:28 ب.ظ

طرح مبارزه با بدحجابی دوباره تشدید شده است به همین منظور مصاحبه ای* را با یک طرفدار مبارزه با بدحجابی انجام داده ایم، شرح این مصاحبه در زیر می آید شما را به خواند آن دعوت می کنیم در ضمن اسم این آقا را نمی دانیم به همین علت اسمش را فاش نمی کنیم..
مبارزه؟
ما: جناب آقای… نظر شما راجع به مبارزه با بد حجابی چیست؟
- اصولا مبارزه چیز خوبی است! به نظر ما که باید بگیرند و بزنند همه اینها را، اینها کشور را به فساد کشانده اند، باید آدمشان کرد.
ما:جناب آقای… فساد یعنی چی؟
-فساد یعنی بدحجابی یعنی زنا یعنی به دخترها چپ نگاه کردن یعنی مشروب خوردن یعنی لباس تنگ پوشیدن، باز هم بگوبم؟…
ما: نه کافی است، یعنی شما اگر اینها را بگیرید فساد از بین می رود و اینها با حجاب می شوند؟ و دیگر کسی مشروب نمی خورد؟ و همه به راه راست هدایت می شوند؟
-پس چی که می شوند! اینها فکر می کنند روسری عقب رفتن اشکالی ندارد این را هم خاتمی و دارو دسته اش در کله اینها فرو بردند و ما هم از کله های گچشان بیرون میاوریم.
ما:شما فکر نمی کنید که اگر این گروه را محدود کنیم و بر سر سانتیمترهای مانتو یا شلوار یا روسری اشان بحث کنیم اینها جای دیگر خودشان را خالی می کنند و نه اینکه فقط شلوارها را کوتاه کنند و پیراهن ها را تنگ و روسری ها را بردارند که به یک باره لباسها را از تن بیرون میاورند مانند چیزی که دارد اتفاق می افتد.
- جای دیگر مثلا کجا؟ کجا اتفاق می افتد؟ چرا چرند می گویی؟ هر جا باشد می گیریم میزنمیشان!!
ما:خوب مثلا در مجالس خصوصی یا پارتی ها که هر از چند گاهی شکل می گیرد و یک از هزاران اخبارش هم به رسانه ها درز پیدا میکند همانظور که میدانید در این مجالس کمتر کسی به آن شکل لباس تنش می کند(حداقل قسمت اعظم بدنشان برهنه است که اصلا جزء قواعد نانوشته مجالس خصوصی شده است) شما که دستتان به آنجا نمی رسد و نمی توانید همه جا را کنترل کنید..
- خوب دستمان نرسد نفرینشان که میتوانیم بکنیم، نمی توانیم؟
ما:البته این هم راه خوبی است، که به ذهن ما نرسیده بود، پس شما معتقدید با زور و نفرین همه چیز درست می شود؟
-بله که درست می شود..
ما:اما ما در این مدتی که از جبر و فشار استفاده کردیم به چه نتیجه ای رسیدیم؟
-چیه حتما می خواهی بگویی کار فرهنگی، جمع کن بابا! چرا چرت و پرت می گویی؟ به چه نتیجه ای رسیدیم؟ شما هم حرف استکبار را تکرار می کنید! به همه نتیجه ها.. ما امروز نجیب ترین زنان و مردان را در دنیا داریم، فقط مشکل ما روسری در خیابان ها بوده که آن هم دارد برطرف می شود فقط کمی چشمتان را باز کنید تا ببینید لباس های تحریک کننده چقدر کم شده است، تازه دستور داده ایم لباس های تحریک کننده در مغازه ها به فروش نرسد. آنهایی را هم که شما می گویید برهنه اند اگر باشند تعدادشان اندک است که انشاءالله ذلیل و زمین گیر بشوند. آقا اصلا ما چه کار به مجالس خصوصی داریم؟ مهم ظاهر قضیه است، اصلا شاید شما دروغ می گویید از کجا معلوم؟ هان..
ما:اما آمار غیر رسمی فعالین اجتماعی می گوید که امروزه در شهرهای بزرگ کمتر دختر و پسری هستند که قبل از ازدواج سکس را تجربه نکرده باشند. و این در حالی است که یک زمانی در ایران ما حتی خانواده های غیر مذهبی هم خیلی چیزها را رعایت می کردند و نجابت دختر شرقی به خصوص ایرانی در دنیا معروف بود..
- تکذیب می کنم، اینها همه دروغ است! البته شاید زمان خاتمی یک چیزهایی بود اما الان دیگر نیست، اصلا بگو ببینم کدام فعال اجتماعی این غلط اضافی را کرده بگو تا پدرش را در بیاورم. در ضمن نجیب فقط دختر ایرانی است نه شرقی تازه آنهم بعد از انقلاب نجیب شدند!
ما: بله! فقط یک نکته به عنوان پایان مصاحبه، شما گفتید که لباس های تحریک کننده دیگر به فروش نمی رسد، یک مسئله ای به ذهن من رسید و آن هم اینکه آیا شما با خیاطهای خصوصی هم صحبت کردید که دیگر برای کسی تحریک کننده ندوزند؟
- شما هم که همش می خواهی از ما سوتی بگیری! اصلا بذار آن خیاط ها بدوزند پس پلیس چه کاره است؟ وظیفه پلیس گرفتن این آدم ها است دیگر! مگر نه؟ تازه ما آقا یا خانمی که گرفته ایم ازش سوال می کنیم لباست را از کجا گرفته ای و او می گوید مثلا فلان خیاط و ما هم خیلی راحت می رویم دست آن خیاط را قلم می کنیم.. دیدی کم آوردی!
ما:هان؟ بله حق با شماست، از همان اول هم معلوم بود که ما کم میاوریم، به نظر می آید شما علاوه بر مبارزه، قلم کردن را هم خیلی دوست دارید! بگذریم شاید ما چشمانمان بسته است و حق با شماست! مرسی که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید. امیدوارم خداوند چشمان ما را بر روی حقایق آنچنان که هست بگشاید
- قابلی نداشت، وای به حالت اگر حرف های من را وارونه جلوه دهی!
ما: نه نه مطمئن باشید

*توضیح اینکه این مصاحبه شونده تخیلی بوده، البته مصاحبه کننده تخیلی نبود!
*توضیح دوم اینکه “با چشمان کاملا بسته” هم می توانست تیتر مناسبی باشد.

جولای 21, 2007

تغییر شیرین

دسته: سیاسی, سینما،تلویزیون — سینا ر @ 8:50 ب.ظ

بعد از مقاله فرزاد حسنی عزیز دلم خیلی برایت می سوزد ،بر خلاف تصورم خیلی از دوستان از این انتقاد تند از فرزاد حسنی استقبال کردند، البته که عده زیادی هم ما را به حسادت و دشمنی با آقای حسنی متهم کردند و حتی یکی از دوستام هم به من پیشنهاد مراجعه به دامپزشک داد! و عده ای هم آن مقاله را تلاشی برای معروف شدنمان دانستند! اما از آنجایی که آن را تنها بر اساس عقیده شخصی ام نوشته بودم این حجم تاییدات (غیر منتظره) و این تیزی انتقادات (قابل پیش بینی) چندان احساس خوشایند یا نا خوشایندی در من پدید نیاورد. چون اصولا “دلبستگی” ام را برای خوشایند کسی بزک نمی کنم و سعی میکنم در آن هر حق و ناحقی را که ببینم بدون رودربایستی بیان کنم.
امروز هم این پستم را اختصاص می دهم به تشکر کردن از فرزاد حسنی به خاطر گفتگوی صریحی که با سردار رادان انجام داد و در آن توانست بسیار هنرمندانه سردار را عاجر کند! بله اینبار آقای حسنی برای اولین بار از هنر سخنوری اش به نفع مرم سود برد و من به نوبه ی خودم از ایشان تشکر میکنم و این تغییر شیرین را به فال نیک می گیرم. بیشک برنامه 30 تیر آقای حسنی نقطه ی عطفی در کارنامه ی وی بود که امیدوارم ادامه یابد. در ین برنامه فرزاد حسنی با سوالات مکرر و در واقع بیان حقایق، سردار رادان را در مورد اجرای طرح امنیتی برخورد با بدحجابی محکوم کرد. و مسائلی را که در ذهن مردم بود بسیار صریح بیان کرد. امیدوارم برنامه فردا شب هم با همین کیفیت باشد.
در همینجا دعا میکنم که کامران نجف زاده عزیز هم هرچه زودتر به راه راست هدایت شود، باشد که او هم، همانند حیدری عزیز محبوب مردم باشد.

پ ن: مقاله متفاوت و جالب “هم صحبت خاک” را هم از دست ندهید

بركنار شدن مجری جنجالی به خاطر مصاحبه انتقادی؟

جولای 15, 2007

حریم خصوصی در ایران یعنی کشک!

دسته: جامعه, سیاسی — سینا ر @ 10:23 ب.ظ

به این واژه، “حریم خصوصی” خوب نگاه کنید، چقدر مقدس است، شاید قداستی به اندازه آزادی و آرامش..
فکر می کنید حریم خصوصی در جامعه ایران چقدر مفهوم دارد، نه اشتباه نکنید بحث سیاسی نیست! نمی خواهم بگویم چرا دولت در لباس پوشیدن مردم دخالت می کند یا اینکه چرا دولت دوست دارد نحوه تفریح کردن مردمش را تعیین کند یا اینکه یا اینکه حتی چرا دولت برای مللتش ساعت برای برقراری رابطه جنسی تعیین می کند. نه! به اینها هم کاری ندارم، چون اوضاع خیلی خراب تر از اینهاست! به نزدیکتر نگاه کنید به دوستان نزدیک، دور به خانواده به فامیل، به خودمان، به همه خوب نگاه کنید تا ببینید چقدر در زندگی امنیت روانی و آرامش می توانیم داشته باشیم.
تا به حال از خودتان پرسیده اید چرا باید دفترچه خاطراتمان یا دفترچه ی نوشته های شخصی امان را جایی پنهان کنیم که عقل جن هم به آن نرسد!
تا به حال از خودمان پرسیده اید چرا ما اینقدر علاقه مندیم که از زندگی دیگران سر در بیاوریم؟ تا به حال از خودمان پرسیده ایم چرا دیدن فیلمهای خصوصی دیگران اینقدر برای ما لذتبخش است! نه نپرسیده ایم، چون همیشه به ما گفته اند که بهترین هستیم.
لحظه به لحظه حریم خصوصی ما از جانب دیگران تهدید می شود و ما لحظه به لحظه زندگی خصوصی دیگران را تهدید میکنیم، این یعنی نداشتن امنیت، امنیت روانی، امنیت ذهنی..
شاید اگر قدرت داشتیم دلهای یکدیگر را با دشنه میشکافتیم تا ببینیم در آن چه خبر است، چقدر تهوع آور.. کاش می توانستیم تفریح بهتری برای خودمان دست و پا کنیم تا شاید از این طریق آمار بیمارهای روانی را که در کشورمان روز به روز در حال افزایش است کاهش می دادیم.
خوش گفت شاعر ما
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

جولای 8, 2007

فرزاد حسنی عزیز دلم خیلی برایت می سوزد

دسته: جامعه, سینما،تلویزیون — سینا ر @ 6:44 ب.ظ

واقها نمی دانم که خود شیفتگی در علم پزشکی امروز جزء بیماریها به ثبت رسیده است یا نه؟ من از تمامی پزشکان حاذق می خواهم که این پسر را در یابند بیماری اش خیلی حاد شده است! در کوله پشتی 4 بیماری فرزاد حسنی به شدت جهش پیدا کرده است این را تنها با 10 دقیقه تماشای این برنامه به شدت مسخره و مضحک می توانی درک کنی.
جالب است، آقای حسنی در یکی از پربیننده ترین ساعات، شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران را در اختیار گرفته و هر مزخرفی که دلش می خواهد به زبان می آورد. البته نمی توان خیلی برای او ایراد گرفت وقتی هر ننه قمری فقط به علت بلد بودن آداب ثناگویی و داشتن روابط خوب و خم و راست شدن جلوی هر ناکسی، می تواند تریبون را دست بگیرد چرا فرزاد نگیرد! چه کسی از تو هنرمند تر در این زمینه فرزاد جان؟! واقعا که حسادت هم دارد!
در برنامه هایت مدام از دشمنان خیالی ات حرف می زنی! آخر عزیزم تو چه داری که دیگران با تو دشمنی کنند و بخواهند آن را بگیرند؟ نکند واقعا باورت شده که چیزی هستی، آخر هنری که تو داری هرکسی میتواند به سادگی داشته باشد خودت از همه ما بهتر میدانی که اینروزها بادمجان دور قاب چیدن چقدر خریدار دارد، فکر نمیکنم خیلی هم کار سختی باشد، فقط مشکل اینجاست که بعضی ها شرافتشان را با هیچ چیزی عوض نمی کنند، میدانم درکش برایت سخت است!
نمیخواهم بگویم که با همه در بیفتی و جواب همه را بدهی، خلاصه تو هم باید نان بخوری میتوانم این را درک کنم، تو تقصیری نداری، فقط از تو میخواهیم مثل بقیه همکارانت سرت را پایین بیندازی و به این کارت افتخار نکنی تا ما چندشمان نشود.
(حالا که این را می نویسم مهمان بی سواد برنامه کوله پشتی صدای سعید حدادیان را هم در آورده است! -زیاد در چند و چون ماجرا نیستم حواسم به نوشتن است-) و در پایان به این نکته اکتفا می کنم..
از دوستانم شنیدم که در برنامه 16 تیر ات به فرمی مسخره در صحبتهایت از زبان گیلکی استفاده برده ای تا بتوانی جماعتی را بخندانی، فقط خواستم بگویم که همشهری های من به تمسخر لمپنهایی مثل تو وجهی نمی نهند، عزیزم شما برای ما اسطوره کاسه لیسی هستی می توانی به این موضوع افتخار کنی، ثنای این و آن را بگویی تا یک لقمه نان بخوری و به شهرتی برسی دلم برایت می سوزد فرزاد جان چکار کنم دست خودم نیست!

در رابطه با فرزاد حسنی بخوانید : تغییر شیرین

جدیدترین: فرزاد حسنی بیمار است یا برکنار شده؟

وبلاگ روی وردپرس.کام.